به جزییات بیشتر توجه کنیم!




عنوان مجموعه اشعار : ۹۸۷-۲
شاعر : مهران عزیزی


عنوان شعر اول : ۹۸۷-۲۱
شبی‌ست شکل تو امشب، به قرص ماه قسم
تو در تمام جهانی، به قبله‌گاه قسم

منم تباه سیاهی که در تماشایت
شنیده‌است صدایی، به چشم چاه قسم

تو را در این شب روشن، قریب می‌بینم
به کوله‌بار غریبی، به گرد راه قسم

نسیم صبح تو این سو تمام خلق آن سو
درست آمده‌ام من، به اشتباه قسم

طلوع کن پس از این گرگ و میش ای فردا
تو را به توبه‌ی آدم، به سوز آه قسم

عنوان شعر دوم : ۹۸۷-۲۲
آدم اگرچه آه... ولی آفریده به
عاشق، سیاه‌مست و گریبان‌دریده به

شاعر، ولی بدون کتاب و برای تو
یک بیت عاشقانه‌ برای جریده به

حرف حساب می‌زنم ارزان، نمی‌خرند
بهتر؛ به جز تو هر سخنی ناخریده به

پروانه‌وار گرد تو تا صبح پر زدن
آن‌وقت زنده زنده در آتش پریده به

قربانی تو پوستِ بر استخوان مباد
قوچ‌ت جوان و فربه و چاق و چریده به

این بدقواره، عقل، به این تن نمی‌خورد
پیراهن گشاد از اول دریده به

عنوان شعر سوم : ۹۸۷-۲۳
می‌شود حلق را صدا ببُرد
تیزی آه سینه را ببُرد

دختری تیغ کُنْد بردارد
بکشد بر رگ تو تا ببُرد

می‌شود بغض کهنه سنگ شود
در گلوی تو تا صدا ببُرد

می‌شود؛ دیده‌ام که می‌گویم
حرف حق را زبان چرا ببُرد

بین ما هر چه بود دیگر نیست
کاش دل هم در انتها ببُرد

سیمِ سبز و سفید این تِلِفن
واپسین رشته را خدا بِبُرد
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان میگویم.
این، شاید دومین بار است که توفیق یافته‌ام شعرهای برادر عزیزم مهران عزیزی را با دقت بیشتر بخوانم و نکاتی کوتاه بر آن بنگارم.
بسیاری از علاقه‌مندان به شعرو شاعری صرفاً با رعایت قافیه و ردیف و وزن شعر به این تصور می‌رسند که آنچه نوشته‌اند قابل فهم برای دیگران است و حتی انتظار دارند همان مفهوم و اندیشه‌ای که در ذهن گوینده بوده به همان نرمی و تردی به ذهن مخاطب نیز راه یابد. رعایت قافیه و ردیف و حتی وزن در چنین مواردی بیشتر فریبنده است؛ زیرا شعر تنها در شکل ظاهری آن خلاصه نمی‌شود بلکه رعایت جمله‌بندی یا دستور زبان به شکل صحیح، از اصول اولیه نوشتن است.
با این مقدمه کوتاه، یک‌راست به سراغ غزل نخست این شاعر می‌رویم.
شبی است شکل تو امشب، به قرص ماه قسم
شاعر می‌خواهد بگوید شب شبیه توست و برای این جمله‌اش متوسل به سوگند می‌شود آنهم" به قرص ماه". چه "وجه شبه"ی میان شب و "تو"یی که شاعر از آن نام می‌برد وجود دارد و چرا اصلاً باید آن "تو" را به شب شبیه بداند؟
شکل دیگر برداشت از این مصراع، این است که سوگند میخورم به شکل تو که به قرص ماه شبیه است. وقتی دستور زبان یا نحو جمله به‌درستی رعایت نشده باشد همین سردرگمی‌ها به کرّات جلوه می‌کند.
در مصراع دوم، شاعر می‌گوید: "تو در تمام جهانی به قبله‌گاه قسم". به‌راستی معنی عبارت "تو در تمام جهانی" چیست؟ آیا منظور این است که تو همه جا هستی؟ یا تو برای همه جهانیان هستی؟ و چگونه است که می‌تواند همه جا باشد؟ این "تو" چه کسی است؟
وقتی از این معنای پیچیده عبور کردیم، به سوگند شاعر در این بیت می‌رسیم. چه ارتباطی بین "قبله‌گاه" و در تمام جهان بودن وجود دارد. در واقع قبله‌گاه با چه پشتوانه تصویری در این بیت آمده است؟
بیت دوم: منم تباه سیاهی که در تماشایت شنیده است صدایی به چشم ماه قسم
همان مشکل بیت اول را در این بیت نیز شاهد هستیم. نثر این بیت، این را می‌گوید که: به چشم چاه قسم که من من آن تباهِ سیاهی هستم که در تماشای تو صدایی شنیده است. می‌بینیم که هیچ کدام از کلمات زیر کلیدواژه نیستند و نمی‌توانند حکم محوری در این بیت ایفا کنند زیرا با سایر کلمات و واژگان پوشش داده نمی‌شوند. کلماتی مانند تباه، سیاهی، تماشا، صدا، چشم و چاه.... از این سردرگمی که بیرون بیاییم باز به کلمات قافیه می‌رسیم و معلوم نیست که چرا شاعر باید به چشم چاه سوگند بخورد. در واقع باید گفت که شاعر در "چاه" قافیه افتاده و شعری قافیه‌زده ساخته است.
بیت سوم البته در این میان، خوش معنی‌تر از دو بیت پیشین است.
در بیت چهارم، شاعر با دو واژه "درست و اشتباه" به صنعت تضاد رو آورده؛ اما گذشته از این آرایه، چه کسی تاکنون به "اشتباه" قسم خورده است؟
از حق نگذریم که بیت پایانی، تمام‌کننده خوبی است برای این غزل؛ اما در مجموع، شعری تمام و کمال ارائه نداده است. با انتخاب ردیف "قسم" برای این اثر، شاعر باید در همان ابتدای راه، مهندسی می‌کرد تا ببیند به چه چیزهایی می‌تواند سوگند بخورد. همچنین قافیه‌هایی شاعرانه‌تر از این‌ها وجود داشت که بتواند سرنوشت این شعر را به‌گونه‌ای دیگر رقم بزند.
نکته پایانی که می‌توان بر این شعر تذکر داد انتخاب مطلع زیبا و تاثیرگذار است که ای کاش این شعر از آن بهره‌مند بود.
از آنجا که شاعر دو غزل دیگر را نیز به پیوست این شعر ارسال کرده، به ناچار تیتروار یکی دو جمله در مورد هر غزل یادآور می‌شوم.
غزل دوم با ردیف "به" نمونه‌های فراوانی در تاریخ ادبیات دارد؛ البته سرودن آن، مهارت و توانمندی ویژه‌ای می‌طلبد. قافیه‌زدگی در این غزل نیز مانند غزل اول به چشم می‌خورد مثل تصاویری که شاعر در بیت سوم و پنجم خلق کرده است.
در غزل سوم که انصافاً خوش ساخت‌تر و خوش مضمون‌تر است، عدم ارتباط منطقی در محور افقی در بعضی از ابیات مانند بیت چهارم و پنجم مشهود است.
در مجموع، مهران عزیزی شاعری است که از مقدمات به‌خوبی عبور کرده اما در ریزه‌کاری‌های ادبی باید تلاشی بیش از پیش داشته باشد. دقت در جمله‌بندی، رعایت دستور زبان، انتخاب قوافی بجا و درست، انتخاب واژگانی که پوشش‌دهنده هم باشند و... می‌تواند اورا به عنوان یکی از شاعران موفق این روزگار معرفی کند.

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۱
مهران عزیزی » پنجشنبه 02 آبان 1398
سلام و احترام. سپاسگزارم از محبت و لطف و زحماتتان. در تمام موارد حق با شماست و می‌پذیرم. تلاش می‌کنم از فضای تصنع و قافیه‌پردازی و مضمون‌سازی فاصله بگیرم ان‌شاءالله.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.