چه کرده‌اید و چه نکرده‌اید




عنوان مجموعه اشعار : کالبد
شاعر : سید هادی شمسی نژاد


عنوان شعر اول : یلدا
آخرین شب بعد از آن شب های طولانی هنوز
باغ بی جان ودرخت نیمه عریانی هنوز

آخرین برگی که باقی مانده در ذهن درخت
لحظه ی سبزیست اما مات و هزیانی هنوز

سفره ی یک رنگ و یلدایی که رنگ سفره نیست
باز لبخند من و این بغض پنهانی هنوز

رنگمان سرخ است و سیلی هایمان با آب و تاب
میخورد بر صورت و چشمان بارانی هنوز

بگذر امشب از من و یلدا اناری دانه کن
دانه دانه دانه هایم را که میدانی هنوز

شیشه را "ها" میکنم تا او بگوید از دلم
حرف آن ناگفته ای را که نمی دانی هنوز

چشممان در راه فردایی که شاید بهتر است
بعد یلدا بعد از این فصل زمستانی هنوز

وضع حال خوبمان تیتر درشت هفته است
همچنان ماییم و این اخبار کیهانی هنوز

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : صالح دروند
آن‌چه در این غزل بیش از همه جلب توجه می‌کند، تصاویر ذهنی آن است که در جای‌جای غزل قابل ردیابی‌ست. ابهامی که در دل این تصاویر انتزاعی نهفته است، ابهامی نیست که بتوان از اثری هنری انتظار داشت و به‌دنبالِ آن لذتی هنری برداشت کرد. بگذارید توضیح بیشتری در این رابطه بدهم؛ این که تصویرِ موجود در یک شعر، تصویری شناخته‌شده و معمول و به‌تعبیری سهل‌الوصول نباشد به خودیِ خود عیب نیست، بلکه به‌تعبیری حُسن آن نیز می‌تواند باشد، اما نکته این است که وقتی تصویرمان معمول و آشنا نیست، قرار نیست تصویری گنگ و مغشوش جایگزینش کنیم و در دل شعر بگنجانیم بلکه توفیق به این است که تصویری بدیع و لطیف و حامل دقیقه‌های هنری جایگزین تصاویر خسته و نخ‌نما شدۀ پیشین کنیم. شما در امر هنجارگریزی موفق بوده‌اید، اما مشکل در جایگزین‌هایی است که برای تصویرها برساخته‌اید.
بیایید برای ملموس‌ کردن این مدّعا، نمونه‌هایی را از شعرتان بیاورم و ببینیم در شعرتان چه کرده‌اید و چه نکرده‌اید:
آخرین شب بعد از آن شب‌های طولانی هنوز
باغ بی جان و درخت نیمه عریانی هنوز
خب، از همان ابتدای کار در می‌یابیم که شاعر این شعر نیز بر همان سنّت چندهزارسالۀ شعر فارسی است و قصد دارد سیاهه‌ای از غم و درد پیش رویمان بگذارد. تا اینجای کار، اگرچه با بافتی تکراری در موضوع مواجه‌ایم، بر شاعرمان حرجی نیست، چرا که این تِم، تمِ همیشه و هنوز ماست که اگر گناهی باشد نه بر شاعر این شعر، که بر شعرِ غم‌دوست و فراق‌گوی فارسی است. بگذریم! از کدهایی که در بیت جاگذاری شده، در کنار نامِ شعر که کاملاً سرراست است و ما را به مضمون شعر رهنمون می‌سازد، در می‌یابیم که قرار است در این بیت از شب یلدا و چیزهایی مربوط به آن صحبت کنیم. نارسایی تصویری از همین ابتدای کار آغاز می‌شود. با خواندن مصراع اول این گمان شکل می‌بندد که آخرین شب، شبی است که اتفاق خاصی در آن افتاده و راوی دارد از تجربه‌های شخصی خود می‌گوید، حال آن‌که این شبِ خاص (آخرین شب) که می‌تواند مثلاً شب دوری راوی از معشوقش باشد، بعد از آن شب‌های طولانی بوده است. برداشت دیگر این است که آخرین شب اشارۀ مستقیم به شب یلداست، که اگر این‌گونه باشد شاعر می‌خواسته است بگوید طولانی‌ترین / بلندترین شب نسبت به همۀ آن شب‌های طولانی؛ که در هر دو صورت، یا هر صورت مفروض دیگری گنگ و نارساست. در مصراع دوم نیز درخت نیمه‌عریان مشخص نیست به چه چیزی اشاره دارد یا اگر استعاره است استعاره از چیست؛ وقتی از زبان استعاری بهره می‌گیرید، می‌بایست یا استعاره‌ای قابل درک و دریافت در بیرون از متن برایش متصور بود یا در بافت کلام آن را کشف کرد. در این مورد، هیچ کدام از این‌ها اتفاق نیفتاده است.
آخرین برگی که باقی مانده در ذهن درخت
لحظۀ سبزی‌ست اما مات و هذیانی هنوز
در این بیت نیز «مات و هذیانی» دارای وضعیتی است مشابهِ آنچه پیش‌تر گفتم. برگِ مات و هذیانی تصویر ذهنی غریبی است.
سفرۀ یک رنگ و یلدایی که رنگ سفره نیست
باز لبخند من و این بغض پنهانی هنوز
دوست عزیز! گاه به نظر می‌رسد مضمونی در ذهن شماست، که زبان در مسیرِ به تصویر کشیدن آن، دچار تکلف و تقلّا می‌شود و در این مسیر، معنی / مضمون بی‌اندازه به تعویق می‌افتد و در بیشتر اوقات کاملاً از دست می‌رود. در این بیت، به دلیل نارسا بودن آنچه می‌خواسته‌اید در مصراع اولش بگویید، ارتباط میان دو مصراع بیت اصلاً مشخص نیست.
بگذر امشب از من و یلدا اناری دانه کن
دانه دانه دانه‌هایم را که میدانی هنوز
بر بیت بالا نیز همان ایراد سابق مترتّب است. سوالی که در ذهن مخاطب شکل می‌بندد این است که مراد از دانه دانه دانه‌هایم چیست؟ قطعاً به این پاسخ خواهد رسید که با توجه به مصراع قبل، انار منظور است. شاید بشود با کمی اغماض به این نتیجه نیز رسید که انار استعاره از دل عاشق است اما اگر این‌طور باشد، «دانه‌های دلِ مانند انارم را می‌دانی؟» چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟!
شیشه را «ها» می‌کنم تا او بگوید از دلم
حرف آن ناگفته‌ای را که نمی‌دانی هنوز
این بیت، تا به اینجای غزل بهترین بیت آن است و تصویر فوق‌العاده‌ زیبایی در آن شکل گرفته است. می‌توان گفت که در بیت مذکور، همه‌چیز درست سر جای خودش است و هر جزء نقشش را به بهترین شکل ممکن ایفا می‌کند.
وضع حال خوبمان تیتر درشت هفته است
همچنان ماییم و این اخبار کیهانی هنوز
مرکز اتکای این بیت «اخبار کیهانی» است، اما نکته اینجاست که در بیت شما، تنها نیمی از ظرفیت این ترکیب آزاد شده است، در صورتی که برای لذت‌بخش بودن نیاز به تمام آن ظرفیت دارد، با این توضیح که در چنین استفاده‌ای که از نامی خاص به‌کنایه استفاده می‌کنید، وقتی موفق خواهید بود که در قالب ایهام‌تناسب از آن بهره ببرید، یعنی «کیهانی» در رابطه با مضمونتان معنی داشته باشد، و تنها با توجه به هم‌جواری با «اخبار» معنای دوم را به ذهن متبادر کند و چاشنی و مزه‌ای به مضمون ببخشد، در صورتی که در بیت شما خبری از آن ربط اصلی و اولی نیست.

منتقد : صالح دروند

صالح دُروند، غزل‌سرا، کارشناس ادبی و مدرس دانشگاه، سال 1360 در گرگان متولد شد. وی از سال 1378 شروع به فعالیت ادبی کرد و از همان ابتدا به سرودن شعر در قالب غزل پرداخت. عمده فعالیت و مطالعات وی تاکنون پیرامون همین قالب شعری بوده است.



دیدگاه ها - ۲
سید هادی شمسی نژاد » سه شنبه 03 دی 1398
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم از این که این اثر رو با این دقت و حوصله که حتی خودم هیچوقت با این دید بهش نگاه نکرده بودم بررسی کردید ممنونم و فوق العاده از نکاتی که فرمودید و ایرادات بجایی که ذکر کردید لذت بردم . حتما این شعر اصلاح و به نکات شما در شعر های بعدی بنده بیشتر توجه میشود. خیلی خیلی خیلی سپاس گزارم.
صالح دروند » جمعه 06 دی 1398
منتقد شعر
موفق باشید دوست عزیز. منتظر خواندن شعرهای بهتر و بهترتان خواهم ماند.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.