صعود از راه های نو




عنوان مجموعه اشعار : از دورهای
شاعر : نیکتا هاشمی


عنوان شعر اول : از دورها
اینجا دشت من
سفیدِ سفید
و ناگهان
جوانه ای
در برف
سرکشید
سلام بر خورشید!
قطره قطره‌ آفتاب
بر گونه ی زمین
پیوسته میچکید
و چشم نرگس ها
یکی یکی وا شد
سلام بر خورشید!
و من
غوطه ور
در عطر نرگس ها
در محضر جوانه ای عزیز
شعر میگفتم(سلام بر خورشید)
نگاه کن!
انگار
پرنده ای
از دور
از دورهای دور
به دشت من رسید
پرنده با من گفت:
ای منتظر ببین
و آن بهار دور
اینک، فرا رسید

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
«نیکتا هاشمی» را پیش از به واسطه ی چند شعر که از توشه و توان مناسبی برای این سطح از تجربه برخوردار بودند می شناسم. در همان مواجهه ی نخست نیز هم از کیفیت کشف و ذهنیت شاعرانه ی او استقبال کرده بودم و هم از او خواسته بودم که به ادبیت متن و زیبانویسی توجه بیشتری کند و البته به گواه صفحه ی شعر او دوستان منتقد دیگری توصیه های کاربردی دیگری نیز داشته اند که باید شاعر بیشتر به آن ها توجه می کرد و تمرکز خود را بر ضرورت های اعلامی قرار می داد.
شعر «از دورها» تازه ترین اثر منتشره ی شاعر در پایگاه نقد است. اثری که مولف تلاش کرده است با استفاده از جذابیت های حسی و طبیعت گرایی، مخاطب را جلب نماید و به تدریج او را وارد جهان مطلوب خویش کند. به روند شعر اگر دقت کنیم این موضوع مشهودتر خواهد بود. این که ابتدا از برف بنویسیم و بعد به ظهور بهار اشاره کنیم و سپس به شکوفایی گل ها که نشانه های بارز نشاط طبیعت است همان بهره مندی از مشاهداتی است که بی هیچ زحمت چندانی در دسترش شاعر هستند و برای خلق چنین فضایی نیز به جویایی و کوشایی شاعرانه ای نیست. در واقع ایراد شاعر این جاست که او برای طرح این تصویر طبیعی، هیچ تمایزی نسبت به دیگر طراحی ها ندارد و شاید هم اگر بخواهیم آن را با تجربیاتی که در دسترس او بوده اند و خیلی پیش از او خلق شده اند مقایسه کنیم امتیاز چندانی نصیب شاعر نشود. این وضعیت را اگر بخواهم برای شاعر شفاف و ساده توضیح بدهم باید به کوهنوردی اشاره کنم که پیوسته از مسیرهای تجربه شده و اصطلاحاً دیگران رفته در حال صعود است و هر چه که می بیند و لمس می کند در واقع پیش از او تجربه شده است و کیفیت اعجاب آوری برای او ندارد اما اگر بنا به اتفاق و یا تصمیم شخصی خود او بخواهد ریسک کند و از مسیرهای تجربه ناشده صعود کند قطعا علاوه بر جذابیت های بصری و محیطی می تواند به کشف و مواجهه ی کم نظیرتری توسط شاعر ختم شود.
سفید شدن دشت از ابر و جوانه زدن گیاه در دل برف و باز شدن چشم نرگس ها در واقع همان صعود از مسیرهای تکراری و تجربه شده است و شاعر این توان و توشه را دارد که خود مسیر بیافریند و جهان تازه تری را برای ما تصویر کند. به سطرهای زیر اگر خوب توجه کنیم متوجه ی توانمندی شاعر در این راه آفرینی خواهیم شد:
- قطره قطره‌ آفتاب
بر گونه ی زمین
پیوسته می چکید
اصلی ترین و برجسته ترین بخش این شعر همین سه سطر می تواند باشد که ذهن شاعر به خلق امر زیبا، متمرکز شده است و آن چه را که ارائه کرده است از ارزش ادبی معقول و مقبولی برخوردار است.
نیکتا هاشمی از شور شعری و شعور ادبی قابل قبولی در این سطح از تجربه برخوردار است و به نظر من باید در تولیدات ادبی خود کمی سختگیر و باهوش تر عمل کند و خود را در قفس تعابیر دم دستی و شگردهای کلیشه ای اسیر نکند.
آیا مردم عادی از سرودن سطرهایی هم چون سطر زیر ناتوانند:
- انگار
پرنده ای
از دور
از دورهای دور
به دشت من رسید
پرنده با من گفت:
ای منتظر ببین
و آن بهار دور
اینک، فرا رسید
که قطعا شاعر جوان با من هم عقیده خواهد بود.
پیشنهاد من برای برجسته تر شدن شعرهای خانم هاشمی و خروج از وضعیتی که شعر در اثر توضیحات زاید و بلااثر آسیب می بیند سنجیده نویسی و وسواس لظهار است.
مثلاً در این سطر واژه ی «پیوسته» هیچ کارکردی ندارد و به اصطلاح ادبیاتی ها حشو ظاهر است:
- قطره قطره‌ آفتاب
بر گونه ی زمین
پیوسته می چکید
مفهوم پیوستگی در بارش قطره قطره مستتر است و حذف آن به صورت خودکار هم به هارمونی شعر کمک می کند و هم تشکیل تصویری شعر سریع تر محقق می شود.
- نگاه کن!
انگار
پرنده ای
از دور
از دورهای دور
به دشت من رسید
پرنده با من گفت:
ای منتظر ببین
و آن بهار دور
اینک، فرا رسید
در همین بند نیز استفاده از واژه های «انگار» و «اینک» کیفیتی مشابه کارکرد «پیوسته» دارند و نکته یدیگری نیز که بدان می توانم توجه بخشی کنم استفاده از رویه زبانی ای است که یادآور متون تاریخی است و به نوعی کارکردی آرکاییک برای شعر ممکن کرده است که هیچ تناسب و تطابقی با ساختار شعر و کلیت مفهومی آن ندارد.
- پرنده با من گفت
- از دور / از دورهای دور
- در محضر جوانه ای عزیز...
چشم در راه کارهای پس از این دوست شاعر می مانم.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
نیکتا هاشمی » 7 روز پیش
ممنون از کمک هاتون:) این شعر رو بیشتر به خاطر آهنگی که خودم احساس میکنم بیشتر داشت فرستادم... روی ایده بیشتر باید کار میکردم.... ممنون از نقدتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.