در راه جزءنگری




عنوان مجموعه اشعار : انفرادی
شاعر : مهدی غفوری


عنوان شعر اول : بی جواب
فردای روز نوبت ما می رسه رفیق
توی گلوت حرفتو هی دس به سر نکن
اینجا برای دیدن و گفتن هوا کمه
با این سکوت گوش رفیقاتو کر نکن!

وحشت چشای ابرو گرفته، به این کویر
حتی جنازه های بهارم نمی رسه!
بذرای زندگی توی دستامه جای خاک
فرصت برای اینکه بکارم نمی رسه!

وقتی زبون سبز و به آتیش میکشن
وقتی که گوشِ خسته رو خر فرض میکنن
امکان اینکه قرعه به نامت بیفته هست
هر مهره ای رو شکل خطر فرض میکنن

چنتا سوال زخمی و بی دست و پا شدم
که روی موج رادیو ، تو خون شناوره!
سرما به مشت خسته کی تکیه میکنه؟!
تاول به کفش پاره کی حمله می بره؟!

با واقعیتی که تو دنیای ما گمه
رویای رنگیِ کی و رو بوم میبریم؟
پل میزنه به جنگل و رودخونه دستمون
واسه کسی که میگه ما با هم برابریم!

هرچی بگردم
واسه سوالام
هیچ آیه ای نیست

توصیف این وضع
تو‌ قدرت هیچ
آرایه ای نیست

.

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
هنر حاصل ترجمان نوع نگاه و زیست‌جهان هنرمند به مدیوم هنری است. بنابراین در اثر هنری نگاه هنرمند به هستی به تصویر کشیده می‌شود. سروده‌ی شما بیانگر این واقعیت است که شما علاوه بر کارورزی جدی در عرصه‌ی سرودن و بیان، در این زمینه استعداد دارید. بااین‌حال سروده‌ی شما از سطح کلی‌گویی فراتر نرفته و جای نگاهی جزءنگر که سروده‌ی شما را منحصربه‌فرد کند، خالی است. به‌طور مثال در مصراع‌های «با واقعیتی که تو دنیای ما گمه»، «وحشت چشای ابرو گرفته، به این کویر» و «واسه کسی که میگه ما با هم برابریم!» نه جغرافیای معنایی مشخصی برای «وحشت» از سوی متن ارائه شده تا خواننده از این مفهوم گسترده به درکی شخصی برسد نه مشخص است منظور از «واقعیت» چیست و نه این‌که «برابری» به کدام وجه از این اندیشه اشاره می‌کند. ترکیب «جنازه‌های بهار» در مصراع «حتی جنازه های بهارم نمی رسه!» هم آن‌چنان دچار ذهنی‌گرایی است که دریافت معنا را مختل کرده است. حال موارد ذکر‌شده را با بیت «چنتا سوال زخمی و بی دست و پا شدم/ که روی موج رادیو ، تو خون شناوره!» مقایسه بفرمایید که استحاله‌ی انسان به «پرسش» با شرایط وصف شده را ارائه می‌کند و به این شکل از کلی‌گویی فاصله گرفته و در راه جزءنگری گام می‌گذارد.
درنهایت همان‌طور که دیگر منتقدان نیز اشاره کرده‌اند خوب است که از توصیف صرف فاصله بگیرید و در راه متن شعری به‌مثابه‌ی «نشان دادن» حرکت کنید.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.