تکرار




عنوان مجموعه اشعار : ترک دلبر درد دارد
شاعر : احمد نارویی


عنوان شعر اول : .
هر شبانگاهی که بی تو میشود سَر، درد دارد
آرزوهایم که از سر میکشد پَر،درد دارد

میشنید این دل صدایت را عزیزم،لحظه لحظه
بی صدایت، گوشِ قلبم میشود کَر، درد دارد

دلخوشیم!،بودنت دل را همیشه شاد میکرد
چشم هایم در نبودت میشود تَر،درد دارد

گفته بودی عاشقم هستی و روشن شد دروغت
وقت رفتن شاد بودی،ترکِ دلبَر،درد دارد


اینکه پیشِ من‌ نباشی بود دردم، حال اما
میخورد چشمش به چشمت، صد برابَر، درد دارد

جای من را ساده دادی به رقیبم ،خوش به حالش!
اینکه حالا: من شدم با تو برادَر، درد دارد

دلبرم! من آبرویت را نخواهم برد،امّا
اینکه باشی تو برایم مثلِ خواهَر، درد دارد

قلب نازک زخمی دشمن اگر شد نیست باکی
دوست اما، او اگر زد، زخمِ خنجَر، درد دارد

قلب من هم روزگاری شاد بود و بی تو غمگین
خیر حتی بی تو باشد، میشود شَر،درد دارد

عقل گوید: هر کسی را میشود از یادِ خود برد
رفتی و دل عقلِ ما را برده از سَر،درد دارد


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
ردیف درصورتی‌که جزئی کارا از اجزای متن نباشد و صرفاً به‌ضرورت ایجاد موسیقی تکرار شود صرفاً حضوری غیرکارا و تزئینی خواهد داشت. در سروده‌ی پیش رو ردیف را بدون ایجاد هیچ خلل معنایی و به قرینه‌ی لفظی می‌توان از انتهای بیشتر بیت‌ها حذف کرد.
جابه‌جایی ارکان دستوری به‌ضرورت وزن و بدون آشنایی‌زدایی در بیت « قلب نازک زخمی دشمن اگر شد نیست باکی/ دوست اما، او اگر زد، زخمِ خنجَر، درد دارد» توی ذوق می‌زند.
استخدام‌هایی مثل «شبانگاه»، «باک» و «گوید» باعث دوگانگی در بیان شده است.
مصراع‌های «اینکه حالا: من شدم با تو برادَر، درد دارد» و «اینکه باشی تو برایم مثلِ خواهَر، درد دارد» کاملاً یک پیام را منتقل می‌کنند. این تکرار صرفاً به زیاده‌گویی منجر شده درحالی‌که شعر فشرده‌ترین نوع بیان است.
شعر پس از نیما از روساختی اعم از واژه‌ها، ترکیب‌ها، توصیف‌ها، آهنگ، قافیه‌ها و... فراتر می‌رود و مجموعه‌ی عناصر تشکیل‌دهنده‌ی متن در ارتباطی ارگانیک، وحدت و هماهنگی دارند.
شعر دیروز نگرشی کلی به هستی دارد این در حالی است که شاعر امروز با جزءنگری به دنیا می‌نگرد و بخش‌هایی از هستی را که پیوند نزدیک‌تری با آن‌ها دارد در اثرش برجسته می‌کند. شاعر امروز به دنبال کشف روابط تازه است ازاین‌رو انتظار می‌رود که شعرش تشکل خاص خود را داشته باشد.
سروده‌ی پیش رو از کلی‌گویی و منظوم کردن احساسات فراتر نرفته است.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.