سطرهای پنهان شعر...




عنوان مجموعه اشعار : "آغاز دوباره"
شاعر : زهره خلیفه


عنوان شعر اول : "مترسک"
گندم زار درو شد
از عرش به فرش افتاد
مترسک

عنوان شعر دوم : "آدمک برفی"
عمرش به بهار
قد نمی داد
گل یخ را تماشا می کرد
آدمک برفی

عنوان شعر سوم : "پدر"
بال و پر نمی خواست
پرواز
تا سقف آسمان می رفتم
با تاب دست های تو
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
به سرکار خانم خلیفه خیر مقدم عرض می کنم. سه شعر مترسک، آدمک برفی و پدر را چند بار مرور کردم تا بتوانم با حداقل های ذهنی و اجرایی شاعر محشور شوم و بتوانم آغازگر گفتگویی باشم که امیدوارم در ادامه ی آن، در ساز و کار آفرینشی شعر ایشان شاهد تمایز و تفاوتی به نسبت باشیم.
شاید این مجال برای این که به دسته بندی شعر و دلایل شعریت و عدم شعریت متون بپردازیم مجال مناسبی نباشد اما باید به این نکته تاکید کنم که شعر پیش از بلندی و کوتاهی باید از گوهره ی شعری و اصالت معنا برخوردار باشد. معتقدم که اگر شعر، اندیشیده و بر اساس دانستگی شاعر باشد حتما سطرهایی پنهان در خود خواهد داشت که از چشم مخاطب هوشمند دور نخواهد ماند. بنابراین من فرض را بر این می گذارم که این کوتاه نویسی با درک ضرورت زمانی و مبتنی بر آموخته های دیگر شکل های شعر است. چرا که کمیّت شعر، متر و معیار مناسبی برای ارزش گذاری شعر نیست و این تعهد شاعر است که با معناآفرینی در قالب شگردهای اجرایی و رویکردهای زبانی، به دانایی مخاطب بیفزاید و او را از لذت کافی هنری بهره مند سازد.
در کوتاه سرایی آن چه شرط مهمی برای شاعر است، اشراف و تسلط بر انتخاب واژگان و اولویت وجودی آن ها در متن است. بدین معنی که شاعر باید شعر را از دست اضافات و تشریفات غیرضرور خلاص کند و با هوشمندی به گونه ای بنویسید که مفاهیم نه در سطح واژه ها و سطرها که از لایه های درونی متن استخراج شود. آن چه که در سال های اخیر اسباب ابتذال در شعر کوتاه و دست چندم سازی های ادبی شده است بی توجهی به کیفیت ادبی است و خیلی ها فکر می کنند هر چقدر شلخته تر بنویسند به شعر نزدیک ترند. این تصور غلطی است و اگر به مشهورترین شعرهای کوتاه خوب توجه کنیم متوجه می شویم که قاعده مند و به غایت با ادبیات امتزاج دارد.
در سه شعری که از خانم خلیفه مرور شد چند نکته قابل توصیه است که بدان ها خواهم پرداخت. معنا آفرینی در هر سه شعر به چشم می خورد و شاعر با اتکاء به کلیت معنایی تلاش کرده است هر شعر از پایان بندی غیرقابل پیش بینی و شگفتی ساز برخوردار باشد که البته شعر سوم به کیفیت اجرایی شعرهای اول و دوم درنیامده است.
در شعر نخست انتخاب {از عرش به فرش افتاد} علاوه بر این که متناسب با زبان ادبی انتخاب شده نیست هیچ تطبیقی نیز با واقعیت نمی تواند داشته باشد. در واقع در این سطر شاعر چندان که باید نتوانسته است شخصیت آفرینی درستی برای مترسک داشته باشد. در شعر دوم اگر بخواهیم رویه شعر کوتاه را رعایت کرده باشیم و سطرهای پنهان در متن بیافرینیم می توانیم به بهار قد ندادن را که در ذات این اتفاق پنهان است حذف کنیم و شعر را به همراه تلخیص صورت گرفته از کیفیت ادبی بیشتری برخوردار کرده باشیم. این همان هوشمندی مخاطب و کشف سطرهای پنهان است که پرواضح است وقتی آدم برفی با حسرت گل یخ ر ا به تماشا می نشیند یعنی نگران فرداست که این نگرانی می تواند عمر اندک او باشد.
نکته ی دیگر چیدمان سطرهاست که باید بر اساس نظم و قاعده ای اتفاق بیفتد و این که هر جا اراده کنیم سطر را دو تکه کنیم نمی تواند بازخورد مناسبی داشته باشد. در شعر کوتاه روال خواندن شعر باید در راستای همان وقت و موقعیت شکلی شعر باشد و شاعر نباید نگران حجم طولی شعر خود شود.
- عمرش به بهار قد نمی داد
- بال و پر نمی خواست پرواز
امیدوارم در دیگر مکالمات بتوانم شعرهای جاندارتری از دوست ارجمند ببینم و بخوانم که همین دو سه شعر به خوبی نشان دهنده ی توان نهفته ی ادبی ایشان است که با مطالعه و ممارست باید ارتفاع بگیرد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
زهره خلیفه » 4 روز پیش
ممنون از شما آقای بهداروند

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.