ترانه ای بیش از حد ساده




عنوان مجموعه اشعار : خوش‌خیالی
شاعر : محمدرضا همتی


عنوان شعر اول : خوش‌خیالی
چشم تو چیز دیگه‌ای می‌دید
به نگاه من اعتقاد نداشت
توی یک لحظه باورم به خودم
پیش چشمای تو ترک برداشت

باورم بود عاشقم می‌شی
بدیِ عشق خوش‌خیالیشه
بعد تو حتی تا دم مرگم
عشق باورنکردنی می‌شه

بعد تو روو تن خیابونا
رد زخم ترانه‌های منه
ابر اگه گریه می‌کنه هر روز
از غم عاشقانه‌های منه

من همونم که توی تاریکی
به یه فانوس کهنه دل بسته
هر کجایی که میره می‌بینه
مقصدش کوچه نیست، بن بسته

گوشه‌ی سوت و کور تنهاییم
خاطراتم رو خط خطی کردم
تلخه اما حقیقته این‌که
به خیال تو برنمی‌گردم

بعد تو روو تن خیابونا
رد زخم ترانه‌های منه
ابر اگه گریه می‌کنه هر روز
از غم عاشقانه‌های منه


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
نمی دانم این اثر را باید شعر محاوره قلمداد کنم یا ترانه. اگر چه ظاهر شعر به ترانه شبیه است( بخصوص با بندی که به عنوان ترجیع تکزار شده) درواقع چهارپاره ای که به شکل محاوره نوشته شده است اما با مختصاتی که توی ذهنم خودم دارم ترجیحمی دهم این شعر محاوره باشد تا ترانه....
با این حساب، باید گفت که این شاعر جوان اصفهانی اثر موفقی افریده است، چون هم در محور عمودی همه چیز به روال است و یک منظور واحد از کلیت شعر دریافت می شود و هم در محور افقی، اصول کار رعایت شده است.
با این حال نمی دانم چرا _حتی بعد از خوانش دوباره شعر_ چیزی از آن در ذهن نمی ماند.
انتظار خواننده یا شنونده ترانه ها این است که بخشهایی از شعر در ذهنش بماند.
در چنین مواقعی کلمات و تکیه کلام های روزمره، ضرب المثل ها و چیزهایی ازاین قبیل بیشتر کمک می کنند. علاوه بر این ها طرح ها و تم های داستانی و غیر مستقیم، ترانه ها را ماندگار می کنند، مثل ترانه ماهیگیر، مرداب، دو پنجره و... از ترانه سراهای قدیمی..
در معاصرین هم نمونه های خوبی داریم که اثر شاخصی بوده و ماندگار شده است و به نظرم اینها ربطی به خواننده اش نداشته بلکه خود ترانه ذاتا اثر ماندگاری بوده است. بیشتر اثار اهورا ایمان، عبدالجبار کاکایی، مرحوم افشین یداللهی و.... از این جنس اند.
اثری که در پیش روی ماست اگرچه سالم است و بی عیب و نقص اما شاخص نیست و نمی تواند تاثیرگذار باشد. زبانش قابل فهم است اما چالش برانگیز نیست. اندیشه اش رساست اما موضوع باکره ای ندارد. قالبش با انکه ساختارمند است اما تکراری و باری به هرجهت به نظر می رسد(شاعر میتوانست از تغییر وزن در ترجیع ها استفاده کند یا حتی از تغییر در بحر عروضی)
این شعر برای تجربه یک شاعر 21 ساله خیلی خوب است اما شگفت انگیز نیست. از جنس ترانه ها و شعرهایی است که روزانه حداقل صدتا از آن را می خوانیم و می بینیم و رد می شویم.
توصیه می کنم در ترانه ها روی زاویه دید و طرح اولیه ترانه بیشتر کار کنید...
به عنوان مثال در شعر زیبای قوی زیبا(اگر چه این غزل اصالتا برای ترانه ساخته نشده ) اثر مرحوم استاد حمیدی شیرازی شاید از طرح زندگی قو در کنار رودخانه و دریا استفاده می کند و پس از آفرینش چند بیت زیبا، در اخرین بیت، ضربه نهایی را به مخاطب می زند و خطاب به معشوق می گوید :
تو دریای من بودی آغوش واکن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
در واقع شاعر، همه طراحی شعر را برای این بیت اخر انجام داده بود اما مخاطب را شش_ هفت بیت با خود کشاند تا حرف نهایی را بزند، انهم به این شکل تاثیرگذار....
شعرهایی از این دست که طرح اولیه دارند و موضوع زا براساس آن طرح به جلو می برند معمولا موفقند.
اخرین نکته ای که در باب این اثر کوتاه بیان می کنم در مورد اثرگذاری قافیه و ردیف است. انتطار می رود شاعر و ترانه سرا بتواند از حداکتر توان و تاثیر قافیه و ردیف به عنوان موسیقی کناری در ترانه اش برای جذابیت اثرش و درگیر کردن ذهن مخاطب بهره ببرد.
قافیه و ردیفهای چهارپاره پیش رو اگرچه سالمند اما غافلگیرکننده نیستند. اصطلاحا این قوافی و ردیفها خنثی هستند.
می شود ادعا کرد که شاعر در این ترانه از آسان ترین قافیه و ردیف ها بهره برده و هیچ تلاشی برای بروز خلاقیت در خلق موسیقی کناری نداشته است
بگذریم که بعضی از تصویرهایی که خلق شده نیز مابإزایی در ذهن خواننده ندارند یعنی وقتی شاعر می گوید:
من همونم که توی تاریکی
به یه فانوس کهنه دل بسته
خواننده شعر، حرفش را می فهمد و درک می کند، اما وقتی می خواند:
بعد تو روو تن خیابونا
رد زخم ترانه‌های منه
کمی گیج می زند. یعنی چه که زخم ترانه های من روی تن خیابانهاست. این جمله ایا بار مثبت دارد یا منفی؟ . وقتی ترانه یک نفر در خیابان های شهر رایج باشد خوب است یا بد؟ و وقتی این ترانه تبدیل به زخم بشود چه اتفاقی می افتد؟ و اصولا تفاوت ترانه و زخم ترانه چیست؟
مخلص کلام اینکه.. این ترانه، شعر سالمی دارد اما شاعراش به خاطر سرودن آن خودش را به آب و آتش نزده است. دنبال سادگی بیش از حد و روانی بوده.. پس به همین میزان نباید انتطار داشته باشد که مخاطب انرا به گوهری ذی قیمت و ارزشمند به حافظه بسپرد و یا آنرا نگهدارد!
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.