شعری که در یک بیت تمام می شود




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : علي صادقي


عنوان شعر اول : .
برای تو ای زن! تو ای بهترین!
غزل می نویسم، بگو آفرین

تو آرامشِ لحظه های منی
تو را دوست‌دارم برای همین

نه تنها همین، نه! تو جانِ منی
تو ای اولین عشق و ای آخرین!

شبیه نگینی بر انگشترم
تو بر دستِ من خوش نشستی، ببین!

منم شاعرت، عاشقت، چاکرت
تو را می نویسم فقط بعد از این

دوباره نوشتم از آن چشمِ ناز
که شاید بگویی به من آفرین

‏‎علی صادقی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم.
بی تردید مخاطب عام با دیدن چنین غزل و ابیات معنادار و موسیقی روان و سادگی در مفهوم و معنای راحت الحلقوم و.... احساس رضایت خواهد داشت، به خصوص آنکه موضوع فراگیری مانند تمجید و ستودن زن در آن مطرح باشد، اما از نظر مخاطب خاص این اثر علی رغم شروعی خوب و قابل تامل، در همان بیت نخست تمام می‌شود.
اگر امروز هم مثل قرن های گذشته، مفردات در ادبیات ما جایگاه داشتند همان بیت نخست می توانست به تنهایی بار یک شعر را به دوش بکشد. من فکر می کنم شاعر همه حرفش را در همان بیت اول زده و پس از آن، چندان توفیقی نداشته است.
ویژگی های ممتاز این شعر ابتدا موضوع انتخاب شده آن است که به نوع فراگیری و جهانشمولی دارد. از آن گذشته موسیقی حاکم بر غزل موجب پذیرش آن می شود. انتخاب بحر عروضی کوتاه، موسیقی یک ترانه را بیشتر به ذهن می‌رساند و هوشمندی شاعر را نشان می دهد. من در مرور چند باره این شعر هر بار آن را با ملودی و ریتم خاصی زمزمه کردم. در چنین فضای ترانه گونه کلمات باید مثل تیله های بازی به سادگی غلت بخورند و جلو بروند بی هیچ دست اندازی. انصافاً این ویژگی در این غزل به شایستگی نمایان است، با کمترین تعقید لفظی و معنوی. زود می تواند در ذهن و خاطره جای بگیرد.

اما این که گفتیم همه ابعاد یک اثر ادبی را پوشش نمی‌دهد. این اثر اگرچه از نظر عاطفی نسبتا قویست اما نتوانسته بار اندیشه‌ ای شعر را انتقال دهد. به تعبیر دیگر شعر از باب اندیشه و تفکر حرف چندانی برای گفتن ندارد.

نکته دیگر ضعف در موسیقی کناری شعر است. این اثر به رغم روانی در خوانش از قافیه های جذاب، کمتر بهره برده است، قافیه هایی که می توانستند ویترین این اثر ادبی باشند، ضمن آنکه در همین شش بیت کوتاه یک بار با تکرار قافیه مواجه هستیم.

آخرین نکته ای که اشاره می کنم سادگی و بی پیرایه بودن بیش از حد این اثر است. در مجموع شش بیت این غزل کوتاه، کمترین نشانه ای از آرایه های ادبی و جذابیت های لفظی و نیز زیبایی های معنوی از حیث تصویر و خیال پردازی مشاهده می شود. در واقع شعر مورد نظر از این حیث در فقر کامل به سر می برد. چنانچه در ابتدای در این نوشتار کوتاه اشاره شد اگرچه مخاطب عام را به خاطر موضوع خاص حاکم بر آن ممکن است تحت تاثیر قرار دهد اما مخاطب خاص را راضی نمی کند زیرا هیچ قابلیت ویژه ادبی در آن به چشم نمی آید.
قضاوت اینکه آیا شاعر، این سادگی را تعمداً اختیار کرده یا آنکه اصطلاحا مشتش خالی بوده نیز چندان سخت نیست و الا کار به جایی نمی رسید که بگوید:
نه تنها همین نه تو جان منی تو ای اولین عشق و ای آخرین
یا این مصراع:
منم شاعرت عاشقت چاکرت
همانطور که می بینید هیچ ظرافت ادبی و لطافت سخنوری در آن نیست. گوینده باید بداند که مخاطب برای استماع یا خواندن شعر با همه جاذبه‌های خاص آن به سمت ما آمده است نه هر بیان ساده.
در مجموع آنچه گفته شد ایده آل های یک اثر ادبی است ولی باید توجه داشت شاعری با این تجربه کوتاه در سرودن، خیلی به بیراهه نرفته است. او باید بسیار تجربه کند و البته تا رسیدن به سطح آرمانی زبان و قابلیت اندیشه فاصله ای زیاد دارد.

باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.