دیدگاه شاعرانه




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : جمشید دلایی میلان


عنوان شعر اول : عزت اشتباهی
ذلت آن جایی به اوجش میرسد
که ضعیفی عادت آدم شود
قدرتی هم گر بیابد پس زند
آدمی که پیش هرکس خم شود
هرکه کارش لنگ باشد اوست یار
او عزیز است و گرامی وقت کار
اینچنین او تشنه همکاری است
گرچه هیچ جایی ندارد اعتبار
این یقین را در سرش کردن فرو
که به جز خواری ندارد پیش رو
او ندارد اعتراض از وضع خود
او ندارد ذره ای هم آبرو
آدمی گر احترامی قائل است
از برای یک نفر که قابل است
احترام از وی ببیند واجب است
اینچنین آدم عزیز و کامل است


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم!
برای کسی با سابقه شما که کمتر از یک سال است به دنیا گذاشته‌اید همین شعر می‌تواند شروع یک پرواز باشد. در شعر چارچوب‌هایی وجود دارد که شما بیشتر آن‌ها را رعایت کرده‌اید مثل قافیه، ردیف و حتی موسیقی. البته باید بدانیم که بجز این عناصر تشکیل دهنده شعر، اجزای دیگری نیز وجود دارند که می‌تواند اصلی‌تر، مهمتر یا شاخص‌تر از اینها باشند. در یک اثر ممکن است نه قافیه داشته باشیم و نه ردیف و نه حتی وزن؛ اما آن اثر به خودی خود شعر باشد مثل" آب را گل نکنیم" سهراب سپهری(آن شعر البته وزن نیمایی دارد) پس آنچه اثر شما را به شعر نزدیک می‌کند تنها قافیه و ردیف نیست که این می‌تواند شکل ظاهری یک اثر ادبی را نشان دهد؛ اما در شکل باطنی، تخیل و تصویر و عاطفه تاثیرگذار بیشتری دارند.
شاید سوال کنید که تکلیف شاعر با چنین آثاری چیست؟ بگذارید خیالتان را راحت کنم که همه شعرا از چنین مسیری عبور کرده‌اند که شما امروز در مرحله گذار و عبور از آن هستید. پس جای هیچ نگرانی نیست. آنچه شما را به عنوان یک علاقه‌مند به حوزه شعر و ادب به مقصد نزدیک می‌کند، تکرار در سرودن است و تمرین در فضاهای متنوع و متفاوت. منظور از فضاهای متنوع، همان اوزان مختلف و استفاده از قافیه و ردیف‌های متفاوت است. پس تا می‌توانید فعلا مشق نوشتن بکنید. هی شعر بنویسید و باز بنویسید و حتی اشکالی ندارد اگر آنها را نگاه ندارید.
در مرحله بعد، سر زدن به موضوعات و مفاهیمی است که ارزش سرودن داشته باشد. این کار در حکم تمرین برای شماست، مشق زیاد در حوزه شعر به شما توانمندی و مهارت می‌دهد تا کلمات را بهتر از گذشته و متناسب‌تر از پیش در کنار هم چینش کنید تا بهترین و نزدیک‌ترین جمله به آنچه در ذهن داشته‌اید فراهم آید. در واقع باید به گونه‌ای باشد که مخاطب، بیشترین لذت را از ابلاغ پیام شما ببرد.
راه دیگر برای نزدیک شدن به مقصد، مطالعه در حوزه شعر و ادبیات است. با این کار، دنیای اندیشه شما وسیع‌تر و حرف‌های غمیق‌تر و گفتنی در ذهن شما بیشتر به جولان خواهد آمد. پس تا می‌توانید بخوانید.
سومین حرکتی که می‌توانید در جهت تعالی شعر خود انجام دهید داشتن نگاه متفاوت است. اگر قبول داشته باشیم که سرودن شعر، بیانی متفاوت است، باید بپذیریم که برای دستیابی به بیان متفاوت، لازم است نگاهی متفاوت داشته باشیم. بگذارید حالا که نامی از سهراب سپهری به میان آمد باز هم از او مثالی بیاورم. وقتی او پیچیدن باد در گوش مزرعه را در حکم صدای اذان می‌داند خم و راست شدن آن‌ها را رکوع و سجود می‌بیند حاصلش می‌شود اثری متفاوت؛" من نمازم را وقتی می‌خوانم
که اذانش را باد
گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می‌خوانم...
این یعنی متفاوت دیدن امیدوارم از این پس در آثار شما با چنین نگاهی روبرو باشیم؛ نگاهی که به هر چیز و به هر رویداد متفاوت می‌نگرد و از آن، دستمایه برای بیان متفاوت می سازد.
اثری که ارائه داده‌اید به لحاظ ظاهر تقریباً بی‌عیب و نقص است؛ جز فعل "کردن" در بند سوم؛ که به شکل محاوره آمده است. "این یقین را در سرش کردن (کردند) فرو"
قالب اثر شما چهارپاره است و ظرفیت ارائه مفاهیم و تصاویر شاعرانه را به‌خوبی دارد. از نظر اندیشه نیز مطالبی که در این اثر ارائه شده مطالب ارزشمندی است اما بیان، بیان شاعرانه‌ای نیست و مخاطب از آن احساس لذت و خوشایندی ندارد که با مطالبی که در مورد نگاه متفاوت بیان شد این خلأ را نیز برطرف خواهید کرد. برای شما آرزوی روز و شب‌هایی پر شعر دارم .
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.