درون مایه و بیانی مدرن در ساختاری نو




شاعر : سبحان قربانی


سکوتت را شنیدم
آمدم تا
این تنهایی را تمام کنی
تنهایی که
مثل شاخ هایم هر روز قد میکشد
و تو
آخرین تیر نروژی ات را
در بدنم فرو کردی
تا چشمهایم
دکوراسیون خانه ات شوند
اما
به شلیکت نیاز نبود
من گوزنی مرده بودم
پیش از انکه تفنگت را نشان دهی

#سبحان_قربانی
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
سکوتت را شنیدم
آمدم تا
این تنهایی را تمام کنی
تنهایی که
مثل شاخ هایم هر روز قد میکشد
و تو
آخرین تیر نروژی ات را
در بدنم فرو کردی
تا چشمهایم
دکوراسیون خانه ات شوند
اما
به شلیکت نیاز نبود
من گوزنی مرده بودم
پیش از انکه تفنگت را نشان دهی
درون مایه که با مسامحه می توان آن را محتوا هم نامید ، عبارتست آن مفهومی که شاعر در کلیت شعر خود سعر در انتقال آن می نماید . درون مایه کاملا با موضوع متفاوت است . موضوع زمینه ی دراماتیک شعر برای بیان درون مایه است . بر این اساس مثلا می توان این رباعی منسوب به «خیام» را تحلیل کرد و درون مایه و موضوع آن را یافت :
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی ز چه رو همی کند نوحه گری ؟
یعنی که نمودند در آیینه ی صبح
از عمر شبی گذشت و تو بی خبری
درون مایه ی این رباعی مفهوم گذرعمر و غفلت از آن و تاسف بر این غفلت است . موضوع رباعی اما خروس خوانی صبح و فرارسیدن روز نو است .
در اشعار سنتی مفهوم گرا مانند همین رباعی ، درون مایه و موضوع متن گاهی آن قدر به هم نزدیک می شوند که حتی بر هم منطبق نیز می گرند . در این حالت شعر از وجه زیبایی شناسی اش کاسته و به وجه معناگرایش افزوده است . شعر مدرن کمتر به این وضعیت تن می دهد .
«سبحان قربانی» دو شعر با درون مایه ای مشابه یعنی مفهوم «تنهایی» سروده است . موضوع در شعر اول گوزنی ست که از فرط تنهایی تن به تیر شکارچی می دهد تا به عنوان دکور خانه ی او از تنهایی نجات یابد . در شعر دوم اما موضوع ، ذکر مظاهر زندگی مدرن است که روزمرگی را به اندوه تنهایی راوی افزوده است : قوز بالای قوز ! روزمرگی و تنهایی ، آنقدر که راوی حتی خود را نیز گم کرده است .
پایان بندی هر دو شعر به مرگ پیش از مرگ راویان خود اشاره می کند . موتیوی که به هر دو شعر هویتی واحد می بخشد و گویای خاستگاه مشترک هر دوست .
چنان چه ذکر شد از مشخصات شعر مدرن جداسازی کامل درون مایه و موضوع است که گاه تا حذف کامل درون مایه پیش می رود و در این وضعیت یافتن آن را به طور کامل به مخاطب با فرامتن های خاص و شخصی خودش واگذار می کند . شیوه ی تصویر سازی و بیان شعری «قربانی» اما با ذکر مستقیم و چندین باره ی درون مایه ی تنهایی همراه است . با این حال هر بار برای این مفهوم وجی بصری و عینی تدارک می بیند تا شعر مفهوم گرا به نظر نرسد .
شعر دوم به خاطر به کارگیری عناصر روزمره تر زندگی این روزگار صورتی مدرن تر و به روزتر یافته است اما هر دو شعر به خاطر نوع پرداخت درون مایه شعر مدرن محسوب می شوند . اشعاری که به خوبی معضل روحی و روانی انسان مدرن محاصره شده در میان روزمرگی ها را برای مخاطب ترسیم می کند .
در تنهایی روزنامه میخوانم
در تنهایی فیلم میبینم
در تنهایی کتاب میخوانم
در تنهایی چایی مینوشم
سال هاست که دوستانم مرا از یاد برده اند
و تنها رئیس جمهور در زمان سال تحویل
برایم پیامک میفرستد

سال هاست که روزنامه میخوانم
تیتر هارا تیتر وار کنار میزنم
آگهی و نیازمندی هارا با دقت میخوانم
و صفحات سیاسی را برای گرم شدن آتش میزنم

سال هاست که روزنامه میخوانم
و عکس و اسم خود را
در قسمت گمشدگان میبینم
«قربانی» را شاعری مدرن با دغدغه هایی مدرن یافته ام .
در خاتمه با ذکر یکی دو سوال نیاز شعر اول به نوعی ویرایش را یادآوری می نمایم :
آیا تیر نروژی تیر خاصی ست و کشتن این گوزن تنها فقط باید با همین نوع تیر صورت پذیرد ؟! چه نیازی به ذکر نوع تیر نروژی وجود دارد ؟ آیا چشم گوزن شکار شده را به عنوان دکور منزل به کار می برند یا سر او را ؟! تا آن جا که من می دانم و دیده و شنیده ام از سر شکار به عنوان دکور استفاده می شود .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.