آزمون سخت




عنوان مجموعه اشعار : شعرهایی که برای هیچکس نبود
شاعر : فاطمه کلانتری


عنوان شعر اول : .
زندگی فرصت دیدار برایم نگذاشت
کاغذی داد و خودکار برایم نگذاشت

خواستم مانع رفتن بشوم خوابم کرد
چشم تو دیده ی بیدار برایم نگذاشت

همه گفتند نرو عاقبتش ویرانی است
عشق فهمیدن هشدار برایم نگذاشت

ذهن من ساخت خودش خاطره هایی را که
بودن صد دهه ی یار برایم نگذاشت

خواستم وصف کنم عمق نگاهت را حیف
چشم پلکی زد و معیار برایم نگذاشت

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .

.
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
باز هم يك همراه تازه‌نفس ديگر كه براي نخستين بار، يكي از آثارش را به پايگاه نقد شعر فرستاده است؛ سراينده‌اي 22ساله با حدود دو سال تجربه‌ي سرودن از استان زنجان؛ دياري كه پس از ظهور حسين منزوي، نامش با غزل گره خورده و حالا شاهد تداوم اين جريان فرهنگي ميراثي در قلم غزلسرايان نسل‌هاي بعدي خود ا‌ست. چنان كه در موارد قبلي نيز توضيح داده‌ام، وقتي فقط با يك اثر از يك سراينده مواجه باشيم، نمي‌توانيم درباره‌ي استعداد و توانايي‌ها و همچنين كاستي‌ها و لغزش‌هاي گوناگون او در سرودن، قضاوت فراگيري داشته باشيم؛ به همين دليل علاوه بر اينكه در اين نوشتار، به نكات مهم پيش رو اشاره خواهد شد، منتظر آثار ديگر سراينده هم مي‌مانيم تا بتوانيم به خوانش دقيق و كاملي از تجربه‌هاي اين همراه جوان پايگاه برسيم.
شايد مهم‌ترين عنصر ساختي تعيين‌كننده در اين سروده، رديف آن باشد (برايم نگذاشت)؛ رديفي كه عمده‌ي قوافي را در كانون معنايي يا تصويري «جمله» و فراتر از آن، «رخداد روايي» قرار مي‌دهد و ماجرايي كه به آنها مربوط است را روايت مي‌كند؛ يعني در همه‌ي بيت‌ها كسي يا چيزي باعث شده كه راوي، از چيزي محروم شود؛ يا به دست نياورد و يا از دست بدهد؛ چيزي يا كسي كه در قافيه بيان مي‌شود. و اين همه تمركز روايي بر قافيه، كار را سخت مي‌كند. و البته كه انجام اين كار سخت، براي نوقلمان، سخت‌تر هم هست؛ با اين حال، مي‌شود گفت كه سراينده‌ي اين اثر در انجام چنين كار سختي، كاملا بي‌توفيق هم نبوده است. همه‌ي اينها گفته شد تا بدانيم كه نحوه‌ي تركيب قافيه و رديف در ابيات و نيز نقش دستوري آنها در جملات، بسيار مهم و تعيين‌كننده است و اين عناصر، نه‌تنها در شكل‌دادن به موسيقي كناري نقش اصلي را بر عهده دارند، در بيان و نيز پرداخت مضمون هم بسيار تاثيرگذار هستند.
مصراع نخست، در نگاه اول، خيلي كلي به نظر مي‌رسد؛ چراكه «ديدار»، خاص و نشان‌دار نشده است؛ كدام ديدار؟ چگونه ديداري؟ اما وقتي مخاطب به لايه‌هاي بعدي خوانش مي‌رسد و تعريض نهفته در «زندگي» را در نظر مي‌گيرد، سعي مي‌كند با «ديدار» قدري فراگيرتر برخورد كند و آن را در معني «ديدن» هم در نظر بگيرد. تعريض و پارادوكس ماجرا همين‌جاست كه زندگي، فرصت ديدن است؛ ديدني بين چشم‌بازكردن پس از تولد و چشم‌بستن پس از مرگ... و اينكه در چنين فرصتي «ديدار»ي رخ ندهد، يك تراژدي بزرگ است. در مصراع دوم، اگرچه سراينده سعي كرده سراغ پديده‌هاي عيني برود، به بيان كاملي نرسيده و كاركردهاي «كاغذ» و «خودكار» ناگفته باقي مانده است؛ كاركردهايي كه قاعدتا بايد در عرض بيت خوانش شوند و در ارتباط افقي دو مصراع، شكل بگيرند. از سوي ديگر، موسيقي سطر هم خواننده يا شنونده را دچار ايست‌هاي ناخواسته مي‌كند.
در مصراع نخست بيت دوم، يك پرسش مهم مطرح است: «مانع رفتن چه كسي؟»؛ پرسشي بسيار مهم كه اگر پاسخش را ندانيم، نمي‌توانيم بيت را بفهميم.
در بيت سوم، علاوه بر اينكه با يك مضمون بسيار تكراري مواجه هستيم، يك مشكل مهم ديگر هم وجود دارد؛ تاليف مصراع دوم، ضعف دارد و جمله، الكن است. بله، من مي‌فهمم كه منظور سراينده اين بوده كه «عشق امكان فهميدن هشدارها را از من سلب كرده بود» اما چنين بياني نياز به ابزار كافي دارد و در اصل آن اسم مصدري كه مرجع «برايم نگذاشت» است، در بيت، وجود ندارد.
در بيت بعدي باز هم كلنجار سراينده با وزن و قافيه، مشهود است. بپذيريم يا نپذيريم، «بودن صد دهه‌ي يار برايم نگذاشت» نه رساست و نه شيوا... و حتي وقتي به «صد دهه» مي‌رسيم، نه منطقي! اينجا يك بار ديگر مي‌توانيم به نكاتي كه درباره‌ي نقش قافيه و رديف در بيان گفته شد، فكر كنيم و به اين نتيجه برسيم كه سراينده در تنگناهاي وزن و قافيه و رديف، اسير شده و سعي كرده به هر شكل ممكن، مصراع را پُر كند و به همين دليل، دچار ضعف تاليف شده است.
شايد بتوان بيت پاياني اين غزل را سالم‌ترين و خلاقانه‌ترين بيت آن دانست؛ زيرا اولا در آن با اتمسفر يكدست‌تري مواجهيم؛ دوم اينكه در آن، «چشم» به تشخيص رسيده و سوم اينكه اين تشخيص، به يك كنش شاعرانه منتهي شده است. البته در اين بيت هم پيوند قافيه با متن، مي‌توانست تنيده‌تر و موثرتر باشد.
در مجموع مي‌توان گفت كه سراينده با توجه به سختي قافيه و رديف و تجربه‌ي كم، آزمون سختي پيش رو داشته است. اميدواريم كه در نوبت‌هاي بعدي، آثار موفق‌تر ايشان را مرور كنيم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.