نقش رسانایی زبان




عنوان مجموعه اشعار : شاید مداد توی دستاتم...
شاعر : محمدرضا صبوریان


عنوان شعر اول : تصمیم آخر
شاید مداد توی دستاتم
حل میکنی با من حقیقت رو
رو دفترت خونم رو میریزی
میپرسی از مردم سلیقت رو

یا میکشی با من یه نقاشی
توو دفتر کاهی صد برگم
نقاشی یک دار آماده...
شاید همینه صحنه ی مرگم

یا که اصن شعرامو میخونی
هی با خودم خط میکشی رومو
من هی سرم میفته از گردن
هی میتراشی روی کم رومو

یا میفروشی من رو توو دیوار
با قیمت مفت پر از کینه
بدبختی من رو دیگه حالا
داره تموم شهر میبینه

تصمیم آخر توی دستاته
میمیرم از این دست نامردت
میگم که نشکن این غرورم رو
من ممدم ، من ممدم ، مردت

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
مفهوم‌ها و واژه‌های مفهومی گستره‌ی معنایی وسیعی دارند مگر این‌که با پرداختی عینی و جزءنگرانه ارائه شوند و جغرافیای معنایی موردنظر را خط‌کشی کنند. عدم مشخص شدن جغرافیای معنایی، متن را به سمت کلی‌گویی و خالی شدن از اندیشه‌ی فردی پیش خواهد برد. در بیت «شاید مداد توی دستاتم/ حل میکنی با من حقیقت رو» عدم خط‌کشی جغرافیای معنا برای «حقیقت» به معنارسانی آسیب زده است. برای واژه‌ی «حقیقت» در فرهنگ دهخدا آمده است: «حقیقت. [ح َقی ق َ] (ع اِ) چیزی که بطور قطع و یقین ثابت است. حقیقت اسم است برای چیزی که در محل خود مستقر باشد. (از تعریفات جرجانی )» حال این ابهام برای خواننده باقی می‌ماند که چگونه می‌توان با مداد، حقیقت را حل کرد! چنین کاربردهایی در کنار عدم توجه به معنای واژه‌ها و عدم به‌گزینی واژگانی باعث مختل شدن نقش رسانایی زبان خواهد شد.
در رابطه با بیت «رو دفترت خونم رو میریزی/ میپرسی از مردم سلیقت رو» بایستی عنوان کرد که این خود «سلیقه» نیست که مورد پرسش قرار می‌گیرد بلکه چگونگی سلیقه است که در ارتباط با آن می‌توان پرسش یا پرسش‌هایی را مطرح کرد.
مصراع «هی با خودم خط میکشی رومو» دچار ضعف تألیف است و نسبت دادن صفت «کم رو» به مداد در مصراع «هی میتراشی روی کم رومو» باعث مختل شدن معنارسانی شده است.
مصراع «یا میفروشی من رو توو دیوار» ازاین‌رو فاقد دلالت معنایی است که دیوارِ شناخته‌شده برای عموم، خود دیوار (جدار و بنائی که در اطراف خانه می‌گذارند یا هر چیزی که فضایی را محصور کند خواه از مصالح بنائی باشد و یا جز آن) است و نه وب‌سایت موردنظر سراینده. در ادامه هم «پر از کینه» برای توصیف «قیمت مفت» به کار گرفته شده که باز هم با همان آسیب قبلی مواجه می‌شویم. در مصراع‌های «میمیرم از این دست نامردت» و «میگم که نشکن این غرورم رو» بایستی عنوان کرد که ضمایر اشاره برای چیزهای شناخته‌شده به کار می‌روند و مشخص نیست که «این» به کدام «دست نامرد» و به کدام «غرور» اشاره می‌کند و علاوه بر این «دست نامرد» چگونه دستی است.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.