پيشنهاد و گفت‌وگو




عنوان مجموعه اشعار : ضماد
شاعر : عاطفه سعیدی


عنوان شعر اول : مقصد کوچ
من و امتنان از نفس های باران
که جان داده شهر و تنِ آن بیابان

که مجنون به حُریتش سر گذارد به آنجا
و لیلی برای تباهی بماند در اینجا

و مجنون که مجنون نبود و عَلَم بود
خودش بود و خود،آسمان و بیابان،خدایش کَرَم بود

و اویی که پنداشت در آن بیابان کسی نیست
و آنجا که کس نیست تماماً ضرر نیست،غم نیست

و جز نیستی چیست پایان این هستیِ پوچ
و مرگ است در انتها مقصدِ کوچ....

عنوان شعر دوم : تفاوت
زندگی برای دل دارها خطر دارد
دل است و راه هایی که پیش و پس ضرر دارد

دَم ها را بگذارید دم بماند و بس
باز دم هایتان بوی زباله کم دارد

نفسیست می‌آید و میرود ، آخر چه؟
این زمین مگر مغز های پوک کم دارد؟

شما را به خدا چرا نمیروید و نمیمیرید؟
وقتی وجودتان برای دیگران ضرر دارد!

وقتی دلی برای دلتان تنگ است و
دلتان از خودش فقط خبر دارد

دل ما تمام روزها گنگ و سرگردان
دلتان روز های خوب و بی خطر دارد

وعده های دل ما قرص های اعصاب است
سفره دلتان فقط سالاد فصل کم دارد

عنوان شعر سوم : حصار
حصار ها را گسستگی باید
درهای بسته را شکستگی باید
عشق ها را رسیدنی باید
قلب ها را تپیدنی باید

در میان هرکه بوده و هرکس هست
درب دل‌ها را نباید بست
زندگی پر ز کوچه هایی از بن‌بست
جایی دگر برای بد شدن هم هست؟!

قلب هایمان که رو به اضمحلال
دلمان هم تمام روز ها بیکار
عاشقانمان عاشقند یا بیمار؟
صبحانه‌هایمان نان است یا سیگار؟!

دل‌ها را به دریا زدن باید...
عشق از هوای زمین نمیکاهد
چشم‌هایمان اگر دید تازه ای یابد
داستانمان هم جور دیگری شاید...
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
در مشخصات ادبي دوست و همراه جديد پايگاه نقد شعر، سركار خانم عاطفه سعيدي آمده است كه كمتر از يك سال تجربه‌ي سرودن دارند و همين مشخصه، باعث مي‌شود كه منِ مخاطب با انتظارات كمتري، روبه‌روي آثارشان بنشينم و نظرات و پيشنهادهايم را در حدي متناسب با تجربه‌ي ايشان، بيان كنم؛ ضمن اينكه در تنظيم انتظاراتم از وجوه ماهيتي و شناختي سروده‌هاي ايشان هم سن، اشتغالات و فرصت‌هاي سراينده را براي مطالعه، ناديده نمي‌گيرم. مهم‌ترين نكته‌اي كه بايد در فراز نخست اين نوشته مطرح شود، مربوط به شكل و صورت سروده‌هاي پيش روست؛ شكلي كه در شعر فارسي، نسبت كاملي با موسيقي بيروني و كناري دارد. چنان كه از نشانه‌ها (قوافي) برمي‌آيد، سراينده قصد داشته كه آثار اول و سوم را در شكل مثنوي و اثر دوم را در شكل غزل سامان دهد. سراينده بدون شك، ذهني موزون دارد و مي‌تواند با بهره‌مندي از اين استعداد و فراگيري اصول، در آينده‌اي نه‌چندان دور، آثارش را چه در قوالب سنتي و چه در شكل‌هاي آزاد، شكل دهد. يكي از اصولي كه در شعر سنتي فارسي وجود دارد، تساوي مصراع‌هاست؛ يعني اينكه دو مصراع يك بيت، بايد به لحاظ تعداد و كميت هجاها، متقارن باشند. در مصراع اول سروده‌ي نخست، اين بايد، موجود است؛ «مَ نُ(و) اِم تِ نا ن‌َز نَ فَس ها يِ با ران / كِ جان دا دِ شه رُ(و) تَ نِ(ي) آن بـِ يا بان»؛ اما از بيت دوم، اين تساوي، دستخوش بي‌نظمي مي‌شود. «به آنجا» و «در اينجا» در بيت دوم، «خدايش كرم بود» در بيت سوم و... كه فرصتي براي اشاره به تك‌تك آنها نيست. براي اينكه متوجه شويد اين تساوي در مصراع‌هايتان برقرار است يا نه، يك تمرين به شما پيشنهاد مي‌كنم. سطرها را با صداي بلند و ضرباهنگ مؤكد، تكرار كنيد تا وزن اصلي در ذهن‌تان جا بيفتد؛ اصلا هم مهم نيست كه با چه ابزاري. مثلا ممكن است بعد از چند بار تكرار مصراع نخست در ذهن و گفتارتان، به اين معادل دست پيدا كنيد: «ت‌تن‌تن / ت‌تن‌تن / ت‌تن‌تن / ت‌تن‌تن» و بعد بخوانيد: «من و امـ / تنان از / نفس‌ها / ي باران» و الي آخر؛ به اين ترتيب اگر چيزي در ضرباهنگ سطرهاي تازه اضافه يا كم باشد، متوجه آن مي‌شويد. و البته كه در ادامه‌ي تجربه‌ها و مطالعات خود، با عروض و ظرايف آن هم آشنا خواهيد شد.
نكته‌هاي ديگري كه از همين آغاز بايد بياموزيد و بدانيد، اصول و ظرايف موسيقايي قافيه است. در يك تعريف ساده، قافيه را حاصل يكسان‌بودن آخرين هجاي اصلي دو كلمه مي‌دانيم. مثلا در «باران» و «بيابان»، «ران» و «بان» قافيه را مي‌سازند كه حاصل همساني هجاي «ان» در هر دو كلمه است كه جزو اصل كلمه محسوب مي‌شود و شكل پسوند يا رديف يا... هم ندارد. اما در بيت دوم، «آنجا» و «اينجا» نمي‌توانند قافيه بسازند؛ زيرا «جا» در آنها نقش پسوندي دارد و «آن» و «اين» هم مشمول تعريف ساده‌اي كه گفتيم، نمي‌شوند. در بيت سوم، «بود» چون عينا تكرار شده، رديف محسوب مي‌شود؛ پس قاعدتا خواسته‌ايد «كَرَم» و «عَلَم» را قافيه كنيد كه چون هجاي پاياني‌شان متفاوت است («رَم» و «لَم»)، قافيه نمي‌سازند؛ «كَرَم» با «حَرَم» قافيه مي‌شود و «عَلَم» با «قلم». در ساير موارد هم اگر با همين سنجه پيش برويد، مي‌توانيد متوجه شويد كه قافيه‌ي درست انتخاب كرده‌ايد يا خير!
و نهايتا سومين نكته‌ي مهم مقدماتي كه بايد حتما به آن توجه كنيد، اين است كه استفاده از وزن و قافيه و به طور كلي، موزون و موسيقايي‌كردن كلام، نبايد باعث شود كه به شكل طبيعي زبان، آسيبي وارد آيد و يا اينكه از زبان به شكلي استفاده كنيم كه درك مخاطب، به تاخير بيفتد. رسايي و شيوايي، شاخصه‌هاي مهمي هستند كه حتما بايد در كلام ادبي وجود داشته باشند؛ زيرا يك متن ادبي بايد بتواند در نهايت زيبايي و درستي، با مخاطب ارتباط برقرار كند. فرض كنيد شما يك فيلم سينمايي بسازيد كه بهترين سناريو، بازيگران، كارگرداني، موسيقي و... را داشته باشد اما به دليل مشكلات فيلمبرداري و صدابرداري، نتواند خروجي فني قابل توجهي محسوب شود. نحوه‌ي استفاده از زبان نيز تا همين حد اهميت دارد. البته با توجه به اينكه در آغاز راه هستيد، نبايد بيش از حد، نگران كاستي‌ها و لغزش‌هايي باشيد كه در آثارتان هست اما بايد اين را هم بدانيد كه بين آنچه از ذهن شما مي‌گذرد، با آنچه روي كاغذ مي‌آوريد، فاصله‌ي زيادي هست كه چون خودتان مي‌دانيد چه مي‌خواسته‌ايد بگوييد، فقدانش را متوجه نمي‌شويد اما مخاطبي كه از ذهن شما آگاه نيست، دچار مشكلات ناشي از اين فاصله مي‌شود.
و نهايتا اينكه قرار نيست ما در شعرمان، چيزي را به ديگران بقبولانيم؛ آن هم با لحني كه انگار ما مي‌دانيم و آنها نمي‌دانند. متن هنري، يك پيشنهاد براي گفت‌وگوست كه بايد به ظريف‌ترين و زيباترين شكل ارائه شود. اميدوارم كه در تجربه‌هاي بعدي، به مرور، به نتايج بهتري برسيد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.