که هی زمانه هلم داد و هی زمانه کشیدم!



عنوان مجموعه اشعار : -
عنوان شعر اول : نقاشی
-چه در خرابه کشیدی غریبه؟! -خانه کشیدم
محال کهنه من بود، کودکانه کشیدم

هوا سیاهی یک‌پاره نرفتنی‌ای داشت
من ابرهای پراکنده را روانه کشیدم

ترانه بود که تند از درخت زرد می‌افتاد
قصیده‌‌های اقامت درون لانه کشیدم

محله شب به شب از چشم‌های مادر من ریخت
برای هر دو خروشی دو کوه، شانه کشیدم

پدر به بخت -که نوعی پرنده بود-لگد زد
و من برایش از آن روز آب و دانه کشیدم

پرنده سیرتر از وسع دفتری کاهی بود
از آن به بعد، کمان رو به یک ‌نشانه کشیدم

-چه در خرابه کشیدی؟ -کشاکش آه کشاکش
که هی زمانه هلم داد و هی زمانه کشیدم

-غریبه! این هذیان چیست؟ شیشه؟ شیشه کشیدی؟
-به شوق پنجره‌های محال خانه
کشیدم...

عنوان شعر دوم : -
اینگونه وزیدنی که در طرز تو هست
یعنی که کتاب شعر را باید بست

عطر تو به فتح مقصدی می‌پیچد
و راه پر از شکستِ نستعلیق است

عنوان شعر سوم : -
یکتا یکتا، همین قدر هم بدنام
زیبا زیبا، همین قدر هم ناکام

من با تو شکوفه داده‌ام در دی‌ماه
ای بارش بی‌سابقه ناهنگام!
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
درود.
بگذارید از دو رباعی شما بگذرم و در مورد غزل خوب شما حرف بزنم.
در ابتدا به شما تبریک می گویم چرا که غزلی مستحکم و جاندار سروده اید که از خوانش آن لذت بردم و می توانم بگویم توقع من را برای نوشته های بعدی خود بالا بردید. بیت ها و تصویرهای تمام عیار از از همان سطر اول خود را نشان می دهد:
-چه در خرابه کشیدی غریبه؟! -خانه کشیدم
و همین شروع نوید طوفانی را در ابتدای شعر به من می دهد هرچند اعتقاد دارم مصرع دوم چه از لحاظ فرم و چه از لحاظ ارتباط معنانی بار بیت اول را نمی تواند بر دوش بکشد و شعر را از اوج در یک چکاد می اندازد و توصیه جدی من به شما این است که حتما دوباره این مصرع را بنویسید.

در بیت دوم ما با یک بیت خوب دیگر روبرو هستیم:
هوا سیاهی یک‌پاره نرفتنی‌ای داشت
من ابرهای پراکنده را روانه کشیدم
و ترکیب سیاهی هوای یک‌پاره نرفتنی‌ای کشفی عالی بود و مصرع دوم بدرستی بار مصرع اول را به دوش کشیده است.

مصرع سوم کلمه "ترانه" برای کوتاه بودن و تند افتادن در مقابل "قصیده بی معناست. کوتاهی باید به شکل رباعی و دوبیتی و هایکو یا طرح باشد، هرآنچه که در شعر نماد کوتا سرایی است. ترانه تنها بدلیل آنکه در وزن جا می شود آمده است. به این بیت غلامرضا طریقی و ارتباط غزل با قصیده نگاه کنید:
غزل، قصيده اگر شد مقصر آن دستی است
که طرح قصه ما را ادامه دار کشيد!

اما مصرع دوم بی نقص است:
قصیده‌‌های اقامت درون لانه کشیدم

و بعد ما با تصویر خوب در دو بیت بعد مواجهیم هرچند تعقید این دو بیت کمی برای فهم مخاطب ثقیل است:
محله شب به شب از چشم‌های مادر من ریخت
برای هر دو خروشی دو کوه، شانه کشیدم

پدر به بخت -که نوعی پرنده بود-لگد زد
و من برایش از آن روز آب و دانه کشیدم

پیچیدگی روایت در اینجا به اوج می رسد و روایت ناگهان پرت می شود بیرون:
پرنده سیرتر از وسع دفتری کاهی بود
از آن به بعد، کمان رو به یک ‌نشانه کشیدم
که فکر می کنم حذف این بیت چیزی از شعر کم نخواهد کرد و همانطور که چیزی نیافزوده است.
و پایان بندی خوب:
-چه در خرابه کشیدی؟ -کشاکش آه کشاکش
که هی زمانه هلم داد و هی زمانه کشیدم ( که البته بجای "هی" دوم "از" بهتر است چرا "از دست چیزی کشیدن" لفظ محاوره است و باری معنایی به بیت می افزاید:
که هی زمانه هلم دادو از زمانه کشیدم)

-غریبه! این هذیان چیست؟ شیشه؟ شیشه کشیدی؟
-به شوق پنجره‌های محال خانه
کشیدم...

در هر صورت لذت بردم. با همین فرمان بنویسید و ادامه دهید.
موفق باشید

منتقد : احمد امیرخلیلی

احمد امیرخلیلی شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.