خلق جهانی فراتر




عنوان مجموعه اشعار : رویداد۴
شاعر : حکیم آل‌کثیر


عنوان شعر اول : ؟
شاباش ها
مُشتی برگ و انجیل،
زنبورها جفت جفت


حکیم آل کثیر

عنوان شعر دوم : ؟
نمی افتند
نه از چشم نه از درخت،
خرمالوها


حکیم آل کثیر

عنوان شعر سوم : ؟
در گلوگاه شب
سپیدی استخوان پیداست

از میان داس های خفته بر آب
برخاسته دستی
و گردن تاریکی را شکسته است...

حکیم آل کثیر
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
به دوست ارجمندم درود می گویم و از این که پس از مدت ها مخاطب شعرهایی از او هستم خوشحالم و امیدوارم گفتگوهای درباره ی شعر او به بهبود شعرش کمک کرده باشد. سه شعر تازه ی «حکیم» که با عنوان مجموعه ی «رویداد» ارسال شده است سه شعر صرفاً تصویری است که خود شاعر در پیامی به شرحی چنین آن ها را دسته بندی کرده است: «پیام شاعر برای منتقد: سلام. امیدوارم که تندرست و شاد باشید. دو نوشته اول به عنوان هایکو هستند و نوشته سوم شعر کوتاه...» در هر سه شعر ما با شاعری رو به رو هستیم که از جهان پیرامون سخن می گوید و این جهان نویسی و دقت در اتفاقات کوچک و بزرگ محیط پیرامونی البته نشان از هوشمندی و مسئولیت پذیری شاعر می تواند باشد. شاعر تلاش کرده است تجربه های خود را که سمت و سویه ای عینی دارند را مطرح کند و خلق این جهان درست نقطه ی مقابل جهان شاعرانی است که بیشتر با ذهنیت های خود در پی خلق شعرند. این عبور از واگویه نویسی های درونی و توجه به جزییات زیستی توانسته است به شعر «حکیم آل کثیر» تفرد ببخشد و مخاطب را در هم جهانی با او مشتاق می کند. این تشدید عینیت البته باید با قرار گرفتن در مسیر خلق امر زیبا ادامه پیدا کند و شعر را به مرز توصیف تقلیل ندهد. مثلا در شعر اول که هایکو هم نامیده شده است - و همین جا به دوست ارجمندم عرض کنم که وقت، وقت تعریف شکل و دسته بندی آثارش نیست و بهتر است بیشتر به گزاره های آفرینشی شعر بیندیشد- شاعر در سه سطر برش هایی از موقعیت پیش روی خود را انتخاب کرده است و به ذهن مخاطب خورانده است و این فرصت را از او دریغ کرده است که مشاهده ی ملموس شاعر به جهانی انتزاعی و کور در ذهن مخاطب ختم نشود. باید این جزییات که آدرس روشنی هم از آن داده شده است به معنایی کلی تر توسعه پیدا کنند و جهان تجربه شده ی شاعر را قابل پذیرش کنند:
- شاباش ها
مُشتی برگ و انجیل،
زنبورها جفت جفت...
در این شعر دو قطب عینی و ذهنی نتوانسته اند نظام هماهنگی پیدا کنند و در هماهنگی با یکدیگر، توجیه گر جهانی باشند که شاعر می خواسته است آن را خلق کند و به آن سامان ببخشد و در به کلیت رسیدن محتوا موفق باشد.
در شعر دوم اما این هم جهانی اتفاق افتاده است و مخاطب به نحو مطلوبی حرکت از عینیت به ذهنیت را که به خلق موقعیتی ادبی ختم می شود را درک می کند و با شاعر احساس هم جهانی می کند:
- نمی افتند
نه از چشم نه از درخت،
خرمالوها...
در این سه سطر،؛ شاعر با موفقیت توانسته است از درک موقعیت ساده ی یک خرمالوی بر درخت که عینیت شعر را شامل می شود به وصف تنهایی و چشم انتظاری خویش که مفهومی کاملاً ذهنی است متمایل شود. کار شاعر همین است. این که موقعیت های عینی و ذهنی را به هم درآمیزد و موقعیتی جدید بیافریند که هستی و چرایی آن موقعیت را توجیه کند
در شعر سوم که البته از جانب شاعر و به گمان او از گونه ی ادبی دیگری است، شاعر یک سره به جهان ذهنی پناه برده است و متنی فراواقع و غیرعینی خلق کرده است که البته نمی توان نافی زیبایی های توصیفی شعر شد اما به نظر من خلق این جهان می توانست با تلفیق عینی و ذهنی به موقعیتی فراتر دست پیدا کند. تعابیر «گلوگاه شب»، «داس های خفته» و «گردن تاریکی» اگر چه تعابیر تکراری و استفاده شده ای هستند اما توانسته است به ضرورت، جهان ذهنی شاعر را منتقل نمایند.
برای شاعر آرزوی موفقیت دارم

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
حکیم آل‌کثیر » یکشنبه 10 آذر 1398
سلام و درود جناب دکتر بهداروند بزرگوار بسیار ممنونم از اینکه وقت میزارید ، بهره میبرم استاد هایکوی اول را به اشتباه ارسال کرده بودم برای همین غلط املائی دارد و بدونه ویرایش است در حقیقت این هایکو را کمی تغییر داده بودم در این کامنت نوشته ویرایش شده را می گذارم که هم شما و هم دوستانی که کار رو می خوانند راحت تر بتوانند نتیجه گیری کنند. زنده باشید و برقرار * هایکو . شاباش ها مُشتی برگ و انجیر، زنبورها یک جفت حکیم آل کثیر

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.