خانه را از پای بست آباد کنید




عنوان مجموعه اشعار : دایی حسین۴
شاعر : حسین نژادفرحانی


عنوان شعر اول : قابق شکسته
من به دریای تو قایق شکسته ای دارم که همواره به روی موج تو سرگردان است۰ من حیران وپریشان به دنبال ساحل گمشده ای هستم ۰۰من با مصیبت طوفان در نبردم یا غرقه دریایم می کند یا به ساحل می رساند مرا۰۰۰

عنوان شعر دوم : دریای طوفانی
دریای طوفانی چه داری جز پریشانی۰۰ان کشتی ام را می بری تا مرز ویرانی۰۰عاشق نبودی تا بفهمی قدر عاشق را۰۰اواره ام کردی زدریا در بیانانی۰۰غرقم به دریا تا کجا ها می بری مارا۰۰دانم تو از کاری که کردی خود پشیمانی۰۰ من می روم از ساحلت گمگشته خواهم شد۰۰ من رفته ام تنها در این دریا تو می مانی۰۰از عشق تو می سوزم و هرگز نمی میرم۰۰دربند چشمان تو دایی گشته زندانی۰۰

عنوان شعر سوم : شور وفغان
این همه شور وفغان ما برای یار بود۰۰باغ سبزی بود وگلشن ان طرف هم خار بود۰۰ای که دل را می بری جام شراب ان چشم ها۰۰ما ملک بودیم وسر منزل کنار یار بود۰۰ ماغلط پنداشتیم وعاصی ویاغی شدیم۰۰آن مقام ازلی عالم آن دلدار بود۰۰عهد بستیم که دگر نشکنیم عهدی باتو۰۰شهره عالم وادم خلقت داداربود۰۰هر که امد به سر کوی تو دولتمند شد۰۰درتب وتاب توچشمم تاسحر بیدار بود۰۰ زان مقام افتاده بودم باتمنا امدم۰۰شوق دیدار تو دارم اینه غمبار بود۰۰آن خم زلف سیاه باده پرستم کرده ۰۰ من گرفتار توام چشمان من بیماربود۰۰همه شب فکر توام باده ومی می نوشم۰۰سرخوشم از می ومستی همت دوار بود۰۰این همه دبدبه وکبکبه از عشق تو بود۰۰ور نه ان شور وترنم الت گیتار بود۰۰منه مسکین به هوایت چو گدا آمده ام۰۰جان دایی به فدایت ازجهان بیزار بود۰۰
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می گویم.
شعرها و دلنوشته هایتان را خواندم .نمیگویم که خیلی شگفت زده شدم یا از خواندنشان احساس لذت بخشی در من به وجود آمد، اما از شاعر یا نویسنده آنها هم ناامید نیستم. در واقع همه ما یک روز از همین جا شروع کرده ایم، با همین نوشته های کج و معوج و همین ابیات گنگ و نارسا. با این تفاوت که ما آن روزها برای یادگیری شعر، بیش از هرچیز، متکی به جلسات و انجمن‌های ادبی بودیم تا شاید شانس بیاوریم و یکی از اساتید دستی به سر و روی شعرمان بکشد، یا کمی راهنمایی مان بکند. امروز اما دوستانی مانند شما با استفاده از امکانات و تکنولوژی روز می توانندآثارشان را با این روش در بوته نقد قرار دهند و از نکات آموزشی بهره مند شوند.
اگر قبول کنیم که پیکره منتقدان این گروه یکی است و در واقع همه یک روحیم در چند کالبد، پس انتظار دارم آنچه دوستان من پیش از این گفته اند مورد دقت و تمرین شما واقع شده باشد. در واقع نباید نیاز باشد دوباره حرف دوستان قبلی را تکرار کنیم بدون انکه پیشرفتی نسبت به آنچه منتقدان پیش از این تذکر داده اند اتفاق افتاده باشد. به عنوان مثال تذکراتی که برادرم جناب صابر ساده در مورد آشنایی با عروض و قافیه و کتابهای دکتر سیروس شمیسا به شما داده اند باید ملاک سرودن اشعار بعدی باشد. این در حالیست که می بینیم شما همچنان درگیر و دار وزن شعرها مانده اید. به تعبیر دیگر هنوز از این مانع کوچک عبور نکرده اید تا بتوان مطالبی دیگر در بحث‌های اساسی تر مثل زبان، اندیشه، عاطفه و تخیل شعر بیان کرد. تو گویی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
توصیه من به شما این است: اولاً تکلیفتان را با خودتان روشن کنید که قرار است شاعر کلاسیک سرا باشید یا شعر سپید؟ اگرچه در آینده و با پیشرفت در مراحل شعری و مطالعات عمیق تر و کار بیشتر شما مختارید که به ضرورت از این کوچه به کوچه دیگر رفت و آمد کنید و یا توأمان در همه قالبهای ادبی آثاری ارائه دهید. اما شما در این مرحله نیازمند تمرکز روی یکی از زمینه های کلاسیک، سپید یا نیمایی هستید.
توصیه دوم به دقت در شعر شاعران متقدم و معاصر مربوط می‌شود. انتظار داریم که در این مرحله شعرهای دیگران را که می خوانید بتوانید تجزیه و تحلیل کنید. چه به لحاظ وزن و موسیقی، باید بتوانید دو غزل با دو موسیقی متفاوت را از هم جدا کنید و قابلیت های هرکدام را بفهمید
در مرحله بعد روی موسیقی کناری یا جذابیت قافیه و ردیف اندیشه بیشتری داشته باشید که به عنوان مثال بفهمید چرا کلمات "نهفت و گفت" همقافیه اند اما با "رفت و سفت"همقافیه نبستند، با انکه در هر چهار کلمه اشاره شده، حروف "فت"مشترکاست.
من همچنین انتظار دارم شما بتوانید از ردیف های زیبا در شعر گذشتگان و شاعران امروزی آگاه باشبد و از آن به خوبی استفاده کنید.

انجه گفتم تنها با دقت و موشکافی در شعر دیگران به دست می اید. انگاه شما این توانمندی را پیدا خواهید کرد که از این تجربه های شیرین در شعرتان استفاده کنید...


امیدوارم پس از این اشعاری بهتر از شما بخوانم و ببینم.

باقی بقایتان.

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.