عاشقانه نویسی




عنوان مجموعه اشعار : عاشقانه
شاعر : ندا پیشوا


عنوان شعر اول :تسخیر



بر قله ها نشسته ای،
نفست گرم و مهربان،
با یک فرود ،
جان را
تسخیر می کنی....


عنوان شعر دوم : تو

گاهی تمام خودم را
پاک می کنم...
از نو می نویسم....
از نو می خوانم....
چه اتفاق غریبی است که" تو"
نه پاک می شوی
و نه تکرار...

عنوان شعر سوم : پشت پلکها

میان سطرهای زندگیم
نفس می کشی....

پلک باز می کنم
از پشت چشمهام
سُر می خوری....
و از میان اشک
دنیا را تماشا می کنیم....

هر روز با نگاه تو
می بینم...

شبها
خوابم نکرده ،
پرواز می کنی....
تا صبح ،
بامنی
پشت پلک های من....
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر اول
« این » تو کیست ؟ روی قله هاست اما اگر فرود بیاید جان را تسخیر می کند ؟ عقاب است ؟ گوزن یا بز کوهی ست ؟ نسیم است ؟ یک روح سرگردان و مهربان است ؟ ...
هیچ کد و نشانه ای برای تشخیص تو نداریم ؟ هیچ راهی برای حدس این کاراکتر در شعر خانم « ندا پیشوا » وجود ندارد . شعر مبهم است و چون درک نمی شود هیچ پیشنهادی هم نمی توان به آن داد .
شعر دوم
پاک کردن خود و از نو نوشتن را اگر بیان خودیابی مجدد بدانیم و این خودیابی را آغازی برای عشق ، می توان این شعر را تفسیر کرد . علی رغم بیان ذهنی شعر ، نکته خوب این کار این است که « از نو نوشتن » با قافیه ای پنهان « از تو نوشتن » را تداعی می کند . این تکنیک به اثر ، ارزش زبان شناسانه و متنی بخشیده است .
شعر سوم
اگر چه تصاویر این شعر بین عینیت و ذهنیت در نوسان هستند اما با حذف دو سطر اول می توان این شعر را کاملا عینی و ملموس کرد تا درونمایه ی آشنای شعر ، یعنی این همانی عاشق و معشوق به صورت بصری اجرا شود .
***
« پیشوا » باید با تعادل برقرار کردن بین عینیت و ذهنیت شعرهایش را ملموس تر و تصویری تر نماید تا به ساحت شعر مدرن نزدیک تر شود چرا که عاشقانه سرایی با آن همه سابقه و سنت قدرتمند ، دیگر چندان ساده نیست .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۳
ندا پیشوا » یکشنبه 03 آذر 1398
دوست خوبم ممنون از این که شعرم را خواندید ، قطعا نظرمخاطبین برایم ارزشمند است. امیدوارم بتوانم بدون هاله ای از ابهام از حس مثبت و منفی که شما و بقیه عزیزان از شعرهایم می گیرید آگاه شوم.
ندا پیشوا » شنبه 25 آبان 1398
سلام استاد عزیزم با کمال احترام به این فکر می کنم که چرا و چگونه باید هویت معشوق در شعر را اعلام کنیم. چنان که در بیشتر شعرهای عاشقانه هم چنین کاری صورت نمی گیرد . در شعر اول قطعا با یک موجود ارزشمند و صاحب صفات ممتاز اخلاقی طرف هستیم‌که در قله کمال قرار دارد و با کوچکترین توجه جان ما را تسخیر می کند. ارادتمندشما پیشوا
مهتاب خسروی فولادی » جمعه 01 آذر 1398
در مواجهه با شعر شما من نیز مخاطب شعر اول برایم در حاله ای از ابهام است و اینکه شما توضیح می دهید معشوقی است در اوج قله کمال را من درک نکردم و هر چیزی میتونه اینکارو انجام بده واینکه شما توضیحش میدهید نشان از ضعف تالیف دارد و اینکه برا من سوال بود که اصلا چرا فرود اون جان منو تسخیر میکنه ؟؟؟ یعنی نمیتونم در ذهنم و در شعر دلیلی مبنی بر این اکت دریافت کنم...

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.