لازمه آشنایی با عروض شعر




عنوان مجموعه اشعار : سکوت
شاعر : اسلام خوش نژاد


عنوان شعر اول : سکوت
سکوت



دوباره مثل هر شب در سکوت شب می نالم

بسی غمگین و غمبارم ولیکن کس نداند حال و احوالم



تمام شب بیدارم زحال خویش بیزارم

وجودم خالی از شادی است دمی شو یار و دلدارم



تو من رامی شنوی هردم سراغم را نمی گیری

تو هم مثل من ازاین آدمکها دل پری؟ سیری؟



بیا بنشین دمی با من بپرس تو حال احوالم

ببین من ساکتم مغموم ببین من از چه می نالم



سکوتم از رضایت نیست دل پر غصه ای دارم

سکوتم کس نداند نشنود آه دل زارم



عنوان شعر دوم : سکوت
سکوت



دوباره مثل هر شب در سکوت شب می نالم

بسی غمگین و غمبارم ولیکن کس نداند حال و احوالم



تمام شب بیدارم زحال خویش بیزارم

وجودم خالی از شادی است دمی شو یار و دلدارم



تو من رامی شنوی هردم سراغم را نمی گیری

تو هم مثل من ازاین آدمکها دل پری؟ سیری؟



بیا بنشین دمی با من بپرس تو حال احوالم

ببین من ساکتم مغموم ببین من از چه می نالم



سکوتم از رضایت نیست دل پر غصه ای دارم

سکوتم کس نداند نشنود آه دل زارم



عنوان شعر سوم : اقرار

ناله ام رسوا شده در این سکوت شب تار شاکی ام، من خسته ام، بیزارم از این روزگار

دیگه بسه، روزگار با ما نمی سازه دلم می روم حتی که یادم هم نماند یادگار
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم.

خوشحالم که این بار شعری از یک هم استانی علاقه مند به ادبیات به دستم رسیده است.
برای این دوستدار شعر و ادب که در ابتدای مسیر پر رمز و راز شاعرانگی قرار دارد آرزوی بهترین ها را دارم.
بی هیچ تعارف باید تاکید کنم آنچه در پیش روی ماست کمترین شباهت یا نزدیکی با یک شعر منطقی و پذیرفته شده را در خود دارد. بی تردید نویسنده آن نیز به این موضوع وقوف دارد که انچه او نوشته با یک شعر سالم و نه حتی خوب خیلی فاصله دارد. اما چاره چیست؟ همه ما یک روز ازهمین جا و با نوشته هایی شاید به مراتب ضعیف تر شروع کرده ایم.
اگر بر اساس تعریف مشهور و معروف شعر یعنی :"کلام موزون، مقفی و مخیل" بسنجیم آنگاه این سطرها فاصله زیادی با این تعریف خواهند داشت. اگرچه این پاره ها و کلمات به هم نزدیک شده، یک شعر بالفعل به حساب نمی آیند، اما می توان آن را شعر بالقوه دانست. به تعبیری دیگر، این ها اگرچه شعر نیستند اما قابلیت تبدیل به یک شعر را دارند.
اگر همان تعریف موجز و مختصر بالا را ملاک بدانیم به چند ویژگی خاص برمی‌خوریم که به اختصار توضیح خواهم داد.
اولین ویژگی، موزون بودن است. در واقع بیشترین چالش این نوشته، به وزن شعری یا موسیقی بیرونی آن برمیگردد. انتظار از یک شعر کلاسیک_ شبیه آنچه در ده قرن گذشته رواج داشته_ این است که کلام نوشته یا سروده شده دارای ریتم و موسیقی خاصی باشد. در شعر کلاسیک وجود موسیقی و احاطه آن بر کلام، یک اصل و یکنواختی و یکسان بودن همین موسیقی در کلیت یک اثر نیز بحث دیگری است.
به عبارت ساده تر نه تنها لازم است که هر یک از مصراع ها در این شعر_ که قالب مثنوی دارد_ دارای ریتم و موسیقی باشند، بلکه این موسیقی در تمام مصراع ها و در کلیت شعر یکسان باشد.
با این تعریف، نگاه دوباره‌ای به مصراع های سروده شده این شاعر آینده می اندازیم. خواهیم دید که نه تنها عمده مصراع ها عاری از موسیقی و وزن شعری است، بلکه هر کدام ساز جداگانه میزند. برای برطرف کردن این اشکال، لازم است شاعر بر علم عروض فارسی مسلط باشد، تا بتواند درستی یا نادرستی وزن شعرش را بفهمد. این کار از دو طریق ممکن است. یا اینکه باید به صورت کاملاً علمی بر دانش عروض شعر فارسی احاطه پیدا کند و یا آنقدر باید با شعر همنفس و مأنوس بود و آنقدر از ابیات ناب تاریخ ادبیات حفظ کرد تا به مرور زمان، موسیقی حاکم بر هر شعر در ذهن و حافظه اش رسوخ کند.
راه دیگر نیز این است که بی خیال شعر کلاسیک باشیم و به شعر سپید یا بی وزن روی آوریم. بی تردید پیشنهاد آخر، ظاهری آسان و ساده تر دارد اما در باطن، شاعر را با مشکلات دیگری مواجه خواهد ساخت، زیرا به تصریح بسیاری از بزرگان و ادیبان، سرودن شعر سپید خوب و قابل ملاحظه، به مراتب سخت تر است از شعر کلاسیک.
با این حساب توصیه ام به این دوست تازه یافته_ و این همشهری ندیده و نشناخته ام _این است که با مطالعه کتاب های عروض فارسی، با اصول هجا نویسی، افاعیل و بحور شعر فارسی و نیز روش تقطیع آشنایی پیدا کند. در این باب کتاب عروض و قافیه اثر استاد دکتر سیروس شمیسا در کتابفروشی ها و کتابخانه های سراسر کشور یا جزوه "عروض ساده" نوشته مهدی موسوی در فضای مجازی در دسترس قرار دارد. کمی با این آشنا شوید و پس از مطالعه این کتاب یا جزوه یا منابعی شبیه این، لازم است شعرهای شاعران قدیم و جدید را به عنوان تمرین تقطیع کرده و سعی کنید بعد از هجا نویسی، وزن شعری هر کدام را به دست آورید. به عنوان مثال: شعر" الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها" از حافظ، چنین وزنی دارد"مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
و تقطیع آن بر اساس رکن ها به این شرح است"
الا یا ای(مفاعیلن) یها الساقی (مفاعیلن) ادر کاسن (مفاعیلن) و ناولها (مفاعیلن) و می گوییم این شعر چهار رکن مفاعیلن دارد.
یا این شعر باباطاهر عریان:
" ز دست دیده و دل هردو فریاد" این وزن صحیح است.:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
زدست دی (مفاعیلن) ده و دل هر( مفاعیلن) دو فریاد( مفاعیل)
که تفاواش باوزن شعر حافظ درلیناستکه این سه رکنی است و آن چهار رکن داشت، دیگرانکه رکن سوم شعر بابا طاهر از دو رکن دیگر کوتاه تر است، در صورتی که در شعر حافظ همه رکن ها هم اندازه و شبیه هم بودند.
این روش برای کسانی که برای نخستین بار با عروض آشنا می شوند ممکن است سخت با کمی آزاردهنده به نظر آید، اما به راستی پایه موسیقی شعر فارسی و عربی خواهد بود و یاد گرفتن آن شما را برای همیشه آسوده خاطرخواهد ساخت.
امیدوارم شعرهای آینده شما را بدون هیچ مشکل وزنی این بخوانیم.

یادتان باشد که در تعریف بالا از شعر، دو ویژگی دیگر نیز وجود داشت که یکی قافیه و ردیف بود و دیگری خیال انگیزی یا مخیل بودن آن.
بر این دو مورد در مجالهای بعدی نکاتی خواهم گفت.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۲
علی رضا احرامیان پور » سه شنبه 01 بهمن 1398
منتقد شعر
جان جه باشد که نثار قدم دوست کنم
اسلام خوش نژاد » یکشنبه 29 دی 1398
تشکر از شما جناب استاد احرامیان پور استفاده کردیم خیلی ممنون ک وقت تونو به من دادین

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.