نطق شهودی




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
سلسله‌ی فخر ماست، فقر وجودی
فلسفه‌بَردار نیست، نطق شهودی

ملک زمین مفتِ دیگران، چه ابایی
مالک ملک بسندگی و حسودی؟

فوق افق‌هاست قاف بال‌فشاندن
از دوجهان، سوی پیشرفتِ عمودی

سیرِ نزول جهان تماشا دارد
مخصوصا از ورای سیرِ صعودی

آی فقیر بزرگوار! دمت گرم
تازه رسیدیم منزلی که تو بودی

ناز نظامَ‌ت! که روی بستر نعمت
قاعده‌ای بستی و به ناز، غنودی

هان! تو منی، من تو ام، من و تو ندارد
هین! غزل تازه‌ی مرا تو سرودی

عنوان شعر دوم : .



عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
از این شاعر پیش از این شعرهای فراوانی در این سایت خوانده و بررسی شده است، معمولاً نوعی تفاوت‌های سبکی در بعضی عبارات شعرها بوده است، اما در این غزل، سبک بیان نسبتاً منسجم‌تر است، هرچند باز نکاتی هست که در بررسی بیت‌ها اشاره خواهد شد. نکته قابل توجه این است که اگرچه مطالعات شاعر در حیطه‌های مختلف بوده است، و باعث شده دایره لغات ذهنش وسیع و متنوع باشد (که بسیار هم ویژگی خوبی است) اما توجه شود که اگر این دایرۀ لغات، در فضاهای مشخصی استفاده شود، شعر بسیار از نظر معنایی غنی خواهد بود، اما اگر در فضاهای پراکنده استفاده شود، معمولاً باعث همان تفاوتِ سبکیِ عبارات خواهد شد. به بیان دیگر، شاعر باید این غنی بودنِ ذهنش را از کلمات مختلف، در جهتی به کار بگیرد که شعر از نظر سبکی منسجم باشد.
بیت «سلسله‌ی فخر ماست، فقر وجودی/ فلسفه‌بَردار نیست، نطق شهودی» شروع خوبی برای شعر است، مقدمه‌ای است برای آنچه شاعر خواهد گفت. شاعر از فن متناقض‌نمایی خوب بهره برده است، مثلاً در عبارت «نطق شهودی» نطق (که یادآور منطق هم هست) و شهود به نوعی با هم ترکیبِ متناقض‌نمای با مفهومی را ساخته‌اند.
در بیت «ملک زمین مفتِ دیگران، چه ابایی/ مالک ملک بسندگی و حسودی؟» معنی دقیق شکل نگرفته است، به این دلیل که انگار جمله کامل نیست، و فقط می‌شود حدس زد که «ملک زمین مفت دیگران» یک عبارت است که باقیِ بیت، باید توضیح یا دلیل یا نتیجۀ آن باشد. از سوی دیگر، ملک با ضمه، از نظر زمانی نسبت به بیت قبلی، گویا به گذشته‌ی دور رفته است، زیرا امروزه ملک به این شکل و معنا استفاده‌ای ندارد، البته ملک در مصرع اول اگر با فتحه باشد که بحثی نیست ولی حتی اگر با ضمه هم باشد، از آنجا که نوعی گوشه‌کنایه دارد خوب است اما در مصرع دوم که ملک با ضمه است (مالک ملک)، بیشتر یادآور فضای کهن است، شاید به این خاطر که مالک ملک را در معنای عرفانی و معرفتی خیلی شنیده‌ایم. همچنین در بیت اول، عبارت «فلسفه‌بردار نبودن» ساختی امروزی دارد. و ما توفع داریم که ادامه شعر نیز با همان بیان باشد، یعنی بیانی فاخر که در عین حال امروزی هم هست. همچنین اینگونه سوالی کردن که بیشتر با علامت سوال است تا لحنِ خود بیت، بهتر است کمتر استفاده شود، مگر در لحن‌هایی که طبیعت کلام است. از سوی دیگر، بسندگی و حسودی، عطف به هم نیستند، اما بیان طوری شده که انگار مالک ملک، هم مضافِ بسندگی است و هم مضافِ حسودی، در حالی که منظور شاعر این است که مالک ملک بسندگی را چه به حسودی.
در بیت «فوق افق‌هاست قاف بال‌فشاندن/ از دوجهان، سوی پیشرفتِ عمودی» به نظر می‌رسد شاعر بیشتر به تناسب و تضاد کلمات (افق و عمودی) توجه داشته، تا معنای دقیقِ تصویری. به بیان دیگر، تصویر بیت، طوری ارائه شده که ما نمی‌دانیم پیشرفت عمودی چیست یا چه نتیجه‌ای از آن در ذهن شاعر بوده است، البته نوعی تعالی نیز در معنای آن هست، و شاید اصلاً شاعر در صدد دقیق بیان کردن تصویر نباشد، چون در این معانی، معمولاً تصویرها حسی و شهودی‌اند تا منطقی.
در بیت «سیرِ نزول جهان تماشا دارد/ مخصوصا از ورای سیرِ صعودی» شاعر از اختیارات وزنی استفاده کرده که بهتر است در وزن‌هایی چنین که چندان متعارف نیستند از این اختیارات استفاده نشود. هرچند شاید همین هم، نوعی معنا را اجرا کرده باشد؛ یعنی سیر نزول و افتادن در موسیقیِ بیت که حاصلِ استفاده از اختیارات وزنی و تغییر هجاهاست، نشان داده شده باشد.
در بیت «آی فقیر بزرگوار! دمت گرم/ تازه رسیدیم منزلی که تو بودی» سبک بیان هم فاخر است و هم امروزی. «دمت گرم»هم لحنی دوگانه (هم جدی و هم نوعی طنز) دارد.
در بیت «ناز نظامَ‌ت! که روی بستر نعمت/ قاعده‌ای بستی و به ناز، غنودی»، سبک بیان در ادامۀ بیت قبلی است، به جز عبارتِ «به ناز غنودی» که به نظر می‌رسد، بیشتر به اجبار قافیه است تا آن چیزی که واقعاً قرار بوده بیان شود، چون غنودن و حتی تا حدی قاعده بستن با زبان کل شعر چندان هماهنگ نیست.
در بیت آخر «هان! تو منی، من تو ام، من و تو ندارد/ هین! غزل تازه‌ی مرا تو سرودی» هان و هین، اگرچه از نظر موسیقی، تناسبی خوشایند دارند، اما باز هم باید گفت، که «هین» بیانی کلاسیک به بیت داده است و با لحنِ امروزیِ باقیِ بیت هماهنگ نیست. حتی «هان» هم امروزه در معنای دیگری به کار می‌رود، نه آن معنایی که در این بیت هست.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. از سال ۱۳۷۵ فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال ۱۳۸۵، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.