با نگاهی از امروز




عنوان مجموعه اشعار : زلف خونین
شاعر : علی شهودی


عنوان شعر اول : بر فراز نیزه
بر فراز نیزه یارب آفتاب است اینکه هست
یاکه راس زاده ختمی ماب است اینکه هست
بس محاسن گشته در وجه جمیلش منجلی
گرچه باخون سرش یکسرخضاب است اینکه هست
پیکرش را هرکه در ذهنش تجسم کرد ،گفت
پاره پاره گوئیا ام الکتاب است اینکه هست
زلف خونینش مگر افتاده در دست نسیم
کاینچنین دلها از او در پیچ و تاب است اینکه هست
گرچه او را در کنار آب عطشان کشته اند
تشنه اما بر لب خونینش آب است اینکه هست
"آنکه نورش روشنی بخش دل ما بود رفت"
در فلک پیچیده آوای رباب است اینکه هست
شد صدایی ظهر خون از نای عطشانش بلند
کاخ در کاخ از طنین او خراب است اینکه هست
چون سپیدی زد دل سنگ سیاهی را شکافت
شام در شام از تبش در التهاب است اینکه هست
درجهان بس خیزش از پیغام او نشأت گرفت
رهبر آزاده هر انقلاب است اینکه هست
کی شود سرد این حرارت در قلوب عاشقان
زآتش سودای او دلها کباب است اینکه هست
بیم محشر داشتم در دل که هاتف مژده داد
ای شهودی شافع یوم الحساب است اینکه هست

علی شهودی
۲۲ شهریور ۹۸ مصادف با ۱۳ محرم الحرام ۱۴۴۱
تبریز


عنوان شعر دوم : قبله نما
هر که در سر هوس کرب و بلا داشته است
در دلش محشری از شور بپا داشته است
آن نمازی که تو خواندی به صف کرب و بلا
کعبه را نیز به تکریم تو وا داشته است
خاک پاک تو مرا مهر نماز است حسین
تربتی کو که چنین قبله نما داشته است
تشنه جان دادی و دانست جهانی که تویی
آنکه در کنج لبش آب بقا داشته است
جز حریم تو که انباشته از زوار است
چه کسی اینقدر ای شاه گدا داشته است
نازم آن بارگه فضل که صدها چون من
زائر دربدر و بی سر و پا داشته است
با نوای تو در آمیخته در مجلس انس
هر که در حنجره خویش نوا داشته است
پای از دایره عشق تو بیرون ننهد
هر که زنجیر ولای تو بپا داشته است
چون نهالی که تو در کرب و بلا کاشته ای
کو نهالی که چنین نشو و نما داشته است
اجر و قربی که شهیدان سر کوی تو راست
کی توان گفت که قربان منا داشته است
لطف بی حد تو بودست و عطای تو حسین
سرفراز آنکه در این گوشه مرا داشته است

علی شهودی
جمعه ۱۹ مهر ۹۸ تبریز


عنوان شعر سوم : صبح محشر
ای زمین و آسمان مدهوش بانگ نای تو
صبح محشر پرده ای از ظهر عاشورای تو

چون تو کس بانقدجان سودای پرسودی نکرد
گرم شد بازار عشق از آتش سودای تو

چون صلا زد ساقی دشت بلا بر عاشقان
عالمی سرمست شد از ساغر صهبای تو

راد مردان جهان آیند و آموزند خود
درس ایثار و وفا از محضر سقای تو

در غروب دشت می پایید از گودی خاک
کودکان مضطرب را چشم خون پالای تو

ای صدای ماندگار از نای عطشان بازگو
ای جهانی تشنه ی آهنگ روح افزای تو

این صدای جاودان هرگز نخواهد شدخموش
می رسد هردم بگوش ازکربلا آوای تو

ما چگونه زیستن را از شما آموختیم
نیست غیر از مرگ مارا زندگی منهای تو

روز محشر می رود آسوده برخلدبرین
هرکه ذیل نامه اش باشد اگر امضای تو


علی شهودی بستان آباد /۳ مرداد ۹۸ تبریز
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
در اولین مواجهه، مخاطب با خواندن نام شعرها یا نام مجموعه اشعار تا حد زیادی می‌تواند با الگوی ذهنی و زبانی شاعر آشنا شود؛ زلف خونین، بر فراز نیزه، قبله‌نما، صبح محشر. صرف نظر از این که این نام‌ها روشنگر موضوع مذهبی اشعار است، تنها با نظر بر الگوهای زبانی و ذهنی می‌توان دایرۀ لغات، نحو جملات، تفکر و الگوی اندیشه‌وری شعرها را تا حد زیادی حدس زد. این حالت دو جنبه دارد؛ خوب است از آن روی که می‌توان پیش‌بینی کرد با شعری برخوردار از مولفه‌های مذهبی و تقریبا سالم از نظر بافت زبانی و ذهنی روبه رو خواهیم بود، خوب نیست از آن روی که می‌توان پیش‌بینی کرد شعرها رنگی از تازگی و نوآوری نداشته باشند. شاید خلاقیت و تازگی مقصود و منظور شاعر نباشد اما تردیدی نیست که هر سخن برای اثرگذاشتن بر مخاطب و رسیدن به سطح بالاتری از بلاغت نیازمند نوآوری است وگرنه شعری است ساده، خنثی، کم‌اثر و در نتیجه نامانا. تردیدی نیست که شاعری با بیش از پنج سال سابقۀ سرودن تنها به سلامت شعر نظر ندارد، بلکه با گذر از این اصل حتمی، به برجسته ساختن کلام و موثرتر و ماندگارتر سرودن نظر دارد.
هر سه شعر در موضوع عاشوراست و هر سه با توجه به تاریخ سرایش‌شان از تازه‌سروده‌های شاعرند و ارجمندی خود را از موضوع و مضامین شعر دارند. این سه شعر هم در موضوع مطلوب مخاطب هستند هم در بهره‌مندی از مضامین. بنابراین می‌توانند دلخواه طیف گسترده‌ای از مخاطبان باشند. اگر از این نکته بگذریم و شعرها را صرفا با نگاه فنی مرور کنیم، به مطالبی که در مقدمه اشاره شد خواهیم رسید که تاکید بر نوآوری و خلاقیت دارد. تازه‌سازی و برجسته‌سازی شعر نیز عموما از طریق کشف‌ها و توجه به تجربیات شخصی و قاعده‌افزایی در زبان یا هنجارگریزی‌ها و آشنایی‌زدایی‌ها صورت می‌گیرد که هریک می‌تواند راهی تازه در شعر باز کند تا سخنی نو و شعری موثرتر خلق شود. گسترده‌تر شدن دایرۀ واژه‌ها و تصویرسازی‌های تازه به ویژه در شعرهای مذهبی که از رویدادهایی ثابت سخن می‌گوید، نگاه تازه به موضوع، انتخاب زاویۀ دید تازه، توجه به تلفیق آن رویداد با رویدادهای روز و ... از جمله راه‌های نوگویی و ساخت شعرهایی خلاق در این موضوع است.
در زمینۀ پرهیز از تکرارها تنها به برخی از کلمات و ترکیب‌ها یا تصاویر که مبین الگوی ذهنی معین و مکرر است اشاره می‌شود: آفتاب بر فراز نیزه، خضاب محاسن با خون، پیکر پاره پاره، افتادن زلف خونین به دست نسیم، تشنه بودن آب به لب امام، قلوب عاشقان، آتش سودا، دلهای کباب، بیم محشر، مژدۀ هاتف، شافع یوم الحساب و ...
همین احوال را در شعر دوم نیز می‌بینیم اما کمتر:
هوس کرب و بلا در سر داشتن، محشری از شور در دل بر پا داشتن.
شعر دوم ابیات دلنشین و موثر نیز دارد که باز متاثر از موضوع، مخاطب را با خود همراه می‌کند:
پای از دایره عشق تو بیرون ننهد
هر که زنجیر ولای تو بپا داشته است
شعر سوم نیز عباراتی غیرتازه دارد که مخاطب را به یاد اشعار دیگر در همین موضوع می‌اندازد:
زمین و آسمان مدهوش بانگ نای تو، سودای پر سود کردن با نقد جان، صلا زدن ساقی دشت بلا بر عاشقان، سرمست شدن عالمی از ساغر صهبا و ...
به نظر می‌رسد مرور شعرهایی که به مولفه‌های شعر امروز نزدیک‌تر و با آن سازگارترند، می‌تواند رتبه‌های برتری برای شعرها به ویژه شعرهای عاشورایی امروز به ارمغان آورد.
سلامت زبان، موسیقی، تالیف و ساخت در این سه شعر، این اجازه را به منتقد می‌دهد که در مواجهه با شاعری توانمند، مستعد، خوش‌ذوق و بسیار توانا از او انتظار خلق تازگی‌ها را نیز داشته باشد. بنابراین آنچه در این نقد اشاره شد حاصل توقعی است که توانمندی شاعر در ذهن منتقد و مخاطب ایجاد کرده است.
تشنه جان دادی و دانست جهانی که تویی
آنکه در کنج لبش آب بقا داشته است
و
در غروب دشت می پایید از گودی خاک
کودکان مضطرب را چشم خون پالای تو
با آرزوی موفقیت‌های بیشتر برای این شاعر ارجمند.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۲
علی شهودی » 12 روز پیش
سلام و سپاس از حسن توجه و نقد ارزشمندو عالمانه سرکار خانم فریبا یوسفی نسبت به اشعار ناچیز حقیر
فریبا یوسفی » 8 روز پیش
منتقد شعر
سلام. لطف دارید. موفق باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.