دادو ستد تصویر و روایت




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه ای ندارم.
شاعر : مرتضی حیدری


عنوان شعر اول : کوه
بغض ها در نم نم دلگیر باران می شکست
قلب مردی خسته با روحی پریشان می شکست

کوه سختی بود تاب و طاقتش اما دریغ!
دخترش در بستر بیماری آسان می شکست

دست های خالی اش بی شوق بود و بی دعا
با هجوم فقر و شک، بنیاد ایمان می شکست

در بهار عمر خود هرچند قدی راست داشت
چون خزانی سرو او را «خرج درمان» می شکست

درد روی دوش او سنگین و از طاقت فزون
تا قدم می زد به هر جا، آن خیابان می شکست

دست خالی بازگشت و دید فرزندش ، غروب
«قلک خالی» خود را توی ایوان می شکست

سر به روی دوش هم بگذاشتند آنجا و داشت
بغض ها در نم نم دلگیر باران می شکست.

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
یک شاعر می تواند بگوید: دلم تنگ است، غمگینم، اندوه در جانم زیاد است، بغض کرده ام و امثال آن. در این حال او حداکثر توانسته است احساسات شخصی و لحظه ای خود را به صورت مستقیم، توصیف کند. آن هم توصیفی نه عمیق بلکه نگاهی از سطح و بدون وارد شدن به عمق احساسات و عواطف مخاطب. یک شاعر دیگر اما ترجیح می دهد به جای آه کشیدن از دلتنگی بگوید:
خانه ام ابری است
یکسره روی زمین ابری است با آن...
در اینجا دیگر توصیفی مستقیم و ظاهری را شاهد نیستیم، شاعر به جای اینکه از کلماتی همچون بغض و دلتنگی استفاده کند، این دلتنگی و بغض را برای مخاطبان شعرش، ملموس و محسوس کرده است. یک موجود قابل حس (ابری که دیده می شود) جای یک مفهوم غیرقابل حس( دلتنگی که فقط یک مفهوم ذهنی است) شده است و شاعر این موجود قابل حس را از موقعیت طبیعی خود (قرار داشتن بر فراز آسمان) خارج کرده و به آن موقعیتی تازه و شاعرانه بخشیده است. با این کار شاعر توانسته است میزان بیشتری از درگیری حسی و عاطفی از مخاطب دریافت کند و شاعرانه تر اما غیرمستقیم تر درباره مفاهیمی بنویسد که ذر ذهنش بوده است.
شعر شما از این منظر دارای ایراد است. شما هم می خواسته اید از درد، تنهایی، فقر و غم بنویسید اما به جای اینکه به روشی شاعرانه تر متوسل شوید، ساده ترین راه را انتخاب کرده اید یا اگر هم سعی کرده اید از تصویر استفاده کنید، تصویرهای شعرتان آنقدر تکراری است که جان مخاطب را در خود درگیر نمی کند. شما به خوبی سعی کرده اید از ظرفیت روایت در شعرتان استفاده کنید و این امر نیز شعر شما را تا حدی متفاوت و خواندنی کرده است اما اگر ظرفیت تصویری نیز به کمک روایت می آمد، شعر موفق تر می شد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
محمدحسن چگنی زاده » 8 روز پیش
درود گاهی تکان دهندگی یک شعر یا دست اندازهای ذهنی و فکری شاعر ممکن است، دایره ی فهم شعر را از مخاطب بگیرد. در این گیرودار، شاعر تصاویری می آورد که شاعرانگی را می زداید. . . . در شعر بالا،از اتفاق های کوچک شاعری نباید، چشم پوشید بویژه مطلع که سرمایه ی خوبی برای شعر است. زنده باد
مرتضی حیدری » 8 روز پیش
ممنونم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.