محور عمودی را دریاب




عنوان مجموعه اشعار : سهمی از آسمان نمی خواهم
شاعر : آیدین قلی نژاد


عنوان شعر اول : سهمی از آسمان نمی خواهم
سهمی از آسمان نمی خواهم
پر گشودن در آن نمی خواهم

قوی بی بالی ام که در دلتان؛
_آن کویر_آشیان نمی خواهم

غنچه ها(بوسه ها)برایم بس
وعده ی بوستان نمی خواهم

باغ آغوشتان نشد سهمم
دشت سرو جوان نمی خواهم

آری آری همین قفس کافےست
لانه ای در جهان نمی خواهم

دیگر از این حصار تنهاۓیم
رفتن جاودان نمی خواهم

آیدین قلی نژاد

عنوان شعر دوم : ...
....

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می گویم.
غزلی که در پیش رو داریم به لحاظ ردیف فعلی و نیز موسیقی خاص آن، استعداد این را دارد که یکی از غزل های ناب ادبیات معاصر باشد و ای کاش اینگونه بود.
غزل با مطلعی زیبا، تاثیرگذار و جذاب و در عین حال سوال برانگیز شروع می شود. البته مصراع اول ده ها بار قویتر از مصراع دوم از کار درآمده است.
سوال ‌برانگیزی آن از آن جهت است که مخاطب از خودش می پرسد چرا شاعر سهمی از آسمان نمی خواهد واین می تواند نکته ممیزه شعرش باشد، اما حذف "رای مفعولی"، حداقل در مطلع، زیبایی مطلع را به چالش کشیده است.
موسیقی این غزل در بحر رمل با سه رکن کوتاه "فاعلاتن مفاعلن فعلن" شتاب خوبی به غزل داده است.
شاعر در بیت سوم از جناس "بوسه ها و بوستان" به نیکی بهره برده است.
خلاصه اینکه به نظر می‌رسد همه چیز برای تدوین و ترسیم غزلی زیبا و روان و صدالبته به یادماندنی فراهم شده اما شاعر یا به دلیل کم تجربگی و یا به واسطه شتاب بیش از حد در سرایش و انتشار ان، نتوانسته به‌خوبی از پس آن بر بیاید.
به عنوان مثال در بیت دوم، شاعر خودش را به قوی بی بالی شبیه دانسته که به دنبال آشیانی در دل دیگران نیست و تا انتهای غزل معلوم نمی‌شود چرا نمی‌خواهد در دل کسی آشیان داشته باشد. علاوه بر این قرار دادن عبارت "کویر" در جمله معترضه اگرپه تکلیف مخاطب را در مورد شخص مورد نظر شاعر روشن می‌کند اما به این شکل، خوشایند نیست؛ زیرا بخش عمده ای از حس شعر از طریق شنیدار منتقل می شود. مخاطبی که شعر را نمی بیند و فقط می شنود عبارت "- آن کویر- آشیان نمی‌خواهم" برایش بی معنا و نامفهوم است.
در بیت سوم، با انکه از جناس "بوسه و بوستان" ذکر خیری به میان آوردیم اما مصراع می توانست به صورت" غنچه بوسه‌ای برایم بس" (یا چیزی شبیه این) تنظیم می شد تا عبارت بوسه‌ها در پرانتز قرار نگیرد.
ضمن آنکه اضافه تشبیهی در عبارت" غنچه بوسه" برای مخاطب، خوشایندی بیشتری دارد.


بیت چهارم اگرچه با مصراع بسیار زیبایی شروع شده اما قافیه زدگی در مصراع مقابل، از زیبایی آن کاسته است. شاعر باید تا این اندازه به مخاطب حق بدهد تا همچنانکه از زیبایی مصراع "باغ آغوشتان نشد سهمم" لذت فراوان می‌برد به همان میزان بتواند یا حق داشته باشد از معنی مصراع" دشت سرو جوان نمی خواهم"متعجب و سردرگم باشد. معلوم نیست این دو مصراع به جز تناسب کلمات "باغ، دشت و سرو" چه ارتباطی می توانند با هم داشته باشند.

شگفتا که در این غزل، عمده ابیات با مصراعهایی خوب و قوی شروع می شوند اما شاعر در ادامه، دچار لغزش یا بحران تصویر می‌شود. مثل همین بیت پنجم، وقتی می گوید" همین قفس تنهایی کافی است" که می توانی با او همذات پنداری کنی. اما وقتی می گوید" لانه ای در جهان نمی خواهم" یعنی می خواهم بمیرم زیرا او در هیچ کجای جهان نمی خواهد جایی داشته باشد و این به معنای مردن است.
آخرین حرفی که می‌توانم در مورد این غزل بزنم همان سوال مصراع نخست است که در کلیت غزل بی پاسخ مانده است. اگر دلیل نخواستن سهمی از آسمان، نداشتن سهمی از آغوش یار است باید بر مخاطب معلوم شود که چگونه شاعر از باغ آغوش سهمی ندارد در حالی که از بوسه‌ها اظهار رضایت و کفایت می‌کند(و اگر مصراع "غنچه‌ها بوسه‌ها برایم بس "صرفا یک آرزوست، باید گفت نارساست) و اگر دنبال سهمی از آغوش است چرا در بیت دوم صراحتاً به آن پشت پا می زند. اینها تناقضاتی است که در این غزل کوتاه با آن روبرو می شویم!
در یک کلام می توان گفت "محور عمودی" شعر به‌خوبی رعایت نشده است.
امید آنکه در غزل‌های آینده این شاعر خوش‌ذوق گیلانی، شاهد اتفاق‌هایی بهتر از این باشیم.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.