فرصت رديف




عنوان مجموعه اشعار : جهان
شاعر : احمد نارویی


عنوان شعر اول : جهان
زندگی،با هر چه دیدی، جاوِدانی نیست، آری
اسم این زندانِ غُصه، زندِگانی نیست،آری

من چنان دیدم جهان را:خوش نبودن های بی حد
باغِ بی محصول مانده، ارغوانی نیست، آری

جنگ قومی؛جنگ نفتی،جنگ مذهب، سازِ نفرت
میزند بی رحم دنیا،مهربانی نیست، آری

این زمین دیگر نباشد، جای مهر و مهر ورزی
عشق مادی،عشق دیگر،آسمانی نیست، آری

دردِ دائم،درد دارد،درد دارم،درد داری
اسم این زندانِ غصه زندگانی نیست آری

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ..
.....
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
در اين نوبت، با شوق بسيار درباره‌ي سروده‌ي دوست جواني خواهم نوشت كه اهل يكي از كهن‌ترين اقليم‌هاي فرهنگي ايران‌زمين است و با 21سال سن، حدود يك سال سابقه‌ي سرودن دارد. علاوه بر اين سروده، آثار قبلي سراينده را نيز در پايگاه نقد شعر مرور كردم و قبل از هر چيز بايد به دو دليل، به ايشان تبريك بگويم. نخست اينكه اين مرور ابتدايي، من را به اين باور رساند كه دوست مستعدم، با مقوله‌ي وزن به شكلي دروني برخورد مي‌كند و اگرچه در برخي آثار قبلي، كاستي‌ها و لغزش‌هاي وزني هم داشته، هرگز خودش را به وزن‌هاي معمول و پركاربردي كه بيشتر غزل‌هاي فارسي در آنها نوشته مي‌شوند، محدود نكرده است؛ دوم اينكه سير پيشرفت سراينده در همين چند اثر، به‌خوبي مشهود است و بسياري از مشكلاتي كه در آثار قبلي وجود داشته، در آثار اخير، ديده نمي‌شود. از برطرف‌شدن كاستي‌ها‌ و لغزش‌ها‌ در وزن و قافيه و... كه بگذريم، يك نشانه‌ي بسيار مهم و ارزشمند ديگر هم در اين اثر ديده مي‌شود كه اگر فراگير و هميشگي شود، دوست جوان ما را در ساحت سرايشي بلندتري قرار خواهد داد؛ توجه به «عيني‌گرايي» و «جزء‌نگري» به عنوان مولفه‌هاي مهم شعر امروز؛ رويكردي كه بيش از همه‌جا در بيت‌هاي سوم و پنجم اين اثر مشهود است و مي‌تواند بيانگر وضعيت انسان امروز در بسياري از نقاط كره‌ي خاكي باشد. تا فراموش نكرده‌ام، بايد بگويم كه اين نگاه عيني و جزء‌نگرانه اگرچه در آموزه‌هاي نيما پررنگ شده و در نحله‌هاي ادبي گوناگون معاصر بر آن تاكيد شده، در سرزمين ما بي‌سابقه نيست. يكي از نمونه‌هاي شگفت و موفقي كه در ميراث ادبي ما قابل اشاره و سرمشق‌گيري‌ست، گونه‌ي شعري «ليكو»ست كه بيشتر، در ديار كهن سيستان و بلوچستان رواج دارد و معمولا هم به زبان بلوچي سروده مي‌شود. در اين گونه، ساده‌ترين لحظات زندگي به شكلي بسيار مختصر و مفيد اما در ژرفايي غريب، خوانش مي‌شوند و مخاطب درمي‌يابد كه هستي، مجموعه‌اي متراكم از لحظات بزرگي‌ست كه فقط با نگاهي متفاوت مي‌توان آنها را دريافت؛ پس ما هم مي‌توانيم چنين نگاهي را در مواجهه با تك‌تك لحظات زندگي و نيز در بيان آنها داشته باشيم؛ به اين شرط كه نگاه‌كردن را بياموزيم.
اما از نكات مثبت غزل پيش رو كه بگذريم، يكي از عوارض مشهود اين سروده، رديف آن است؛ رديفي كه ظاهرا نقشي تاكيدي در جملات بر عهده دارد اما نبايدهايي كه به اين اثر تحميل مي‌كند، بيش از بايدهايي‌ست كه شايد بتوانند حضور آن را در پايان هر بيت، توجيه كنند. يكي از اين تحميلات، لحن كلمه است؛ لحني پندآميز كه اگرچه زماني مي‌توانسته در ادبيات تعليمي، پذيرفته باشد، ديگر در روزگار ما چندان خوشايند مخاطب نيست؛ زيرا متضمن «من مي‌دانم و تو نمي‌داني‌»‌ست؛ قطعيتي كه در جهان نو، بارهاي بار در زندگي هر فرد نقض شده و دائما نيز در حال نقض‌شدن است. انسان روزگار ما در بهترين حالت، حاضر است پيشنهادها و خوانش‌هاي ما را بشنود يا بخواند و همزمان، به آنها بينديشد و چون‌وچرا كند. مخاطب در روزگار ما به دلايل تجربه‌هاي گوناگون، حاضر نيست جز تجربه‌هاي مسلّم و آزموده، چيزي را دربست بپذيرد؛ ضمن اينكه مي‌گويد من خودم هم حق دارم كه تجربه كنم. اما از لحن كه بگذريم، چنين رديف‌هايي در لفظ و زبان نيز پذيرفته نيست؛ چرا؟ زيرا استفاده از آنها با اصل اقتصاد كلمه و بهره‌وري از آن منافات دارد. اگر بپذيريم كه هر كلمه در يك متن، يك فرصت است، بايد ميزان بهره‌مندي مولف از اين فرصت‌ها را بسنجيم و اگر با بازده پاييني مواجه شديم، براي آن چاره‌اي بينديشيم. چنين كلماتي حتي ساختار متن را نيز دچار سستي و كم‌جاني مي‌كنند؛ مثل سرباز ناتواني كه مي‌تواند در يك دسته، محل نفوذ و سقوط باشد. اين را يادمان باشد كه رديف، بايد در متن، تنيده شود؛ به گونه‌اي كه نتوان به‌راحتي آن را جايگزين كرد، بدون اينكه جملات، دچار كاستي شوند. مثلا اگر در اين غزل من به جاي «آري» از خطاب «اي جان» به مخاطب استفاده كنم، چه آسيبي به اين سروده خواهد رسيد؟ خودتان به پاسخ اين پرسش و جايگزين‌هاي ديگر فكر كنيد!
قطعا و قاعدتا نكات ناگفته‌ي بسيار ديگري هم در اين اثر هست كه به دليل كمبود مجال، فرصت پرداختن به آنها را نداريم اما باز هم تاكيد مي‌كنم كه اگر دوست جوان ما همين روند پيشرفت را با مطالعه و پشتكار آگاهانه در تجربه‌ورزي ادامه دهد، قطعا روزبه‌روز شاهد آثار بهتري از او خواهيم بود. چنين باد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.