شرح گزارش‌گونه



عنوان مجموعه اشعار : ۲
عنوان شعر اول : غزل روایت
جهان نداشت بهانه به غیر خلقت مادر
بهانه ای که بهایش شده ست غربت مادر

نگفته ایم و هرآن چه که بیت بیت بگوییم
دریست باز به روی غزل روایت ما در

به جای کهنه لباسش لباس نو به گدا داد
لباس نو نمی آمد مگر به قامت مادر؟

سه روز روزه و بخشش؟ ندیده حاتم طایی!
که لطف بنده کجا و کجا کرامت مادر

زمان به وقت قنوتش
زمین به وقت سجودش
نشسته اند برای دعای حضرت مادر!

به زانوان غم اما ... حسن گذاشت سرش را
نخواست تا که ببیند کبود صورت مادر

چگونه بود که بعد از شکستن در خانه
به در زده آمده هر کس شبی عیادت مادر؟

علی شد آینه ی آه ...
گذاشت سر به سر چاه ...
نداشت مرهم و محرم پس از شهادت مادر
.
.
غزل روایت مادر! نصیب می شود آخر
پس از تحمل این غم کمی ز تربت مادر ؟



عنوان شعر دوم : چراغ روضه
به تن کردیم با رخت عزایت آبرو را
و رو کردیم زیر خیمه ات راز مگو را

کنار روضه خوان تو نِشستیم و شِمردیم
شِمار نیزه ها و تیر و تزویر عدو را !

چراغ روضه را خاموش کردیم و شنیدیم
صدای العطش ها را، صدای کو عمو را

چراغ روضه را خاموش کردیم و رسیدیم
به آن جایی که تیری می دود تا یک گلو را ...

چراغ روضه را خاموش کردیم و نماندیم
تو تنها بازگرداندی علیِ رزمجو را

چراغ روضه را خاموش کردیم و ندیدیم
که زینب در عزای تو پریشان کرد مو را
.
.
.

حسینی تو، نشانش این که حتی راه دادی
درون خیمه لات و مست و گبر و بی وضو را !

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
در دنیایی که ما را به سمت خودکارشدگی می‌برد، ادبیات ما را به تأمل و درنگ دعوت می‌کند. چگونگی این تأمل به چگونگی برخورد شاعر با زبان به‌عنوان مدیوم برمی‌گردد. زبان شعر، خواننده را دچار تعلیق می‌کند و پس‌ازآن او را به تأمل وا‌می‌دارد. این‌گونه است که خواننده به موقعیت متن وارد شده و به خوانش شخصی خود خواهد رسید. پس می‌توان نتیجه گرفت که شعر دلالت‌پذیر است و نه دلالت‌گر و در محدوده‌ی جغرافیای معنایی متن، امکان خوانش‌های مختلفی وجود دارد.
بیان در سروده‌های پیش رو بیانی دلالت‌گر است و به شرح گزارش‌گونه‌ای از آنچه گذشته می‌پردازد. البته جای خوشحالی است که سراینده در اکثر موارد موفق شده تا غالباً از بیانی سالم‌تر برای سرودن بهره ببرد. هرچند با استخدام‌هایی مثل «کهنه لباس»، حذف «رای مفعولی» در مصراع «خواست تا که ببیند کبود صورت مادر» و استخدام شکل شکسته‌ی «از» در مصراع «پس از تحمل این غم کمی ز تربت مادر ؟» باعث دوگانگی‌هایی در بیان شده است. علاوه بر این مصراع «به در زده آمده هر کس شبی عیادت مادر؟» به ایراد وزنی دچار است.
مورد دیگری که بایستی به آن دقت کرد دلالت‌های ثانویه است. در مصراع «علی شد آینه ی آه ... گذاشت سر به سر چاه ..» به دلیل جابه‌جایی ارکان دستوری، با دلالت ثانویه‌ی «سربه‌سر کسی گذاشتن» مواجه می‌شویم که این دلالت هم‌راستا با کلیت معنا و مفهوم متن نیست.
در سروده‌ی دوم «چراغ روضه را خاموش کردیم و» چهار بار تکرار می‌شود که در هر تکرار کنش جدیدی را شاهد نیستیم این در حالی است که شعر فشرده‌ترین نوع بیان است.
در‌نهایت بایستی عنوان کرد با موزون و مقفا کردن بیان معیار و تکرار کلیشه‌ها، نام آنچه حاصل خواهد آمد هر چه باشد شعر نیست.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.