نقدی بر شعر «عمر دل»




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : مهدی علی پور


عنوان شعر اول : عمر دل
دارم دلی اسیرو میتلای تو
آرام نمی شود مگر در هوای تو
سال ها ز رفتنت گذشت مهجبین
از یاد نمی برد این دل جفای تو
جامی ز شادی دنیا نخورد و رفت
دردا که رفت همه عمرش به پای تو
صدها هزار خاطره بعد از تو جان گرفت
هرگز نشد خاطره ای ماجرای تو
عمریست داغ دارد و گریان به ره هنوز
عمریست ناله ها می کند برای تو
این روز ها دلم با خودم غریبه است
پایان عمر دلم بود انتهای تو

عنوان شعر دوم : غوغا
آن روز که دیدمت دلم غوغا شد
کشتی شکسته در بر دریا شد
این دل که به روزمرگی عادت داشت
جانی بگرفتو باز هم شیدا شد
در خانه دل که همچو ویرانی بود
با آمدن تو رونقی پیدا شد
با دیدن تو چشم ز عالم بستم
چشمان تو انگار مرا دنیا شد
قبل از تو پر از پوچی و تکرار بدم
با عشق تو زندگی همه معنا شد

عنوان شعر سوم : رزاق
سلطان همه عالم و آفاق تو هستی
معشوق دل خسته عشاق تو هستی
من کور دلم،چشم دلم هچ نبیند
اما به حقیقت خود اشراق تو هستی
سطحی نگرم از همه جا قافلم اما
اذعان بکنم واقف اعماق تو هستی
گفتی که اگر توبه شکستی همه بازآ
استاد همه عالم ارفاق تو هستی
از بیش و کم هستی و گیتی نهراسم
امید من این است که رزاق تو هستی
نقد این شعر از : زهیر توکلی
عنوان شعر اول : عمر دل
دارم دلی اسیرو میتلای تو
آرام نمی شود مگر در هوای تو
سال ها ز رفتنت گذشت مهجبین
از یاد نمی برد این دل جفای تو
جامی ز شادی دنیا نخورد و رفت
دردا که رفت همه عمرش به پای تو
صدها هزار خاطره بعد از تو جان گرفت
هرگز نشد خاطره ای ماجرای تو
عمریست داغ دارد و گریان به ره هنوز
عمریست ناله ها می کند برای تو
این روز ها دلم با خودم غریبه است
پایان عمر دلم بود انتهای تو
وزن شعر، از پُرکاربردترین اوزان شعر فارسی است: «مستفعلن مفاعل ُ مستفعلن فَعَل» ی به این صورت: «مفعول ُ فاعلات ُ مفاعیل ُ فاعلن». این وزن به وزن طبیعی زبان نزدیک است و امکان نزدیک کردن شعر به زبان روزمره در این وزن، بالاست. غزل «عمر دل» حال و هوای عاطفی خوبی دارد. شاعر از دوازده مصراع شعر، در ده مصراع، از وزن خارج شده است. معمولا بهترین توصیه برای شاعران تازه¬کار که لغزش در وزن شعر دارند، این است که در یک وزن ساده و کوتاه از قبیل «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» (مثل: بشنو از نی چون حکایت می¬کند) تعداد زیادی بیت در قالب مثنوی بگوید، به این ترتیب که هر بیتی قافیه¬ای جدا داشته باشد. در نوشتن این مثنوی تمرینی هم توصیه ما این است که چندان در قید معانی بلند و تصویرسازی¬های عجیب نباشد بلکه به آن فقط به چشم یک تمرین برای وزن و قافیه نگاه کند. در ادامه، بیت به بیت، وزن شعر را برای شاعر عزیز، تصحیح کرده¬ام. برای خودم هم تمرین خوبی بود. برای بعضی از مصرع¬ها چند پیشنهاد متنوع عرضه شده است به این امید که شاعر عزیز ما در تک¬¬تک پیشنهادها دقت کند و ببیند که چطور می¬شود وزن را با جابجایی ساده¬ی کلمات تصحیح کرد
بیت اول
بیت شاعر:
دارم دلی اسیر و مبتلای تو
وزن: مستفعلن مفاعلن مفاعلن
آرام نمی¬شود مگر در هوای تو
وزن: مستفعل ُ فاعلات ُ مستفعلن فَعَل

دارم دلی اسیر، دلی مبتلای تو
آرام ِ دل کجاست به جز در هوای تو
آرام نیست دل را جز در هوای تو
آرامشم نبود مگر در هوای تو
آرام ِ دل مباد مگر در هوای تو
آرامشی نداشته جز در هوای تو
آرام نیست این دل من جز برای تو

بیت دوم
سال¬ها ز رفتنت گذشت، مه¬جبین!
وزن: فاعلات ُ فاعلات ُ فاعلات ُ فع
از یاد نمی¬برد این دل جفای تو
وزن: مستفعل ُ مفتعلن فاعلات ُ فع

الف)
سالی ز رفتن تو گذشت و هنوز هم
از یاد می¬بَرَد مگر این دل، جفای تو؟
از یاد ِ دل نرفته –عزیزم!- جفای تو
از یاد ِ دل نمی¬رود –آری!- جفای تو

ب)
عمری ز رفتن تو گدشته ولی هنوز
از دل نرفته یاد تو و آن جفای تو
از دل نرفته یاد تو و ماجرای تو
از دل نرفته زخم عمیق جفای تو
داغت نرفته از جگرم در قفای تو
داغ تو مانده بر جگرم از جفای تو
دل مانده است و خاطره¬ها از جفای تو
ج)
تو سال¬هاست رفته¬ای و مانده تا هنوز
زخمی عمیق بر دل من از جفای تو
داغ است مانده بر جگرم از جفای تو

بیت سوم
جامی ز شادی دنیا نخورد و رفت
وزن: مستفعلن فعلاتن مفاعلن
دردا که رفت همه عمرش به پای تو
وزن: مستفعلن فعلاتن فاعلات ُ فع


جامی ز شادمانی دنیا نخورد و رفت
جامی ز شادمانی دنیا نخورده رفت
دردا که رفت یکسره عمرش به پای تو
دردا که ریخت دار و ندارش به پای تو

بیت چهارم
صدها هزار خاطره بعد از تو جان گرفت
وزن: مستفعلن مفاعل ُ مستفعلن فَعَل (وزن درست است)
هرگز نشد خاطره¬ای ماجرای تو
وزن: مستفعلن مفتعلن فاعلات ُ فع

کِی می¬گرفت خاطره¬های تو جای تو؟
هستم هنوز در وسط ماجرای تو

بیت پنجم:

عمریست داغ دارد و گریان به ره هنوز
وزن: مستفعلن مفاعل ُ مستفعلن فَعَل (وزن درست است)
عمری است ناله¬ها می¬کند برای تو
وزن: مستفعلن مفاعیل ُ فاعلات ُ فع

عمریست ناله ها کند این دل برای تو
عمری است ناله می¬کند این دل برای تو
بیت ششم
این روزها دلم با خودم غریبه است
وزن: مستفعلن مفاعیل ُ فاعلات ُ فع
پایان عمر دلم بود انتهای تو
وزن: مستفعلن فعلاتن فاعلات ُ فع


این روزها دل من با من غریبه است
این روزها دلم هم با من غریبه است
این روزها دلم چه غریبه است با خودم
من با خودم غریبه¬ام؛ آن دل که داشتم
پایان گرفت و رفت پی ردّپای تو
از من برید و رفت پی ردّپای تو

منتقد : زهیر توکلی




دیدگاه ها - ۳
مهدی علی پور » دوشنبه 11 آذر 1398
تشکر از شما استاد عزیز،ممنون میشم اگر دو شعر بعدی را که از نظر وزنی درست به نظر می رسند نقد بفرمائید.
زهیر توکلی » سه شنبه 12 آذر 1398
منتقد شعر
به امید خدا. به روی چشم
مهدی علی پور » 26 روز پیش
ممنون از لطف شما بزرگوار،بنده تازه شاعر هستم و این اشعار اولین اشعاری ست که حقیر نوشته ام.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.