جسارت و كم‌تجربگي




عنوان مجموعه اشعار : بعد از 95
شاعر : امیر عباس جوادوزین


عنوان شعر اول : در فصل بلاخیز


این بار نه خوشحال! که ناراحته  مرداد
انگار که دی آمده در حالت مرداد

دلگیر و پریشانه و پنهان شده انگار
صد بغض ترک خورده در این هییبت مرداد

نادیده نگیرید که اخبار بگوید
امسال چه بارانی و بی طاقته مرداد

0
سرد است، که شومینه در آغوش گرفتم
وقتی که فراموش شده عادت مرداد

با هر قدمش رخنه به احساس من افتاد
بمبی که نفس می کشه در  ساعت مرداد

هی چوب چکید از دهنم هیچ شدم هیچ
گیتار شدم خرد مرا عافت مرداد
0
در فصل بلا خیز صدا مسئله ساز است
آواز، سکوتی است که در حسرت مرداد...

عنوان شعر دوم : افتاده قعر فنجانم
افتاده قعر فنجانم. دو تا بلور سرخابی
دو تا ستاره ی روشن از کهکشان مهتابی

چِشمان مشرقی رنگ ات  از برکه ها به فال آمد
ماهیِ پلک ات افتاده در گیر و دار قلابی

رنگین کمان به بار آمد از ازدحام طوفانت
در سطح خانه ام جاری است نوری به روی سیلابی

تعبیر تلخ تنهایی مشتی ترک به بغضم زد
صد بمب سرکش افتاده در انبساط مردابی

آه از نگاه پف کرده از قهوه های بی خوابی
از خودکشی من در شعر از سینمای بی تابی

(قیصر) نمی شوم وقتی مجنون نبوده ام هرگز
من نام اصلی ام مرگ است نه این صفات قلابی

عنوان شعر سوم : بانوی خلیجیدو و غزل جای شما نیست
تا ورد ترا  در دل محراب سرودم
سجاده خبر داد چه بی تاب سرودم

تشبیه قدیمی است ترا دیدم و انگار
با مستی صد  جرعه میِ  ناب سرودم

ایجاز ترین جاذبه از تیرِ نگاهت
عازم به خیالم شد و (اطناب) سرودم

بر روی زمین روشنکی مثل ترا نه
بالای سرم دیدم و مهتاب سرودم

بانوی خلیجیدو  غزل جای شما نیست
افسوس تو را  در دل  تنگآب سرودم
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
سه سروده‌ی پیش رو، اولین نمونه‌هایی‌ست که از تجربه‌های دوست بسیار جوان پایگاه نقد شعر، آقای امیرعباس جوادوزین در این فضا بارگذاری شده؛ دوستی با کمتر از یک سال سابقه‌ی سرودن که در همین سه اثر نشان داده قرار ندارد مثل خیلی از مبتدیان دیگر، كلمات و تصاوير و مضاميني تكراري را از روی دست برخي از دیگراني كه در هزار سال گذشته، مدام يكديگر را تكرار كرده‌اند، بنویسد و به دنبال گفتن حرف‌هاي خودش با لحن خودش است؛ حتی اگر در این مسیر، اشتباهات یا ـ بهتر بگويم ـ لكنت‌ها و كم‌تجربگي‌هايي نیز داشته باشد. البته هیچ‌کدام از ما ـ خصوصا در مراحل اولیه‌ی آزمون و خطا ـ نمی‌توانیم کاملا مستقل و منتزع از مطالعات و شنیده‌هایمان، دست به آفرینش بزنیم؛ چون در دادوستدی دائمی با محیط براي دستيابي به شناخت ـ اگرچه به طور ناخودآگاه ـ تحت تاثیر متن‌های گوناگون هستیم؛ اما این تاثیرپذیری، با تقلید صرف از قدما و معاصران، تفاوت دارد و نافی تلاش شخص برای روایت زیست فردی‌اش نيست؛ تلاشي كه دو وجه دارد: خوانش و اجرا. اميرعباس عزيز در وجه نخست، مسير درستي را انتخاب كرده و سعي مي‌كند هستي و فضاي خودش را خوانش كند و به همين دليل، در وجه دوم، كار سخت‌تري در پيش دارد؛ چراكه اجراي ايده‌هاي تازه، يك فرآيند بي‌سابقه و بي‌الگوست كه از اساس، بايد برنامه‌ريزي و عملي شود.
اولين نكته‌اي كه در اجراي اولين اثر، جلب توجه مي‌كند، دوگانگي زبان است؛ دوگانگي نوشتاري ـ گفتاري؛ اتفاقي كه به نظر مي‌رسد بيش از هر چيز، حاصل برخي تنگناهاي موسيقايي طرحي باشد كه براي اين غزل در نظر گرفته شده است؛ زيرا در دو اثر ديگر كه طرح‌هاي معمول‌تري دارند، با چنين لغزشي مواجه نيستيم. در سروده‌ي نخست، براي اولين بار در قافيه‌ي اولين مصراع اين غزل كه سرايش آن با زبان نوشتاري آغاز شده، به گفتاري‌نويسي برمي‌خوريم؛ تصرفي كه به قرينه‌ي «حالت مرداد»، در «ناراحت است مرداد» رخ داده و آن را از شكل نوشتاري، به صورت گفتاري، سوق داده است (ناراحته مرداد) تا قوافي بيت، متناسب باشند. اما اين لغزش، به همين يك قافيه محدود نمانده و در ادامه، فراگيرتر شده است. در مصراع اول بيت دوم، «پريشانه» ادامه‌ي همين ماجراست تا مشكل، به موسيقي بيروني (وزن) نيز تسري يافته باشد. در بيت سوم، وضعيت «بي‌طاقته» مانند وضعيت قافيه در مصراع اول است و در بيت پنجم هم «نفس مي‌كشه» ـ به تحميل وزن ـ اين دوگانگي را پررنگ‌تر كرده است. از دوگانگي زباني كه بگذريم، بايد گفت كه سراينده با انتخاب طرحي نسبتا سخت، تكليف سنگيني به دوش خود گذاشته كه انجام آن براي خيلي از افراد مجرب‌تر هم كار چندان آساني نيست و همين وضعيت باعث شده كه در برخي سطرها، با بيان سرراستي مواجه نباشيم. در بيت نخست، با وجود مشكلي كه به آن اشاره شد، با ابهام و تعقيد خاصي مواجه نيستيم. مخاطب، متوجه مي‌شود كه سراينده قصد دارد با قراردادن «مرداد» به عنوان يك نماد در نقطه‌ي كانوني سروده، از زواياي گوناگون به آن بپردازد و به همين بهانه، حرف‌هايش را بزند. او از يك وضعيت نادلخواه گله دارد و حالا مي‌خواهد آن را توصيف كند؛ اما براي توصيف، بايد نگاه عيني و جزئي داشت. در بيت نخست، خيلي راحت متوجه تضاد مرداد ـ دي (گرما / سرما ـ سبزي / خشكي و...) مي‌شويم اما در بيت دوم «اين هيبت مرداد» هيچ قرينه‌ي روشني براي مخاطب در بر ندارد. كدام هيبت؟ در بيت سوم، فارغ از مساله‌ي قافيه، ايده‌ي خوبي در ذهن سراينده بوده ولي رسا و شيوا بيان نشده است. او مي‌خواسته بگويد «اگر اخبار گفت مرداد امسال، باراني و بي‌طاقت است، چنين خبري را ناديده نگيريد» اما در بيان اين ايده، موفق نبوده است. در بيت چهارم، باز هم راوي بر همان باور قبلي تاكيد مي‌كند؛ سرما در فصلي كه بايد گرم باشد. «كه» در مصراع نخست، زائد است يا بهتر بگوييم بخش جامانده‌اي از يك بيان ناقص است. كافي‌ست سراينده، جمله‌اي كه در ذهن داشته را فارغ از وزن و به شكل طبيعي، روي كاغذ بنويسد و سپس آن را با اين بيت، قياس كند تا متوجه شود چه تصرفاتي در آن كرده است. در بيت‌هاي پنجم و ششم، سراينده در عيني‌كردن ـ يا بهتر بگويم ملموس‌كردن ـ فضاي خيال، توفيق چنداني نداشته و به همين دليل فضاها مبهم است. نه اينكه مخاطب چيزي متوجه نشود بلكه به دريافت‌هاي كلي و مبهم مي‌رسد. و نهايتا در بيت پاياني هم نه تمهيدات مضموني، كامل است و نه اركان جمله. اما آيا اين تجربه، تجربه‌ي ناموفقي‌ست؟ هرگز! جسارت و تازه‌جويي سراينده، ستودني‌ست و بدون شك، سرآغاز اتفاقات خوب بعدي خواهد بود.
غزل دوم، با بيان شيواتري شروع شده و اگرچه شايد رنگ «سرخابي» در مصراع نخست، پرسش‌انگيز باشد، مصراع دوم مطلع، براي يك سراينده‌ي هفده‌ساله با كمتر از يك سال تجربه، ستودني‌ست. قوافي نكره در اين غزل، بحث مفصّلي مي‌طلبد كه فعلا فرصتش را نداريم و ديگر اينكه باز هم تزاحم تصاوير، مانع رسايي و شيوايي شده است؛ ‌تصاويري كه در مضمون‌پردازي، دادوستد قابل خوانشي ندارند. اما يك بار ديگر تاكيد مي‌كنم كه اين تصاوير تازه كه سراينده، جسورانه سراغ آنها رفته، از ذهني پر از ظرفيت‌هاي شاعرانه خبر مي‌دهند.
و نهايتا غزل سوم كه مي‌توان آن را معمولي‌ترين سروده بين اين سه اثر دانست نيز بر همان دريافت قبلي تاكيد مي‌كند؛ غزلي كه به نظر مي‌رسد پيش از دو غزل ديگر سروده شده باشد و خام‌دستي‌هاي بيشتري در آن ديده مي‌شود اما سراينده‌ در اين غزل نيز سعي كرده حتي‌المقدور از منظوم‌سرايي و موزون‌سرايي فاصله بگيرد و به شعر نزديك شود. در اين غزل، حتي با برخي ساخت‌هاي دستوري غلط مواجهيم ولي اين لغزش‌ها به‌مرور اصلاح خواهد شد؛ نياز اصلي شعر، جوهره‌ و جان شاعرانه است كه تكاپوي سراينده براي يافتن آن را شاهد هستيم. و مطمئنم كه در نوبت‌هاي بعدي با آثار پيراسته‌تري از آقاي جوادوزين روبه‌رو خواهيم بود كه به همان نسبت عيار شاعرانه‌ي بيشتري هم خواهند داشت.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
امیر عباس جوادوزین » چهارشنبه 23 بهمن 1398
جناب اسماعیلی اراضی ممنون بابت بیان شیوا و نقدی پر محتوا در آثار آتی خویش حتما از نکات ذکر شده شما فیض خواهم برد ????????

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.