به خواب اندر شتر رفتی بیابان ها بپیمایی!




عنوان مجموعه اشعار : ..
شاعر : امیرحسین قراگوزلو


عنوان شعر اول : ..
الا یا ایها العونی تو در غفلت پریشانی
تو از تن ها شوی تنها گریز از نفس جسمانی
تامل کن که جانانت بود نزدیک و دوری تو
نباشد عیش دنیایی جز از بعد و پریشانی
تو در خوابی ز بدمستی و فریاد از قضا داری
نفهمی کاندر این محمل ز مقصودت جدا مانی
به خواب اندر شتر رفتی بیابان ها بپیمایی
تو در غفلت شدی بی او ولی شادان و خندانی
ز این دریای طوفانی گریزان جان و جانان را
گذر کن از بیابان ها ز دریا های طوفانی
ازین جمعی که تنها ها پر از نفرت پر از کینند
گریز از عشق آدم ها که تن بیهوده جنبانی
ز عشقش جان خزان کردی تو از عشاق پردردی
ز بیراهه گذر کردی گریز از عشق حیوانی
به هجرت های گوناگون ب هجران ها پرستو باش
مهاجر باش و هجرت کن جهانی را برقصانی



عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
درود.
این اولین شعری است که از شما به پایگاه نقد شعر ارسال می شود و به شما خوش آمد می گویم و از شما می خواهم همچنان در مسیر نقد شدن و نقد شنیدن باقی بمانید تا بتوانید آنچه برای شعر گفتن را نیاز دارید بیاموزید و بکار بندید.
شعر شما نشان می دهد که شما وزن و عروض و قافیه را میدانید و آنچه لازمه نوشتن شعر موزون است را آموخته اید پس من در مورد مباحث زیبایی شناسی شعر شما سخن خواهم گفت.

آنچه من در ابتدا در مورد شعر شما باید بگویم سه حوزه زیبایی شناسایی و اصولی در نوشتن است:
1. تالیف
2. زبان
3. ارتباط عمودی و افقی

یک.
تالیف در نوشتن شعر دقیقا مانند هارمنی در موسیقی است. آنچه باعث می شود احساس در موسیقی برای مخاطب قابل دریافت و فهم باشد هارمنی است و آنچه باعث می شود که به مخاطب شعر شما را و منظورِ مضمون شما را درک کند تالیف است. شما بهترین مضمون هستی را هم که در ذهن داشته باشید اگر نتوانید آن را روی کاغذ به درستی بیاوردید به هیچ کاری نمی آید. شما در تالیف دچار مشکلات عدیده ای در نوشتن هستید. به شدت دچار گنگ گویی و تعقید هستید، برای نمونه:
نفهمی کاندر این محمل ز مقصودت جدا مانی
به خواب اندر شتر رفتی بیابان ها بپیمایی

و شاعر در سر خود می پروراند که کاروان و محمل و شتر و مقصود همان مقصد است و شاعر با خود می گوید که "شتر در خواب بیند پنبه دانه" و بیت بالا می سازد!
حال بیت چه می خواهد بگوید:
می خواهد بگو تویی که در خواب غفلت هستی داری از مسیر خارج می شوی!

حال سوال اینجا:
آیا این حرف مهمی است؟ آیا تالیف توانسته آنچه باید را بگوید؟ آیا آنچه گفته شده است تصویر درستی را ارائه می دهد؟ آیا مضمونی که در ذهن شاعر است روی کاغد آمده است؟
پاسخ همه اینها "خیر" است و شاعر باید بسیار شعر بخواند و بسیار بنویسد که در تالیف به استاندارد برسد. از سعدی شروع کنید که خداوندگار است در تالیف.

دو.
دکتر شفیعی در ادوار شعر فارسی اشاره می کند که:
وسعت جهان شاعر به اندازه وسعت زبان شاعر است.
در واقع شاعر باید کهن سرودن را با کهنه سرودن متفاوت بداند. کهن سرودن در فرم اتفاق می افتد به خودی خود بد نیست ولی کهنه سرودن ضعف است و شاعر متعلق به زمان حالِ خود و آینده خود است نه گذشته خود.
به این کلمات نگاه کنید:
الا یا ایها العونی
کاندر
اندر
پر از کینند
جنبانی
شما ببینید در یک روز چندبار در قرن بیستم ممکن است که چنین کلماتی را بشنوید. شما باید خودتان را از بند اینگونه کلمات برهانید و به سراغ تصاویر و مضمون پردازی های تازه با کلماتی برای توصیف تازه بگردید.

سه.
ارتباط عمودی و افقی در شعر مانند نخی است که مصرع ها و ابیات شعر شما را به هم متصل می کند تا به مخاطب شعر شما تصویری منسجم ارائه می دهد. سطرهای شعر شما هیچ فرم مشخصی را دنبال نمی کند و مضامین در آن پراکنده هستند. باید یک روایت داستانی مشخص را دنبال کنید. اینگونه پراکنده گویی که به هردری بزنید برای نوشتن بزنید و سطری را جفت و جور کنید منجر به روایتی گنگ می شود همانگونه که حالا شده است.

موفق باشید و منتظر آثار بعدی شما هستم.

منتقد : احمد امیرخلیلی

احمد امیرخلیلی شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.