اين مسير، درست است




عنوان مجموعه اشعار : اضافه ی بیانم
شاعر : فاطیما مهرابی


عنوان شعر اول : دهان
بدوز درز دهانم را اضافه های بیانم را
به دست سوزن خیاطی که چرخ کرده جهانم را

ِببُر مرا که تنم خسته است به قیچی زن خیاطی
که مبُرد به تنم هر شب غمی فرای توانم را

مرا بپوش و عریان کن بخند قح قحه گریان کن
من از زمین و زمان سیرم بگیر قبضه ی جانم را

به زیر پرچم خود آور دلی شکسته و زخمی را
که شیوه ی نوی استعمار بریده است امانم را

بهم بریز و بنایم کن چو برزخ است رهایم کن
بهشت با همه ی وسعت کم است کل جهانم را

مرا فریب بده گاهی به خنده ای و به پژواکی
که کوه نیز پس آورده صدای در نوسانم را

شبیه برده ی آزادم که صاحب خوش و غلاشم
به پولهای سیاه شب فروخته است قرانم را

قرین ماه شدن هر شب و در محاق شدن هرشب
که آفتاب نخواهد داد سپیده یک کف نانم را

#فاطیما_مهرابی


عنوان شعر دوم : تکلم
جهان زبان تکلم بود
اگرچه ما کر مادرزاد
و در سکوت هیاهوها

بدون لب و دهان گم بود
اگرچه زخم به صورت داشت
به رنگ سرخ و خون آلود
اگرچه زشت و عورت داشت
ولی دوابر دو‌‌‌‌ تا چشمه
به صورتی که پر از جو ها

شکافت لب به سخن گفتن
که کام تلخ به زن گفتن
چو گاز شعله ی غمگینی است
که ته گرفته برنجش از
پیاز و فلفل هندوها

جهان شبیه به زیتونی
که تلخ بوده و خوابیده
در آب شور شب دریا
گرفته است مرا هایش
گرفته است تو را هویش
که صید تور تو خواهد شد
نگاه ساده ی جاشوها
چنان که چشم و ابروها

جهان معادله ی سختی است
چو مرگ قابله ی تختی است
که روی آن زن زائویی
ملافه را ز سرِ سختی
کشیده است به دندانش
چو آل ُبرده ی جادوها


عمیق و پر هیجان باشی
اسیر لب و دهان باشی
در انتظار جهان باشی

پس از زیاده روی کردن
در انتقال مفاهیمی
که سخت بودن ابرازش
در آستانه ی پستو ها

#فاطیما_مهرابی

عنوان شعر سوم : کوله
شب های تار، منتظرش باشید
چشمان یار، منتظرش باشید

با چشم های باز بخوابید و
مانند غار منتظرش باشید

ساعت مدال سینه ی دیوار است
با افتخار منتظرش باشید

جا مانده است رد قدمهایش
در لاله زار،منتظرش باشید

محمود با ایاز نمی سازد
بالای دار منتظرش باشید

بسته است راه شیری کوهستان
با انفجار منتظرش باشید

در چار راه های پر از ماشین
طفلان کار منتظرش باشید

فرهاد خفته در دل کوهستان
با کوله بار منتظرش باشید

سنگین شده است خواب خوش چشمه
با آبشار منتظرش باشید

چون خون تازه در رگ کوهستان
فصل بهار منتظرش باشید.

#فاطیما_مهرابی
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
نوشته‌ي من در اين نوبت، به مرور و بررسي سه اثر متفاوت و متنوع از سركار خانم فاطيما مهرابي اختصاص دارد؛ يكي از همراهان تازه‌ي پايگاه نقد شعر كه به‌راحتي و با يك بار خوانش آثارشان مي‌توان دانست كه نه‌تنها در سرودن، كم‌سابقه نيستند بلكه در تجربه‌كردن شعر هم، فراتر از تفنن، به افقي جدي و حرفه‌اي نظر داشته‌اند و علاوه بر توجه به ماهيت شعر، در ساخت آن هم به حداقل‌ها بسنده نكرده‌اند و براي خودشان، دنبال فرصت‌هاي تازه‌اي گشته‌اند. البته ممكن است هر مخاطب آگاهي در برخورد با اين آثار و خصوصا دو اثر نخست، به اين نتيجه برسد كه سراينده‌ي آنها در زمان سرودن، تحت تاثير آثار برخي از ديگرانِ باسابقه‌تر بوده است كه نتيجه‌گيري يكسره‌اشتباهي هم نيست اما اين تاثيرپذيري‌ها لازم است؛ چراكه مي‌تواند عامل تمرين‌هايي براي ورزيدگي در فضاهاي تازه‌تر و مقدمه‌اي براي رسيدن به مرحله‌ي تاليف باشد؛ به اين شرط مهم كه سراينده، به‌مرور و با توجه به ويژگي‌هاي معاصرتي خودش، به نگاه و لحن شخصي برسد و حتي در اجرا نيز دنبال ظرفيت‌هاي تازه بگردد. در چنان شرايطي، مي‌توان از تازگي و آفرينش در شكل بايسته‌ي خود سخن گفت؛ رسيدن به متني كه در عين پيوند با گذشته‌ي شكوهمند و زنده‌ي شعر فارسي، راهي آينده‌هاي اصيل و روشن باشد.
غزل اول، در فضايي استعاري آغاز مي‌شود كه فقط در دو سه بيت نخست، امتداد مي‌يابد و در ادامه، متن به سوي پيشنهادهاي قافيه ميل مي‌كند تا دو رخداد نادلخواه مهم در آن داشته باشيم؛ «پررنگ‌شدن احساسات به زيان خيال‌ورزي اصيل» و «خروج متن از ساختار قراردادشده‌ي اوليه». تا آغاز بيت سوم، مخاطب در فضايي همگن و پيوسته پيش مي‌رود و منتظر است كه ببيند و بداند كه در ادامه‌ي اين خطاب، چه داده‌هاي تازه‌اي به او ارائه خواهد شد اما در اوج اين انتظار، متن، دست او را رها مي‌كند و بي هيچ قرينه و نشانه‌اي، به سويي ديگر مي‌رود و نتيجه، چيزي جز سرگردان‌شدن مخاطب نيست. در هر متني، تنوع و پرهيز از روايت خطي، حاصل شكل‌گيري درست سلسله‌ي تداعي‌هاست؛ حالا اين چرخش مي‌تواند روي پاشنه‌ي تصوير رخ دهد يا عناصر زباني يا رخدادهاي موسيقايي يا ظرفيت‌هاي مضموني و... اما اينكه ناگهان و بدون هيچ ضرورت و توجيه متني، شاهد چرخش‌هاي بي‌مبنايي باشيم كه بيش از هر چيز، حاصل يك قرارداد در موسيقي كناري باشند، به هيچ شكل پذيرفته نيست. در بسياري از غزل‌هاي موفق و تازه‌ي روزگار ما اين توالي روايي، نه‌تنها روي يك خط قرار نمي‌گيرد، كه در نهايت تنوع رخ مي‌دهد اما فرم روايي، يكپارچگي‌اش را از دست نمي‌دهد. چگونه؟ در پيوند خرده‌روايت‌ها؛ لازمه‌اي كه در غزل پيش رو، نبودش را مي‌بينيم. البته ناگفته نماند كه در تك‌تك ابيات، مهارت و ورزيدگي سراينده، خودش را به رخ مي‌كشد و اين، داشته‌ي كمي نيست؛ ضمن اينكه انتظاري كه درباره‌ي فرم و ساختار غزل پيش رو مطرح شد هم انتظار كوچكي نيست و به‌مرور به دست مي‌آيد. سراينده‌ي اين غزل، نشان داده كه در احضار پديده‌ها به متن، توانا و تازه‌جوست و همين توانايي، نشانه‌اي‌ست كه ما را به آينده‌ي ايشان، اميدوارتر مي‌كند.
در سروده‌ي دوم، به لحاظ بازبودن دست سراينده در شكل اثر، با فضاي پيوسته‌تري مواجهيم و باز هم به دليل همين آزادي موسيقايي، لحظات خاص‌تري از خيال‌ورزي‌هاي سراينده را تجربه مي‌كنيم كه در برخي فرازها ستودني‌ست؛ اگرچه اينجا هم در لحظاتي كه محاكات، به قافيه مي‌رسد، با شيوايي كمتري مواجهيم. گاهي نيز وزن باعث مي‌شود كه زبان، به لكنت بيفتد. مثلا در سطر «اگرچه زشت و عورت داشت» كه رفتار فعل، جامع و مانع نيست و دامنه‌ي اين كاستي، تا پايان بند را هم در بر مي‌گيرد.
در اثر سوم، باز هم با يك تجربه‌ي نه‌چندان معمولي مواجه هستيم؛ تجربه در وزن كوتاه، با موسيقي كناري بلندي كه حداقل سه‌چهارم مصراع دوم هر بيت را تصرف كرده است. بدون شك چنين تجربه‌هايي براي دست‌ورزي و آزمودگي در استخدام رديف و قافيه، بسيار موثر است و اين امكان را به سراينده مي‌دهد كه در پرداخت فضا يا مضمون‌هاي مورد نظرش، بتواند به بهترين چينش‌ها برسد. مهم‌ترين خوانشي كه مخاطب بايد در مواجهه با اين اثر داشته باشد، خوانش ضمير «ش» (در «منتظرش») است؛ ضميري كه به صورت بالقوه، به رديف اجازه مي‌دهد كه رفتارهاي متنوعي داشته باشد؛ رفتارهايي كه به خوانش‌ها و تاويل‌هاي متنوع مخاطب منجر مي‌شود، اگر قافيه در هر بيت، نقش‌اش را درست ايفا كرده و با كليت بيت، پيوندي درست داشته باشد. البته در سجاوندي اين غزل، نشانه‌اي مبني بر خطابي‌خوانده‌شدن «چشمان يار» و «شب‌هاي تار» نيست اما چنين خوانشي مي‌تواند به ظرفيت‌هاي متن، بيفزايد. نكته‌ي مهمي كه به عنوان يك ظرفيت در اين ايده نهفته است، اين است كه متن، در خوانش، هم به مخاطب اجازه‌ مي‌دهد كه سوم‌شخص مورد نظر را يك كاراكتر واحد فرض كند كه در جاي‌ها و زمان‌هاي مختلف حضور مي‌يابد و هم كاراكترهايي متنوع كه در اين جاي‌ها و گاه‌ها به خواستي مشترك پاسخ مي‌دهند.
و نهايتا اينكه منتظر اجراي كامل‌تر و يكدست‌تر چنين ايده‌هاي اميدواركننده‌اي در آثار بعدي سراينده هستيم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
فاطیما مهرابی » 6 روز پیش
ممنون جناب آقای اراضی به لطف خواندید و به مهر نقد کردید . فاطیما مهرابی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.