رديف بايد جواب بدهد




عنوان مجموعه اشعار : تکتم
شاعر : مهرداد کریمی


عنوان شعر اول : سال نو
سال نو یک تنگ و دو ماهی تواما نیستی
روبرویم هستی و گاهی... تو اما نیستی

از سر عادت دو فنجان چای می ریزم ببین
من پر از شب های جانکاهی تو اما نیستی

فرض کن یک کوه ویران از درون پاشیده را
این منم یک مرد تو کاهــــــــــی تو اما نیستی

دست و پا گم می کنم وقتی می بینم زنی
ایستاده بر سر راهـــــــــــی تو اما نیستی

یک نفر دارد نگاهم می کند با لحن تو
باز هم یک صحنه ی واهی تو اما نییستی


عنوان شعر دوم : یک دنیا شاعر
اوایل سخت بود توضیح دادنش
توضیح اینکه چگونه
یک نوجوان چهارده ساله ی بازیگوش
به یکباره از تمام کودکیش دست می کشد وشاعر می شود
اما حالابعد از گذشت یک دهه
هربار یکی علت شاعر شدنم را می پرسد
بی آنکه سخنی بگویم دست در جیبم می کنم و عکس تورا نشانش می دهم
ویک نفر به شاعرانت اضافه می شود


عنوان شعر سوم :-
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست عزيز و گرانقدر، آقاي مهرداد كريمي، خوشحاليم كه به جمع اعضاي خوب پايگاه نقدر پيوسته ايد. دو قطعه شعر فرستاده ايد با عناوين: سال نو – يك دنيا شاعر
شعر نخست شما در قالب غزل سروده شده. اين غزل به لحاظ اصول و چهارچوب اوليه ي قالب غزل، مشكل خاصي ندارد. شما رديفي نسبتاً طولاني انتخاب كرده ايد: «تو اما نيستي» مي دانيد كه رديف نقش بسيار مهمي در غني كردن موسيقي شعر دارد و هم چنين مي تواند بسيار مضمون آفرين باشد. از رديف هاي يك كلمه اي و فعلي كه معمول و رايج هستند، بگذريم. برخي شاعران رديف هاي طولاني و غيرمتداول براي شعر خود انتخاب مي كنند. آنچه مهم است اين است كه رديف نبايد به هيچ وجه زايد به نظر برسد يا تنها نقش پر كردن يا تكميل وزن شعر را به عهده داشته باشد. به قول معروف رديف بايد «جواب بدهد» يعني از نظر معنايي در پيوند با ساير اجزاي بيت باشد. حالا برگرديم به شعر شما؛ در برخي بيت ها به نظر مي رسد كه رديف « تو اما نيستي» زايد است يا ارتباط محكمي با بقيه اجزاي بيت ندارد. به اين بيت توجه كنيد:

فرض کن یک کوه ویران از درون پاشیده را
این منم یک مرد تو کاهــــــــــی تو اما نیستی
مي بينيد كه اگر رديف را از انتهاي بيت حذف كنيم، باز هم شعر معنا دارد و حذف آن فقط به وزن شعر لطمه مي زند.
برويم سراغ شعر دوم شما.
اين شعر از ابتدا با بياني نثرگونه آغاز مي شود:
اوایل سخت بود توضیح دادنش
توضیح اینکه چگونه
یک نوجوان چهارده ساله ی بازیگوش....
انگار يك نفر دارد خاطره تعريف مي كند. بعد در پايان شعر، زبان از محاوره به معيار تغيير مي كند. نمي دانم اين كار آگاهانه و با قصد خاصي صورت گرفته يا خير. به هر روي، من معتقدم كه بخش انتهايي شعر شما، به تنهايي مي تواند يك شعر كامل باشد. ببينيد:

هربار یکی علت شاعر شدنم را می پرسد
بی آنکه سخنی بگویم
دست در جیبم می کنم
و عکس تورا نشانش می دهم
ویک نفر
به شاعرانت اضافه می شود
پيشنهاد مي كنم بخش اول را كلا حذف كنيد و روي همين بخش پاياني بيشتر كار كنيد تا به نتيجه بهتري برسيد. اگر تغييراتي در نحوه ي مصراع بندي اين بخش از انجام بگيرد قطعا نتيجه بهتري خواهيد گرفت.
را پايدار و برقرار باشيد.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
انسیه موسویان » 7 روز پیش
منتقد شعر
درود بر شما. بزرگواريد.
مهرداد کریمی » 8 روز پیش
ممنون خانم موسویان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.