تحمیل واژه




عنوان مجموعه اشعار : اشعار اهورا آقاحسینی
شاعر : اهورا آقاحسینی


عنوان شعر اول : رباعی
یک بار دگر به خانه ی آن ها رفت
همرا خودش دوباره او تنها رفت
یک شیشه ی بطری و چراغی خاموش
با مرگ خودش به جانب یلدا رفت

عنوان شعر دوم : رباعی
کلاغ من به خانه اش رسید و باز
دوباره سمت لانه اش رسید و باز
تا راز کلاغ را به باران گفتم
اشکش به زیر چانه اش رسید و باز

عنوان شعر سوم : غزل
یک بار دگر یار یک با دگر
حرفی شده تکرار یک باردگر
همه جا با من است و می ماند
بر من شده سوار یک بار دگر
ای دوست شنیدی صدای قلبم را
این حرف داد و جار یک بار دگر
بر لبم آمد و چشمانم گفت
باید برود بر دار یک بار دگر
شعری که شروعش یک و آخر هم یک
شعری شده تکرار یک بار دگر
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
سروده‌های پیش رو و سن و سابقه‌ی سرودنتان، گواه قابل‌اعتمادی دال بر استعداد و توانایی شما در سرودن است. به استناد همین استعداد و توانایی بایستی شعر را جدی‌تر بگیرید و با کارورزی و مطالعه‌ی هدفمند گام‌های بلندتری را در این راه بردارید.
ابتکار، خلاقیت و نوع مواجهه‌ی شاعر با زبان در گونه‌های مختلف ادبی باعث می‌شود تا کلام، رنگ و بویی متفاوت پیدا کند. از این منظر توجه به قواعد هم‌نشینی و جانشینی ضروری است. به باور سوسور آوا و اندیشه، توده‌هاي بی‌شکلی هستند كه در ميان آن‌ها «صورت» به وجود می‌آيد،‌ این شکل‌گیری با استفاده از روابط جانشيني (غالباً بر اساس الگوهاي صرفي) و عناصر هم‌نشین (غالباً بر اساس الگوهاي نحوي) انجام می‌گيرد.
یکی از آسیب‌هایی که برای ردیف و قافیه برشمرده‌اند این است که اختیار ذهن سراینده را در دست بگیرد و متن را جهت‌دهی کند. این جهت‌دهی چه از منظر تأثیر بر سیر اتفاق‌های متن و چه از منظر تحمیل واژه یا واژه‌هایی به متن آسیب‌رسان خواهد بود. درعین‌حال در بسیاری از نوع‌های بیانی مثل بیان علمی، بیان گزارشی و به‌طورکلی بیان معیار (منظور نوع بیانی است که به‌طور روزمره به کار می‌گیریم به‌اضافه‌ی شکل نوشتاری آن) مقصود از قرار دادن واژه‌ها در کنار یکدیگر انتقال معنا است. بنابراین مراد خود بیان نیست این در حالی است که در شعر، خود بیان و چگونگی آن مقصود است. بنابراین موزون و مقفا شدن نثر، آن را به نظم تبدیل می‌کند و نه به شعر.
نکته‌ای که در همین ابتدا بایستی به آن اشاره کرد این است که به‌هیچ‌عنوان نباید اجازه بدهید تا قافیه و ردیف برای سیر روایی سروده‌ی شما تعیین تکلیف کند چراکه قافیه‌اندیشی شعر را به سمت استقلال بیت‌ها و ساختاری سست سوق خواهد داد.
شعر پس از نیما از روساختی اعم از واژه‌ها، ترکیب‌ها، توصیف‌ها، آهنگ، قافیه‌ها و... فراتر می‌رود و مجموعه‌ی عناصر تشکیل‌دهنده‌ی متن در ارتباطی ارگانیک، وحدت و هماهنگی دارند.
شاعر امروز از این‌رو ناگزیر است بیان معیار را برای سرودن برگزیند که بسیاری از واژه‌ها و ترکیب‌ها در نوع بیان گذشتگان اصلاً وجود خارجی نداشته‌اند و گذشتگان در دنیایی زندگی می‌کرده‌اند که بسیاری از اشیائی که امروزه با آن‌ها سروکار داریم در اختیار آن‌ها نبوده است. بنابراین بایستی بتوانید بیان معیار یعنی همان بیانی که روزمره از آن برای معنارسانی بهره می‌گیریم را به طرز صحیح و شایسته به کار ببرید.
دقت در انتخاب واژگان و ترکیب و تلفیق آن‌ها در محور جانشینی و نیز هم‌نشینی (چگونگی در کنار هم قرار گرفتن واژه‌ها)، تناسب معنایی و لفظی در حرکت سراینده به‌سوی خلق شیء هنری مکتوب بسیار مهم است.
در مصراع «یک بار دگر به خانه ی آن ها رفت» آنچه تا به آخر برای خواننده‌ی شعر در ابهام باقی می‌ماند این است که «آن‌ها» کیستند؟
در ارتباط با مصراع «یک شیشه ی بطری و چراغی خاموش» ترکیب «شیشه‌ی بطری» صحیح نیست و انتظار می‌رود که بعد از شیشه به محتوای شیشه اشاره شود مثل «شیشه‌ی آب».
در مصراع «با مرگ خودش به جانب یلدا رفت» و واژه‌ی «یلدا» لطفاً در نظر داشته باشید که این واژه پیش‌متن‌های بسیاری دارد و در اینجا بیش از آن‌که به فضاسازی مناسب برای استخدام این واژه و پیش‌متن‌های آن توجه شود، قافیه‌اندیشی شده است.
در بیت «کلاغ من به خانه اش رسید و باز/ دوباره سمت لانه اش رسید و باز» هر دو مصراع تکرار یکدیگرند و مصراع دوم حرف تازه‌تری را در مقایسه با مصراع پیشین ندارد.
در سروده‌ی دوم هم آنچه در ذهن سراینده بوده به شایستگی به متن ترجمه نشده و باز هم عدم توجه به پیش‌متن‌ها و فضاسازی باعث شده تا نفهمیم «راز کلاغ» چه بوده و چرا اشک کلاغ با دانستن آن راز به زیر چانه‌اش رسیده است؟!
سطح بیانی سروده‌ی سوم به‌مراتب از دو سروده‌ی قبلی پایین‌تر است و شاید از سروده‌های قدیمی‌تر این دوست جوان باشد. به هر رو، ردیف طولانی و رعایت قافیه باعث شده تا صرفاً واژه‌هایی به‌منظور پر کردن وزن، پیش از قافیه و ردیف قرار بگیرند و چنین عملکردی باعث شده تا سروده از معنارسانی عاجز باشد.
علاوه بر این سروده‌ی دوم و سوم دچار ایراد وزنی است.
به امید پیشرفت روزافزون شما.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۱
اهورا آقاحسینی » 8 روز پیش
خیلی ممنون.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.