عاشق بازي‌مازي




عنوان مجموعه اشعار : طنزیم
شاعر : علی‌اکبر مجدراد


عنوان شعر اول : معشوقه‌ی من
این كوزه چو من عاشق زاری بودست
در خاك كنار گُل و خاری بودست

گُل فخركُنان گفت به گُلدان ای گِل
جنست خس و خاشاك، غُباری بودست

معشوقه‌ی من عاشق رالی مالی!
نیسانِ خفن آبی و باری بودست

معشوقه‌ی من دودی و توسی، طوسی
رنگین و کَلک کُهنه سواری بودست

معشوقه‌ی من عاشق بازی مازی!
عشق بچه‌ها حافظ و قاری بودست

بگذار دَرِ کوزه و آبش را خور
عشقت هم از اول سَرِكاری بودست

خلاص

عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
اين سروده، اولين اثر ارسالي دوستي 35ساله براي پايگاه نقد شعر است كه بنا به اطلاعات مندرج در بخش «مشخصات شاعر» بيش از پنج سال سابقه‌ي سرودن دارند؛ حالا من با توجه به اينكه اثر ديگري از ايشان نديده‌ام، نمي‌دانم همه‌ي آثارشان به قول خودشان «طنزيم»ي‌ست (جلوي «عنوان مجموعه‌ي اشعار» ذكر شده است: طنزيم) يا آثار جدي هم دارند و فقط در بخشي از تجربه‌هايشان سعي مي‌كنند به طنز بپردازند؛ به همين دليل، مجبورم بدون اطلاع از مجموعه‌ي توانايي‌هاي ايشان در سرودن، به همين چند بيت بسنده كنم و نظرم را درباره‌ي سروده ـ و نه سراينده ـ بيان كنم.
بنيان اين تجربه بر نظيره‌نويسي نهاده شده است؛ روشي كه گاه، هدفش برقراري يك ديالوگ بينادوره‌اي‌ست، گاهي به منظور تمرين از روي يك سرمشق، اتخاذ مي‌شود، گاهي به «شوخي با بزرگان» تقليل مي‌يابد و... . در اين سروده، بيشتر از هر چيز، با نوعي بازيگوشي از سوي سراينده مواجهيم؛ رفتاري كه باعث مي‌شود رخدادهاي اثر، هيچ منطق خاصي نداشته باشند و بيش از هر چيز، قافيه، تعيين تكليف كند و گريبان سروده را به اين سو و آن سو بكشد. از سوي ديگر، با اين واقعيت مهم مواجهيم كه سراينده بيشتر به دنبال شوخي‌كردن و گاهي گوشه‌كنايه‌زدن است و نگراني و تلاش خاصي براي رسيدن به «طنز» ندارد.
قالب اثر اگرچه غزل مي‌نمايد اما به دليل استفاده از وزن رباعي، در پايان هر بيت، مدام اين حس به مخاطب دست مي‌دهد كه كار، تمام است و اساسا به همين دليل، پيشينيان اين وزن را براي استفاده در قالب كوتاه برگزيده‌اند. پرسشي كه مطرح مي‌شود اين است كه با اين حساب، هيچ‌وقت نبايد از اين وزن در غيررباعي استفاده كرد؟ پاسخ اين است كه اگر ظرفيت‌هاي متني به گونه‌اي باشد كه بتواند تداوم اثر را پشتيباني و القا كند، مي‌توان از اين وزن در قطعاتي با قامت بلندتر هم بهره برد ولي چنين شرطي، به‌آساني حاصل نمي‌شود.
نكته‌ي مهم ديگري كه قطعا خود سراينده‌ي گرامي نيز متوجه آن هست، اين است كه طنز، يك مقوله‌ي كاملا جدي‌ست و اگر بخواهيم درست گفته باشيم، بايد بگوييم جدي‌تر از جدي‌ست؛ پس حواسمان باشد كه آن را به شوخي تقليل ندهيم يا به عبارت ديگر، شوخي‌هايمان را طنز، تلقي نكنيم.
بيت نخست كه نيمي از آن تضمين است، عيب فاحشي ندارد؛ فقط حواسمان باشد كه بنا به همان مصراع تضمين، رديف، يك فعل ماضي نقلي‌ست (بوده است) و به همين دليل، زمان روايت هم در همان ساخت ماضي نقلي مستقر است. اما بلافاصله در مصراع نخست بيت دوم با يك فعل ماضي ساده مواجهيم (گفت) كه منطق روايت را نقض مي‌كند. البته اساسا از اين بيت به بعد، پيوستگي ابيات و به عبارت ديگر ارتباط عمودي اثر به حداقل مي‌رسد و با نوعي «از هر دري سخني» روبه‌رو مي‌شويم؛ انگار كه سراينده هر چيزي را كه حس مي‌كند مي‌تواند بامزه باشد، در وزن مي‌ريزد و قافيه‌اي هم برايش استخدام مي‌كند تا مخاطب حس كند دارد شعر مي‌خواند و شعر طنز مي‌خواند؛ در حالي كه مي‌دانيم براي رسيدن به طنز و شعر و شعر طنز، بايدهاي زيادي لازم است كه در اين سطرهاي موزون و مقفا وجود ندارد.
شايد به نظر برسد كه سطرهاي بالا را خيلي سختگيرانه نوشته‌ام ولي يك نكته را نبايد فراموش كنيم؛ اينكه هر كسي تا وقتي مشغول شوخي و بازيگوشي باشد، خود را مقيد به اصول، تصور نمي‌كند و نتيجتا كارش اصولي نمي‌شود و كار غيراصولي هم هيچ‌وقت در يك گفتمان حرفه‌اي، قابل عرضه نيست. ممكن است دوست ما چنين سروده‌هايي را در محافل خصوصي و حتي عمومي بخواند و خيلي‌ها هم خوش‌شان بيايد و دست بزنند و به‌به بگويند اما بدون شك اين واكنش‌ها هم تعيين‌كننده و تاييدكننده نيست. دوست گرامي من! بايد صادقانه اين واقعيت مهم را به شما بگويم كه اگر از اين منظر به سرودن بپردازي، همواره مشغول بازي خواهي بود و حتي به مرحله‌ي تجربه‌هاي تفنني هم نخواهي رسيد؛ وقتت را هدر مي‌دهي و ديگر هيچ. اگر عزمت براي سرودن و خصوصا طنزسرودن جزم است ـ كه استعدادش را هم داري و در بخش‌هايي از زيرلايه‌هاي متنت مشخص است ـ بايد از يك بام و دو هوا عبور كني؛ راهش هم روشن است؛ مطالعه و تمرين هدفمند. آثار كساني از قبيل عبيد زاكاني، ايرج‌ميرزا و ابوالفضل زرويي نه‌تنها سرشار از طنز ناب است، به لحاظ اجرا هم از بهترين نمونه‌هاي دوره‌ي زندگي هر يك از آنهاست؛ پس اميدوارم با الگوقراردادن چنان آثاري، بهتر بسراييد و در نوبت‌هاي بعدي، آثار جدي‌تر شما را بخوانيم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
علی‌اکبر مجدراد » چهارشنبه 22 آبان 1398
درود و ممنونم برای زمانی که به مهر گذاشتید امیدوارم در مراتب بعدی آثار بهتری ارائه بدهم آنطور که بتوانم بهای زمان شما دوست فرهیخته را بپردازم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.