رعایت سیر منطقی روایت




عنوان مجموعه اشعار : بی نام
شاعر : الهام خوشی


عنوان شعر اول : بی نام
افتاد روی پیشانی ام
تمام خط های جنگ

حتی نام کوچه ها هم
تپش های مادرانه ای را نشانه گرفته اند

آب پشت سرت ریختم
چهل سال است در همان کاسه
برایت اشک می‌ریزم

زمان روی یک پا ایستاده
یا من هر روز تکرار میشوم
دیگر نا ندارند تا دنبالت بگردند

شیارها، خاکریز ها
مجنون تواند
می شناسندت
اما نمی دانند کجا جا مانده ای

از رنگ‌و‌ رو افتاده و پیر شده
گل‌های سرگردان چادرم
مرا صدا بزن ای چشمانت رنگین کمان آسمان تیره ام

عنوان شعر دوم : بی نام
افتاد روی پیشانی ام
تمام خط های جنگ

حتی نام کوچه ها هم
تپش های مادرانه ای را نشانه گرفته اند

آب پشت سرت ریختم
چهل سال است در همان کاسه
برایت اشک می‌ریزم

زمان روی یک پا ایستاده
یا من هر روز تکرار میشوم
دیگر نا ندارند تا دنبالت بگردند

شیارها، خاکریز ها
مجنون تواند
می شناسندت
اما نمی دانند کجا جا مانده ای

از رنگ‌و‌ رو افتاده و پیر شده
گل‌های سرگردان چادرم
مرا صدا بزن ای چشمانت رنگین کمان آسمان تیره ام

عنوان شعر سوم : بی نام
افتاد روی پیشانی ام
تمام خط های جنگ

حتی نام کوچه ها هم
تپش های مادرانه ای را نشانه گرفته اند

آب پشت سرت ریختم
چهل سال است در همان کاسه
برایت اشک می‌ریزم

زمان روی یک پا ایستاده
یا من هر روز تکرار میشوم
دیگر نا ندارند تا دنبالت بگردند

شیارها، خاکریز ها
مجنون تواند
می شناسندت
اما نمی دانند کجا جا مانده ای

از رنگ‌و‌ رو افتاده و پیر شده
گل‌های سرگردان چادرم
مرا صدا بزن ای چشمانت رنگین کمان آسمان تیره ام
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر بخواهم مهمترین نکته ای که در فاصله ی مرور چندباره ی این اثر به ذهنم خطور کرده است را طرح کنم عدم رعایت توالی روایت و یا بهتر بگویم بی توجهی به تقدم و تاخر اتفاقات است. این حق مخاطب است که درفضای قابل باور و قابل پذیرش در متن رها شود و شاعر نباید به آگاهی و یا ناآگاهانه تشویش ذهنی او را رقم بزند. در سراسر این متن شاعر نتوانسته است موقعیت زمانی روایت و وضعیت اتفاقات را مشخص کند و با رفت و آمدهای مکرر در گذشته و حال، مخاطب را گمراه کرده است. رعایت سیر منطقی داستان هر چند برای شاعر فریضه نیست اما این مخاطب است که باید بتواند همسویی لازم با ذهن شاعر را بیابد تا در هضم و فهم پدیده ها و روایات موفقیتی داشته باشد.
آن چه که مسلم است این که شاعر با ابراز نگرانی از پدیده ای به نام جنگ بر آن سر است که آسیب ها و عوارض جنگ را به نمایش بگذارد اما باید به دوست جوانم عرض کنم که صرفاً احضار برخی واژه ها که در حوزه ی مضمون مورد نظر قرار دارند نمی تواند تمام ذهنیت شاعر را منتقل نماید. استفاده ی درست از پدیده ها و نشانه ها در تکمیل معنا و تعمیق متن موثر خواهد بود. به عنوان مثال شاعر در بند نخست با تلفیق ذهنی خطوط پیشانی و خطوط جبهه و جنگ در تدارک فضایی است که مخاطب را به طور جدی با آسیبی که جنگ به جسم و جان مردم می زند آشنا کند و استفاده ی درست و بهنگامی از همین واژه معمولی خطوط کرده است و از دیگر سو می توان زنده کردن خاطره ی خط روی خط شدن تلفن ها نیز باشد. اتفاقی که به خصوص در ایام جنگ یکی از آسیب های حملات به شهرها و تجهیزات ارتباطی عنوان می شد.
شاعر، متولد سال های سال پس از جنگ است و اگر به همین اندازه هم جنگ را درک کرده باشد باید برای مخاطب ارزشمند باشد اما عرصه ی هنری عرصه ی دوباره آفرینی ها و نوزایی است و قطعاً شاعر باید چنان با سوژه ی خود آمیختگی پیدا کند که در بازآفرینی آن چیزی کم نگذارد.
تعابیری هم چون در کاسه اشک ریختن نمی تواند در اقناع مخاطب موثر باشد و قاعدتاً این احساس که برخی سطرها برای تطویل عمودی شعر خلق شده اند کمی آزار دهنده خواهد بود. هم چنان که شاعر باید بداند رنگین کمان در آسمان روشن آشکار می شود و اشتباهاتی سهوی از این قبیل می توانند در بازخوانی شعر اصلاح شوند.
درود بسیار

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.