"دواسبه در پی" نوآوری و بهتر شدن




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
آن مِی‌فروشِ مشهور، در کشورِ عَسَس، من
خیری‌ندیده‌هرگز از سوی هیچ‌کس، من

در دادگاهِ تزویر، با دست‌بندِ تعزیر،
آن شخصِ دادخواه از بیدادِ دادرس، من

آن سخت‌جانِ خسته‌‌ از مستراحِ امکان،
از عطرِ تندِ تقدیر، از وِزْوزِ مگس، من

آن نیم‌خیزِ مجروح، آن هنّ و هنِّ مذبوح؛
در کارزارِ هستی افتاده از نفس، من

آن از تباهیْ انبوه، آن کوه، کوهِ اندوه
بی‌آرمان و بی‌‌روح، بی‌حسّ و بی‌هوس، من

آن‌ بی‌دلیلِ مبرم، بیهوده‌ی مجسّم
آن یکّه‌تازِ پایا در پایشِ عبث، من

ناکامِ نام‌آور، بازنده‌ی همیشه
در انتهای جدول، اولْ من و سپس من

عنوان شعر دوم : .
...تفرعنِ تو سبب شد که این‌چنین باشم
که مثل موسی، مارِ در آستین باشم

خودت مرا به چنین اژدها بدل کردی
وگرنه من که نمی‌خواستم چنین باشم

مرا به‌ جبر سرشتی و امر فرمودی
که جانشین تو امروز در زمین باشم

که در لباس خلافت، خلاف شأن کنم
که اختیار کنم تا قراضه‌چین باشم

که در پی زر و تزویر و زور، تاخت کنم
دواسبه در پی ترویجِ آفلین باشم

که آبرویت را مثل نیل، سر بکشم
به این بهانه که باید عصای دین باشم

نه من نمی‌خواهم این مقام بی‌جا را
که در جهنمِ تقدیر، جانشین باشم

عنوان شعر سوم : .
آهای نیمه‌ی شهید من
هنوز پنجاه درصد از من
به تو فکر می‌کند

آهای خوشه‌چین بمب‌های خوشه‌ای
هنوز نیمی از من
به مزرعه‌ای می‌اندیشد
که غرق در عطر کاه‌ خیس و پاییز بازنشستگی‌ست

آی مشرقِ تکه تکه
آی تکه تکه غوطه‌ور در‌خون
من همچنان به انفجار می‌نگرم
و نمی‌دانم
کدام استخوان را به کدام استخوان ببندم
کدام پاره‌ را به کدام پاره بدوزم
بلکه شبحی از تو را
بیرون بیاورم
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
"دواسبه در پی" نوآوری و بهتر شدن
ابتدا درودتان می‌گویم
با یک شعر اعتراضی اجتماعی از شاعری جوان روبروییم که دلمشغولی شاعرش، نوآروری و شکستن هنجارهاست و در هر یک از کارهایش به دنبال راهی تازه، بیانی نو و شیوه‌ای خودساخته در موضوعات ادبی است.
در شعر نخست، انتخاب قافیه سخت و نفس‌گیر می‌تواند تعبیر این باشد که شاعر به دنبال راحت‌طلبی در ادبیات نیست و همواره می‌خواهد مسیرهای سخت را برای رسیدن به ارتفاعات تجربه کند. البته در بعضی موارد؛ الزاماً نتیجه چنین انتخابی، شعرهای مناسب و آثار جذاب و همه‌فهم نخواهد بود. حتی ممکن است این دیگرگونه گفتن منجر به کلمات و واژگانی شود که نه تنها غرابت استعمال دارند بلکه نازیبا نیز هستند؛ مثل ترکیب" مستراح امکان" یا "عطر تند تقدیر" در همین شعر نخست.
حتی ترکیب اضافی "کشور عسس" به لحاظ زبانی می‌تواند این شعر را قرن‌ها به عقب براند؛ چون این واژه برای امروزیان نازیبا بلکه نافهم است. بگذریم که جانمایی آن در مطلع، مشکل را دوچندن کرده است و شاعر خود بهتر میداند که مطلع باید زیبا و جذاب بوده و بیانی غیرمستقیم داشته باشد.
چمن‌سرا در این غزل، بارها از قافیه شنیداری به‌خوبی بهره ‌برده - هم در محور عمودی با قافیه عبث و هم در محور افقی با کلمات کوه و اندوه و روح - .
برای غزل نخست، پیشنهاد می‌کنم به ارتباط لفظی و معنایی کلمات بیش از پیش توجه شود. باید هر کلمه با رعایت همه جوانب و ضوابط ساختاری به مجاورت و همنشینی کلمه دیگر تن بدهد؛ تا نتیجه کار، چیزی دلخواه‌تر و ادبی‌تر از آب‌درآید.
از این ممقوله نگذریم که گاهی ارتباط های لفظی که در شکل جناس خود را می نمایاند بیش از آن که شعر را زبلا کند به آن صدمه وارد می سازد مثل این مصراع:
آن یکّه‌تازِ پایا در پایشِ عبث، من
معلوم نیست که کلمات "پایا و پایش" چه کمکی به این مصراع و در کل به این شعر خواهند کرد. برای همین است که بارها تاکید می‌شود که از آرایه‌ها و صنایع ادبی به‌موقع و بجا استفاده کنیم که گاهی وجود آنها طنابِ دارِ شعرمان خواهد بود.

غزل دوم بسیار خوش لفظ و خوش‌آهنگ با واژگانی خاص است. و مطلع آن نوید شعری خوب را به مخاطب می‌دهد:
تفرعن تو سبب شد که این چنین باشم
محور عمودی در این غزل کاملاً رعایت شده و کلمات و تصاویر خلق شده در استخدام مفهوم و پیام نهایی قرار دارند.
در این غزل شاعر بارها از اختیار تسکین به‌خوبی بهره برده است و این علاوه بر نشان دادن مهارت شاعر در کاربرد موسیقی، یک جور خوشایندی و لذت استماع را نیز به مخاطب می‌دهد. علاوه بر این استفاده ار جنایس بر عکس مصداقی که در غزل نخست از آ« یاد کردم در این غزل در بیت زیر به خوبی جلوه گر است و بر زیبایی این شعر افزوده است:
که در لباس خلافت، خلاف شأن کنم که اختیار کنم تا قراضه‌چین باشم
علاوه بر این، اعنات در شروع سه بیت متوالی با کلمه "که" می‌تواند هوشمندانه تلقی ‌شود.
در مجموع غزل دوم از هر حیث از دو شعر دیگر، زیباتر و خوش آب وگل‌تر است.
از شعر سوم، در این مجال در می‌گذرم.
مخلص کلام اینکه: این شاعر روز به روز بهتر می‌شود؛ چون به کارش ایمان دارد و سخت علاقه‌مند است و البته برای این علاقه تلاش می‌کند. از نقد نه تنها نمی‌هراسد؛ بلکه از آن، نردبانی برای بالارفتن و اوج گرفتن ساخته است. او به قول خودش "دو اسبه در پی" رسیدن به قله هاست. و این، نوید صبحی روشن برای اوست.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.