فرزند زمان خود




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
نمی‌دانم چه خبطِ مهلکی کردم
که از مردابِ هستن سردرآوردم

چه شد تا من- منِ وارسته از هستی-
طمع بر طعمه‌ی وابستگی کردم

در این گمگشته‌گاهِ تاابدْ گشتن
نمی‌دانم به دنبال چه می‌گردم

نفس‌ران کدامین دورِ نامقدور
پراَفشان کدامین شمعِ نامردم؟

کدامین آفتابم کرده سرگردان
کدامین ماهتابم می‌گزد هردم؟

جهانی از چه میگردد به گردم- ها؟
کدامین انجمن را‌ کعبه‌ی نردم

نمی‌دانم نمی‌دانم نمی‌دانم...
چه شد تا از تواتر سر در آوردم؟


شعر دوم:

بالشِ جسمانی روحانیونِ قم‌مآب
دقت ما و قسم‌های خروس دم‌مآب

ادعای جوشش ناغافل عرفان نو
ادعای مستی از جریان خونِ خم‌مآب‌

جزر و مدّ شایعات است آنچه برپا کرده‌اند،
ماهِ منزل‌درکران، تا ماهی قلزم‌مآب

-بر مدارِ یأس‌گردان- ناامیدیم از زمین
از هدایت‌گشتن این حجم سردرگم مآب

دوست و دشمن، دو صورت‌واژه از یک معنی‌اند
دوستان عقرب‌ضمیر و دشمنان کژدم‌مآب

بلکه کور است انتظار خویشی از خودْ داشتن
عینِ چشمِ مردمی، از خلقِ نامردم‌مآب
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
نارسایی و ابهام در کلام، قافیه کردن یا سجع پردازی غلو‌آمیز و مفرط، علاوه بر این‌که گاهی حوصله‌ی خواننده را سر می‌برد، فهم کلام را هم به مخاطره می‌اندازد. نارسایی و ابهام در سروده‌های پیش رو دست بالا را دارد و کلام در دست قافیه و ردیف اسیر است و الزام به رعایت وزن و قافیه و ردیف بدون توجه به نقش رسانایی زبان، بخش اعظم ضعف‌های بیانی و نارسایی‌های معنایی را باعث شده است. به‌غیراز این موارد بیان سروده‌ها کلی‌گو و شعاری است.
پسوند «گاه» اسم مکان و زمان می‌سازد. مانند: دانشگاه، پژوهشگاه، زایشگاه، آزمایشگاه، بازداشتگاه، صبحگاه، شامگاه، ناگاه، سحرگاه. بنابراین «گمگشته‌گاه» در مصراع «در این گمگشته‌گاهِ تا ابدْ گشتن» که نه اسم مکان و نه اسم زمان است، ضعفی بیانی را باعث شده است.
نسبت دادن صفت‌هایی نامناسب و گنگ همچنان در سروده‌های شما به فراوانی یافت می‌شوند. در مصراع «پراَفشان کدامین شمعِ نامردم؟» ترکیب «شمع نامرد» گنگ و نامفهوم است و پیش‌متنی وجود ندارد تا بفهمیم «شمع جوانمرد» به کدام دسته از شمع‌ها اطلاق می‌شود تا به سبب آن معنی این ترکیب را درک کنیم.
واژه‌سازی و ترکیب‌سازی چنان چه بر اساس دستور زبان فارسی باشد و معنا را مختل نکند می‌تواند باعث آشنایی‌زدایی هدفمند شده و سطح هنری متن را ارتقا دهد اما چنان چه رویه‌ای بالعکس پیش گرفته شود نتیجه جز مغلق‌گویی نخواهد بود.
وندها يعنی پيشوندها و پسوندها عناصر دستوري و مقيّد زبان‌اند كه براي واژه‌سازی يا پردازش واژه‌ها براي ايفاي نقش در جمله به كار می‌روند. اين عناصر معناي مستقلی ندارند. بعضی از واژه‌های معنادار غیردستوری در واژه‌سازی به كار می‌روند و دقيقاً همان نقش وندها را به عهده می‌گیرند. واژه‌هایی مثل: اشترمآب، تاجرمآب، فرنگی مآب، اروپایی‌مآب، قدسی مآب هرکدام، خصوصیت فردی را نمایندگی می‌کند که قبل از پسوند آمده است. بنابراین ترکیب‌های «روحانیونِ قم‌مآب»، «خروس دم‌مآب»، «ماهی قلزم‌مآب» ابهام معنایی را باعث شده‌اند.
نکته‌ی دیگری که بایستی به آن اشاره کرد بیان غیر امروزی سروده‌هاست و سراینده‌ای که فرزند زمان خود باشد قادر به روایت جهانی که در آن زیست می‌کند نخواهد بود.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۱
امیرحسین صباغی » دوشنبه 11 آذر 1398
جناب میرقادری پسوند مآب در شعر جناب چمنسرا مرتبط با زبانیه که ایشون برای شعرشون انتخاب کردند. اصلا قرار نبوده این کلمات معنی سنتی داشته باشند.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.