رسانایی شعرت را بیشتر کن!




عنوان مجموعه اشعار : ريل
شاعر : كامران مقاميان زاده


عنوان شعر اول : ريل
روی ریلم دستهایم بسته با بند و کمند
با گره هایی که گویی تا ابد پاینده اند

چشمهایم آسمان را می نوردد در پی جنبنده ای
آه حسرت پاره می سازد دلم را بند بند

باد آن یار عزیز دوش نوش
حال شد دشمن به جانم زین نژند

باد آوردست ابری بس سیاه
برگ ها را دربه در کردست از بید بلند

برگهای زرد و پیر تازه از مادر جدا
وقت پیری تازه در گهواره اند

قطره ای باران به روی گونه ام
نرم نرمک شد خرامان و لوند

آه ای باران چه وقتی آمدی
آمدی وقتی که من بندم به بند

با تواتر قطره های دیگری
آمدند و آمدند و آمدند

قطره های اشک من سرریز شد
قطره ها با قطره ها یک جا شدند

سیل شور چشم و شیرین سحاب
آن قدر آمد که شد موجی بلند

صورتم دریا شد و مژگان و زلف
بی اراده راهی دریا شدند

ناگهان آگه شدم از حال خود
با نفیری از پس کوه بلند

ریل می لرزید من هم در پی اش
کس نمی دانست حالم جز سپند

گرگ در گوشم به خرناسی بگفت
حال در چنگ منی ای گوسفند

چشمها بستم نفس بستم سکون
چیره شد بر من بری از قید و بند

با سکوتی سرد و سنگین در عدم
می زدم بر سرنوشتم نیشخند

عاقبت دیدی ملائک در سپهر
نامه ات را ناگشوده تا زدند

ناگهان اندر دل آن زمهریر
آذرخشی در دلم غوغا فکند

گفت برخیز و خدا را یاد کن
کافران از لطف حق غافل شدند

دست هایم را گشود و آسمان را صاف کرد
با نسیمی روح پرور سبز شد بید بلند

سجده شکری برآوردم در آن وقت عزیز
زان که کامم بود شیرین تر ز قند

خیز گر بر عزم تسخیر جهان ره می کنی
پادشاها لشکر توفیق همراه تو اند





عنوان شعر دوم :

عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم!
اگر قبول کنیم که در شعر کلاسیک، رعایت وزن یا در مجموع رعایت موسیقی از درجه اول اهمیت برخوردار است باید بپذیریم که این شعر دچار مشکل است؛ زیرا تعداد ارکان افاعیل در مصراع ها کم و زیاد می شود.
شعر در بحر عروضی رمل مثمن(هشت رکنی) سروده شده است با وزن "فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن "؛ اما در مصراع سوم تعداد ارکان به پنج می رسد و بلافاصله در مصراع پنجم- یعنی در آغاز سومین بیت- به سه رکن تقلیل پیدا می‌کند و پس از سه مصراع -در پایان بیت چهارم - دوباره به وزن چهار رکنی بر می‌گردد. این کم و زیاد شدن وزن تا پایان شعر همچنان ادامه دارد.
با نوع قافیه‌بندی شعر در انتهای هر بیت، برای ما مسجل می‌شود که مقصود شاعر از سرودن این اثر، آفرینش یک شعر نیمایی نبوده است تا به خود بقبولانیم کوتاه و بلندی مصاریع، از این جهت است. پس ناچار به این باور می‌رسیم که شاعر وزن را به‌خوبی نمی‌شناسد.
ذکر این نکته خالی از فایده نیست که شاعر با دقت در نمونه‌های مختلف شعر- اعم از غزل یا مثنوی یا قصیده - باید در می‌یافت که تعداد ارکان افاعیل در شعر کلاسیک در کل شعر، مساوی است و تخطی از آن، شعر را با مشکل مواجه می‌کند.
نکته دیگری که به‌عنوان یک تجربه می‌توان به شاعر دوست داشتنی این ابیات یادآوری کرد اینکه: ای نارنین! برای شما بهترین کار، سرودن قطعاتی کوتاه در حد و اندازه یک غزل هفت- هشت بیتی است؛ تا کم‌کم مسلط شوید بر شعر و تجربه بیشتری کسب کنید. سرایش شعری با این اوصاف، آنهم در 22 بیت قطعاً شما را با مشکل مواجه می‌کند. هم در وزن و عروض شعر و هم در انتخاب قوافی سالم و البته مناسب.
لازمه این اطاله کلام را درک نمی‌کنم؛ چون اندیشه پشت این شعر، چندان بلند و رسا نیست که بخواهی آن را کش بدهی.
نکته سوم، مربوط به محور عمودی شعر است که باید عایت شود. به هر تقدیر انتظار ما از خوانش یک شعر، آن است که یک پیام کلی یا یک حسّ خاص را به ما القا کند؛ در غیر اینصورت دچار ابهام خواهیم شد. در واقع، وزن و قافیه و ردیف، کلمات و تصاویر و حتی اندیشه، همه باید در خدمت انتقال حس یا پیام شعر باشند و الا کاری عبث انجام داده‌ایم.
برای انتقال چنین حس یا پیامی باید عناصر و واژگان شعر همدیگر را پوشش بدهند و پشتوانه معنایی هم باشند. اینجا و این شعر خاص، با "ریل" شروع می‌شود و دست‌های ‌بسته شده بر آن، یعنی تصویری وحشت‌آفرین که می‌تواند مقدمه خطر یا خبر بدی باشد؛ اما بلافاصله به عناصر طبیعی مثل باد و باران و برگ درخت و .... می‌رسیم و پس از این رفت و برگشت، داستان به گرگ و گوسفند ختم می شود.
از شما می‌پرسم؟ مخاطب در پایان شعر شما، چه چیزی یا چه حسی یا چه پیامی را باید دریافت کند.
کمی دقت دراین سه نکته‌ای که عرض شد می‌تواند برای شما مفید باشد. البته که شما مستعدید برای سرایش شعرهایی ناب‌تر و این توانمندی در شما به صورت بالقوه وجود دارد. برای فعلیت دادن به آن باید کماکان تمرین کنید و مطالعه داشته باشید(هم در حوزه شعر و ادبیات و هم دقت در انواع شعرهای گذشته و حال...)
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور




دیدگاه ها - ۴
علی رضا احرامیان پور » جمعه 15 آذر 1398
منتقد شعر
درود .. توصیه میکنم هر کجا این شعر را ادائه دادید خودتان را هم ضمیمه شعرتان کنید تا این توضیحات را ارائه گنید و الا از این شعر این هایی که گفتید به صراحت برداشت نمی شود .. به قول حضرت خواجه: من انچه شرط بلاغ است با تو می گویم
كامران مقاميان زاده » یکشنبه 10 آذر 1398
جناب استاد از شما استدعا دارم يك بار ديگر به تعابير و تصاوير ارائه شده در شعر مثلاً مصراع دوم بيت هاي پنجم، هفتم، سيزدهم و هفدهم و مصراع اول بيت دهم توجه بفرماييد و در صورت امكان با نظر خود بنده را سرافراز نماييد. با تشكر فراوان.
كامران مقاميان زاده » یکشنبه 10 آذر 1398
در خصوص پيام و محور عمودي نيز بايد بعرض برسانم كه شعر با فردي كه به ريل بسته شده و كاملا درمانده شروع ميشود. باد، ابر و باران بر خلاف حالت عادي، براي فردي گرفتار مصيبت به حساب مي آيد كه به ترتيب به داستان اضافه شده اند تا زماني كه صداي قطار به گوش ميرسد. فرد در اين زمان تسليم محض و براي مرگ آماده ميشود كه نزديكي گرگ به گوش و گلوي گوسفند كنايه از نزديكي مرگ است. و سپس در اوج نا اميدي با پناه بردن به خدا نجات حاصل ميشود كه همان پيام شعر است.
كامران مقاميان زاده » یکشنبه 10 آذر 1398
با عرض سلام خدمت استاد عزيز جناب آقاي احراميان پور و با تشكر از توجه شما به شعر ارائه شده. اميدوارم با توجه به نقد و توصيه هايي كه داشته ايد بتوانم حركت رو به جلويي داشته باشم. بله واقعا به عنوان يك صفر كيلومتر در برخي مصراع ها اركان و افاعيل كم و زياد شده اند كه لازم است در اينخصوص بياموزم و بكار بندم. ولي در مورد حس شعر بايد به عرض برسانم كه واقعا اين شعر بر اساس يك احساس واقعي شكل گرفته است و اين تعداد بيت در كمتر از سه روز سروده شده است.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.