سه شعر در دو قالب




عنوان مجموعه اشعار : ۹۸۸-۱
شاعر : مهران عزیزی


عنوان شعر اول : ۹۸۸-۱۱
صدای باد خزان لا به لای موی درختان
صدای رد شدن توست های و هوی درختان

تو خون زنده‌ی رگ‌های سبز یخ‌زده بودی
که گرم آمده‌بودی به جستجوی درختان

تمام باغ بخواهد که پا به پای تو باشد
همین که باد بیارد تو را به سوی درختان

بخواهد و نتواند، اسیر خاک بماند
و بغض خانه کند باز در گلوی درختان

ترانه‌های خزان جلوه‌های حسرت‌ باغ‌ است
اگر که دل بسپاری به گفتگوی درختان

که سرنوشت درختان اسارت است، اسارت
و حسرتی عمیق پشت آرزوی درختان

صدای گریه‌ی باغ است و ناله‌های خزان‌ش
صدای بادِ وزان لا به لای موی درختان

عنوان شعر دوم : ۹۸۸-۱۲
كاش می‌شد چند ساعت خفت
مرد اين را گفت
طعم تلخ سيگارش
صدای عابران صبحگاهی
دود ماشين‌ها
به هم آميخت
سر بَركرد
دستش را فراز آورد
تا خورشيد چشمش را نيازارد
تا آن دورها را ديد
از اينجا كه آغاز است
تا آنجا كه پايان خيابان بود
دستش دسته‌ی جاروب را می‌جست
با خود گفت:
‌بايد رَفت
بايد رُفت

عنوان شعر سوم : ۹۸۸-۱۳
نهالستان خشک آرزوهایم
کلامم تلخ و تب‌ناک است
قلبم ساز ناکوک است، داغستان زخمالود
خورشید لب بامم
یکی مرهم
یکی جوشانده‌ای، چیزی
یکی امّید بهبودی
یکی صبر و قرار آرد
یکی راه فرار آرد
که سهرابیم و دشنه تشنه
جایی در خیابان، نوشدارو
جرعه‌ایش از جان گران‌تر
نرخ‌ها آزاد
شیخ‌ها در بند
کنعان! یوسف گم‌گشته می آید!
عزیزم چند؟! سیری چند؟!
شعرهای زرد رنگ شاعر افسوس در افسوس
خواب‌های شاعر افسوس هم کابوس
معتادیم
خواب و خسته و خوار و خمارالود
درگیریم
آی انسان!
زندگی‌هامان تهی، خالی‌ست
هیچ در هیچ است
پیچ واپیچ است
کاری بر نمی آید
مگر از دست رب النوع کاغذ
دست یک کودک
که جای شعر گفتن
قایقی سازد
به جای ناله، جای گریه
در قایق نشیند
رخت بر بندد میان بازی از شهر حقایق
قایقی سازد…
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
سرودن غزل با ردیف اسمی بسیار دشوار است چرا که اتصال ابیات به یکدیگر سخت تر می گردد . شاعر برای مقبله با این امکان پراکندگی ، سعی می کند با حفظ ساختاری روایی ابیات را کنار یکدیگر نگه دارد . کاری که در غزل « مهران عزیزی » می بینیم .
در این روایت میان بیت اول و دوم تناقضی می بینیم . در بیت دوم « تو » خون زنده ی رگ های سبزی اما در بیت اول رد شدن تو صدای پای خزان است !
اما بیت های بعد روایت یکدست تر می شود . روایت باغی که اسیر خاک است و گریزی از خزان ندارد .
قوافی به درستی در ابیات جا افتاده اند اما ترکیب « گلوی درختان » چندان مفهوم نیست و ذهنی از آب درآمده است .
ضمنا مصرع دوم بیت ششم دارای اشکال وزنی ست و نیاز به رفع نقص دارد .
شعر دوم شعری نیمایی است که بیبشتر به بحر طویل نزدیک می شود . همراه با اشکالات وزنی مثلا در سطر دهم و ... این شعر هم روایت گر است . روایت رفتگری خسته که راهی جز رَفتن و رُفتن ندارد . اما نکته این جاست که شعر کجاست ؟ شعر را اگر امری فراواقعی بدانیم که حاصل دخالت تخیل در تصویر نمودن جهان است ، در این متن تخیل چه دخالتی کرده است و چه فراواقعیتی حاصل شده است ؟ همه چیز در این شعر واقعی و قابل رویت است جز شعر !
شعر سوم اما نیمایی ست یا تلاش دارد نیمایی باشد ! فرازهای متعددی از این شعر به خاطر توالی چندین سطر برای شکل دادن به عروض نیمایی ، تبدیل به بحر طویل شده است . کم و بیش سکته هایی هم در متن مشاهده می شود مثلا در محل اتصال سطر های شانزدهم و هفدهم و ... مفهوم و تصویر و مضمون تازه ای هم در این شعر دیده نمی شود . مجموع این سطرها هم نیما ، هم اخوان و هم سهراب سپهری را به یاد مخاطب می آورد . بدون آن که آن صلابت و تازگی را به ذهن متبادر سازد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
مهران عزیزی » چهارشنبه 22 آبان 1398
سلام و عرض ادب. بسیار سپاسگزارم. تمام نکات دقیق و کاربردی‌ست و بابت‌شان از شما ممنونم. تلاش می‌کنم در تجربه‌های بعدی، ان‌شاءالله، اشتباهات تکرار نشوند و کاستی‌ها و کمبودها رفع بشوند.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.