محال نیست




عنوان مجموعه اشعار : حال و روز دل
شاعر : مصطفی خلیلی


عنوان شعر اول : حال و روز دل
میخواهمت درونِ جهانی که فال نیست
درگیر و زخم‌خورده‌ی خواب و خیال نیست

حرفی که می‌زنم به تو از حال و روزِ دل
رسمش شبیهِ فتنه‌ی دیروز و حال نیست

میخواستم بگویم از این ماجرا، ولی
فهمیدم از زمانه که بی قیل و قال نیست

ممنوعه گشت چیدنت از باغِ عاشقی
با اینکه هیچ قسمت از این میوه کال نیست

لطفا کمی به جای تماشا سخن بگو
معشوق در برابرِ عاشق که لال نیست

گفتم نمی‌شود که کمی عاشقم شوی...؟
با خنده‌ای گذشتی و گفتی محال نیست

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
بخش‌هایی از شعر در ذهن شاعر جریان دارد و از آن‌جا که برای انتقال آن بخش به مخاطب از نشانه‌ها یا واسطه‌هایی استفاده نمی‌شود، ناگفته‌هایی باقی می‌ماند که به نارسایی برخی بیت‌ها می‌انجامد و مطلب به‌کمال ادا نمی‌شود. بیت سوم را از این منظر ببینیم:
میخواستم بگویم از این ماجرا، ولی
فهمیدم از زمانه که بی قیل و قال نیست؛
مخاطب تا حدی بر اساس ابیات پیشین می‌تواند مقصود شاعر را دریابد اما برخی اجزا هنوز در این بیت وضوح نیافته‌اند. مثلا وقتی از ماجرایی سخن می‌گوییم که با اشاره‌ای آن را خاص کرده‌ایم (این ماجرا) لازم است زمینۀ ذهنی برای مخاطب ایجاد کرده باشیم یا ایجاد کنیم وگرنه حضور صفت اشارۀ «این» در مصرع توجیهی ندارد و زاید است. در مصرع بعد نیز «بی‌قیل و قال نبودن»، عبارتی است که عقیم و نارسا مانده است. مقصود شاعر از مجموعۀ کلمات و عبارات بیت دریافت می‌شود اما اجزای بیت هریک در خود کاستی‌هایی دارند که شاعر به مسامحه از آن‌ها گذشته است. گاهی کاربرد برخی کلماتی موجب این کاستی‌ها می‌شود مثلا در بیت دوم کلمۀ «رسمش» به دقت انتخاب نشده است و ساخت بیت را ضعیف و متزلزل کرده است. مرجع ضمیر متصل به آن، کلمۀ «حرف» در مصرع اول است و اگر این بیت را به نثر ساده‌ای بنویسیم بهتر متوجه سستی ساخت آن خواهیم شد: «رسم حرفی که از حال و روز دل به تو می‌زنم، شبیه فتنۀ دیروز و حال نیست». گاهی هم برخی کلمات صرفا برای تامین وزن شعر در بیت حضور دارند و درواقع از نظر دستوری زاید و بی‌نقش هستند و نبودشان جمله را به فصاحت و سلامت نزدیک‌تر می‌کند مانند کلمۀ «درون» در عبارت «درون جهان» در بیت اول. هرگز از اهمیت بیت اول و مصرع اول غافل نشویم که مخاطبان حرفه‌ای و حتی غیرحرفه‌ای شعر با شنیدن یا خواندن مطلع شعر، رغبتی برای همراهی با آن شعر خواهند یافت.
هنوز از کم‌اعتنایی شاعر به کلمه‌هایی که برای شعرش برمی‌گزیند می‌توان نمونه‌هایی ذکر کرد. بیت چهارم علاوه بر این که نسبت به عبارت «چیدن از باغ عاشقی» کم‌توجهی روا داشته است و به ظرفیت معنایی «چیدن از باغ» ـ که بیشتر ناقل معنای نیستی و نابودی است ـ نظر ندارد، در مصرع «با اینکه هیچ قسمت از این میوه کال نیست» هم به ظرافت‌های تصویری و کلامی کم‌توجه است. کال نبودن «هیچ قسمت» از میوه، تعبیر شاعرانه و دلنشینی نیست و یقینا شاعر خود نیز از ساخت این مصرع رضایت هنری ندارد.
با توجه به اشاراتی که در زمینۀ زبان شعر و گزینش کلمات شد، از همین منظر دو بیت پایانی این غزل، سلامتی نسبی دارد و اگر از وسواس نداشتن شاعر در به‌گزینی کلمات در مصرع «معشوق در برابرِ عاشق که لال نیست» بگذریم، دو بیت پایانی را می‌توانیم از بهترین ابیات این غزل بدانیم به ویژه در مصرع «لطفا کمی به جای تماشا سخن بگو» و آخرین مصرع که می‌توان آن را برجسته‌ترین بخش این شعر برشمرد: «با خنده‌ای گذشتی و گفتی محال نیست». مخاطب شعر همیشه در پی همین تازگی‌ها و شگفتی‌هاست. تلنگرها و ضربه‌های شگفتی‌آفرین در شعر را دوست دارد و اساس شعر نیز همین غیرمنتظره‌گویی‌ها و نامأنوس سخن گفتن‌هاست چرا که سخن معمولی و عادی و طبق عادت از اثرگذاری بر مخاطب دور است.
شاعر جوان این غزل از سابقۀ سرودن خود ننوشته است با این حال پیداست که زمان زیادی از سرودن او نمی‌گذرد و پیداتر این است که ذوق و استعدادی قابل توجه دارد و اگر به این ذوق و توانمندی بیش از این اعتنا کند و آن را با تجربه‌های دقیق‌تر و عمیق‌تر بیامیزد و در مطالعۀ شعر بزرگان گذشته و امروز مداومت ورزد، تردیدی نیست که از غزل‌سرایان موفق خواهد شد.
با آرزوی موفقیت بیشتر برای ایشان.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22 مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران. ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۲
فریبا یوسفی » شنبه 28 دی 1398
منتقد شعر
سلام، با ذوق و علاقمندی و درک والایی که دارید بسیار بیش ازین‌ها می‌توانید. درود. موفق باشید.
مصطفی خلیلی » جمعه 27 دی 1398
با سلام و احترام حضور استاد بزرگوار سرکار خانم یوسفی. بسیار ممنونم بابت وقتی که برای خوانش و نقد شعر بنده صرف کردید. نکاتی که در نقد شما مطرح شد، حقایقی بود که شاید تاکنون به نظر شخص من به عنوان کسی که این اثر را خلق کرده، نیامده بود. چه خوب که میتوان از حضور اساتید بزرگواری چون شما در این سایت بهره برد. مواردی که به آنها اشاره داشتید، قطعا انگیزه ای برای بنده است تا در رفع مشکلات موجود روز به روز بهتر و استوارتر گام بردارم. امیدوارم در این راه با مطالعه و راهنمایی های اساتیدی چون شما موفق باشم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.