تمام جوانب شعر




عنوان مجموعه اشعار : رویا
شاعر : مجید طهماسبی


عنوان شعر اول : چه می کنم
در خانه ام بدون تو اما چه می کنم
با غصه ی نبود تو اینجا چه می کنم

یکبار آمدی و به یکباره رفته ای
امروز با خیالت و فردا چه می کنم

با اینکه رفته ای و در اینجا نمانده ای
با رنج رفتن تو دریغا چه می کنم

یکبار هم سوال کن ازمن بگویمت
با حرف های مردم دنیا چه می کنم

من آرزوی مرگ زدنیا بریده ام
با زندگی و عشق و تمنا چه می کنم!؟


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
در شعر موزون، که احوال تغزل در آن نقش محوری دارد، علاوه بر اهمیت وزن شعر، تطابق و هماهنگی وزن و محتوا نیز مهم است و در حیطۀ امور مربوط به وزن، نقش قافیه و ردیف نیز بسیار تعیین کننده است. همین ابتدای سخن، توجه شاعر را جلب می‌کنم به ردیفی که انتخاب کرده است. نمی‌توان انتظار داشت شاعری که هنوز سه سال از تجربه‌اندوزی‌اش نگذشته از عهدۀ ردیف «چه می‌کنم» به راحتی برآید و شعری ممتاز بسازد. در شعر شاعران جوان عموما نکاتی مشترک وجود دارد؛ جایگاه‌هایی مشابه در لغزش؛ این جای‌ها بیشتر مربوط است به زبان شعر و اندیشۀ شاعر. شاعر بیست و نه ساله که کمتر از سه سال تجربۀ سرودن دارد، در این یک غزل نشان داده است که هنوز در حال جست‌وجوی خود در میان شعرهای دیگران است. او شعر می‌خواند و ناخواسته و ناخودآگاه متاثر از آن‌چه مطالعه می‌کند، به پردازش سخن خود در قالب شعر می‌نشیند. در حالی که پس از مدتی رفته‌رفته این ربط و کشف‌ها در عالم شخصی خود شاعر اتفاق خواهد افتاد. یعنی با سیر و مکاشفه در عالم خود و دریافت‌ها و تجربه‌های شخصی به خلق شعر خواهد رسید آن‌گاه سخنی منحصر به فرد و متفاوت خواهد داشت و اگر در این مسیر به ساخت شعر و زبان و جزییات آن نیز اهمیت داده باشد و بر کارکردها و ظرفیت‌های زبانی، در تمام اجزاء آن، به درستی آگاهی و تسلط یافته باشد، شعری ممتاز خواهد سرود.
در این غزل که در چارچوب اصلی خود، شعری سالم است و شاعر تقریبا به نکات اصولی شعر پایبند بوده است، امتیاز و برجستگی ویژه‌ای مشاهده و دریافت نمی‌کنیم و حتما جای این پرسش مهم است که چرا شعری با سلامت در اصول شعر، هیچ وجه ممتازی نیافته و احتمالا در اولین مرحلۀ ارتباطی، حتی خود شاعر را نیز راضی نمی‌کند. برای پاسخ به این سوال یک بیت از تنها غزل فروغ فرخ‌زاد را یادآوری می‌کنم که پیش‌تر برای شاعران دیگر نیز مثال زده‌ام:
تو درۀ بنفش غروبی که روز را
بر سینه می‌فشاری و خاموش می‌کنی
این بیت بدون توضیح اضافه‌ای، غرض اصلی از سخن را روشن می‌کند. گاهی تصویر، گاهی زبان، گاهی اندیشه، گاهی ساخت می‌توانند وجه ممتاز یک شعر یا یک بیت باشند، اما شاعری که همۀ این عناصر را در اوج تازگی یک‌جا جمع می‌کند، شعری می‌سراید که پس از گذشت چندین دهه هنوز تازه و موثر و ممتاز است.
به شعر این شاعر جوان باز می‌گردیم و علاوه بر مطالبی که اشاره شد، اشاره‌ای هم به اندیشۀ شعر می‌کنیم. شاعر معمولا در مراحل آغازین سرودن، حتی فکر و اندیشه‌اش نیز خواه و ناخواه متاثر از شعرهایی است که مطالعه کرده بنابراین حس می‌کنیم با سخن و تفکر تازه‌ای روبه‌رو نیستیم. اگر قرار است سخنی بگوییم که تازگی ندارد، مثل همان بیتی که از فروغ خواندیم و حرف اصلی آن سخنی مکرر است، بهتر این است که با ساختی نو، تصویری نو، بیانی نو، به آن تازگی ببخشیم تا شعرمان از سایر شعرها متمایز شود و در رتبۀ بالاتری بایستد. غزل این شاعر جوان امتیازی در هیچ‌یک از عناصر سازندۀ شعر ندارد و بسنده کردن شاعر به رعایت موسیقی (وزن و ردیف و قافیه) شعر او را از اعتلا و تمایز یافتن بازداشته است. احتمالا بیت آخر شعر ایرادی در تایپ دارد و آغاز بیت چنین است: در آرزوی مرگ ...
ضمن تحسین شاعر برای رعایت اصول بنیادین شعر و تسلط او به پردازش سالم نحوی و موسیقایی، پیشنهاد می‌شود اندک اندک خود را در فضاهای کشف و تجربه‌های نو قرار دهد تا غزل‌هایی بیش از این‌ها خوب، بنویسد و هرگز به کم‌ها رضایت ندهد.
با آرزوی موفقیت بیشتر برای ایشان.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۱
مجید طهماسبی » 8 روز پیش
سپاس

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.