کلیشه‌ها




عنوان مجموعه اشعار : وطن باغ مینوست!
شاعر : آیدین قلی نژاد


عنوان شعر اول : وطن باغ مینوست!
خِرَدمندِ دَهرَند ،هالو ندارد!
همه شیر و یوز اند،یابو ندارد!

بله این وطن ،این دیارِ پلنگان
یَله مار و کفتار و راسو ندارد!

همه مهربانند و خوش قلب و خوش رو
همه با همه دوست، اخمو ندارد!

خشونت فقط خصلتِ اَجنَوی هاست!
که این بیشه جز کبک و آهو ندارد!

به گفتار و رفتارِ نیکند معروف
ستم کار و بد خلق و بدگو ندارد!
,
"هنر نزد ایرانیان بودِه و بس"
و دنیا به جز ما هنرجو ندارد!

همه کاوه و پوریایِ وَلی اند
ضحاکا!وطن هیچ‌ ترسو ندارد!

همه فرّخی یزدی اند اِی بمیرم!
یزیدِ زمانه ثناگو ندارد!

همه حرف از انسانیت می زنند این_
وطن باغ مینوست بدخو ندارد!!
,
ولی "آیدین"این سخن هایِ شیرین
اگر راست باشد هیاهو ندارد!

آیدین قلی نژاد

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
شعر پس از نیما از روساختی اعم از واژه‌ها، ترکیب‌ها، توصیف‌ها، آهنگ، قافیه‌ها و... فراتر می‌رود و مجموعه‌ی عناصر تشکیل‌دهنده‌ی متن در ارتباطی ارگانیک، وحدت و هماهنگی دارند.
شعر دیروز نگرشی کلی به هستی دارد این در حالی است که شاعر امروز با جزءنگری به دنیا می‌نگرد و بخش‌هایی از هستی را که پیوند نزدیک‌تری با آن‌ها دارد در اثرش برجسته می‌کند. شاعر امروز به دنبال کشف روابط تازه است ازاین‌رو انتظار می‌رود که شعرش تشکل خاص خود را داشته باشد.
بیان شعری ریشه در بیان معیار دارد و هنر، ریشه در واقعیت. اما شاعر ازآنجایی‌که می‌خواهد نگاه خودش را به تصویر بکشد واقعیت و بیان معیار را دچار تغییر می‌کند. شاعر بین عناصر بیانی روابطی تازه را کشف و ایجاد می‌کند از این‌رو محور هم‌نشینی و محور جانشینی زبان را با گزینش پاره‌ای از واژه‌ها، ترکیب‌ها و انواع تکنیک‌های برجسته‌سازی دچار تغییر می‌کند. شعر زبان معیار را در هم می‌ریزد و با برجسته‌سازی آنچه دنیای شاعر است، فضا-مکان خاص او را رقم می‌زند.
بیان معیار دچار خودکارشدگی است و علاوه بر بیان معیار بسیاری از تعبیرها و ارتباط‌هایی که پیش‌ازاین در شعر دیگران به کار رفته‌اند هم به خاطر تکرار، به خودکارشدگی دچار شده‌اند. زبان شعر، خواننده را به تعلیق دچار می‌کند، به تأمل و درنگ وا‌می‌دارد و پس‌ازاین تأمل و درنگ است که خواننده فرصت پیدا می‌کند تا به فضا-مکان متن وارد شود و به خوانش شخصی خود از شعر برسد. بنابراین همه‌ی امکان‌های ذکرشده بایستی توسط شعر به وجود بیایند. از این‌رو با موزون و مقفا کردن بیان معیار و تکرار کلیشه‌ها، نام آنچه حاصل خواهد آمد هر چه باشد شعر نیست.
در سروده‌ی پیش رو بیانی شعاری موزون و مقفا شده است و به همین دلیل است که متن نسبتی با خلاقیت، نوآوری و به‌طورکلی هنر و ادبیات ندارد.
سروده با بیانی متناقض‌گو سعی در طعنه زدن دارد و تکرار این تکنیک باعث شده تا متن فاقد ساختاری منسجم باشد و صرفاً یک الگو در آن تکرار و تکرار شود.
نکته‌ی دیگری که بایستی به آن اشاره کرد این است که این متناقض‌گویی از نوگرایی و حرف تازه خالی است و صرفاً آنچه را بارها پیش‌ازاین شنیده‌ایم تکرار کرده از این‌روست که متن از کلیشه‌ها پا فراتر نمی‌گذارد در حالی که شعر فشرده‌ترین و تأویل‌پذیرترین نوع بیان است.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.