این چرک‌واژه‌ها!



عنوان مجموعه اشعار : بی‌نام 2
عنوان شعر اول : شعر؟
انگار من بریدم از این ریسمان شعر
انگار من بریدم از این اتصال‌ها
این حجم سرد و خشک
این چرک‌واژه‌ها
حقا که شعر نیست


عنوان شعر دوم : بی‌پایان
صدها هزاران سوت در گوشم نشسته
حتما یکی پشت سر من
می‌گوید از من
مینا
حمیرا
زهرا و ناهید
اکرم
الهه
نه!
این سوت‌ها پایان ندارد
این نام‌ها دارد ادامه...


عنوان شعر سوم : مرثیه‌ای برای یک آبانی

رفتی و بعد پر زدن ناگهانی‌ات
هیچ اتفاق دگر ناگهان نبود
آبانیِ خموش من ای چارده بهار
«ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود»
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
باسلام.
شعر یک اتفاق است میان چندین کشف و کشف، درک جهان بینی شاعر از جهان هستی و جهان بینی، نوع نگرش منحصر به فرد شاعر با اتفاقات است برای همین شعر یک اتفاق است. حالا شاعری که که جهان بینی منحصر به فرد خود را نیابد به کشف نخواهد رسید و بدون کشف هیچ اتفاقی در شعر نمی افتد و بدون اتفاق، شعر که شعر نیست؛ تنها کلماتی ست که که پشت هم ردیف شده اند تا سطرهایی برای هیچ بسازند.

شعر اول شما:
شعر نیست همانگونه که خود به آن معترفید. سطرها بی اتفاق است آنهم با اشاره ضمیر اشاره به نزدیک معرفه "این":
"انگار من بریدم از این ریسمان شعر" که انگار خود شُبهه دارد که آیا بریدم یا نه و حالا از چه بریده اید از "این ریسمان شعر" و این ریسمان شعر دقیقا چیست؟ نمی دانیم! و باز تکرار "انگار من بریدم از این اتصال‌ها" از کدام اتصال ها؟ ریسمان شعر؟ خود ریسمان شعر چیست؟ نمی دانیم! "این حجم سرد و خشک" دوباره اشاره به نزدیک "این"! این حجم سرد و خشک چیست؟ اتصال ها؟ اتصال ها چه بود؟ ریسمان شعر؟ ریسمان شعر چیست؟ نمی دانیم!

در پایان اعتراف شاعر:
این چرک‌واژه‌ها
حقا که شعر نیست

بله این چرک واژه ها شعر نیست بلکه چرکنویس یک شعر است. دقیقا اگر روزی شعری بنویسید این سطرهای بلاتکلیف همان سطرهایی است که باید از شعرتان کنار بگذارید و حالا دقیقا این ها پیش روی ماست!

و اما شعر دوم:
صدها هزاران سوت در گوشم نشسته
حتما یکی پشت سر من
می‌گوید از من...
که شروع شعر گنگ است بدون حس تعلیق برای مخاطب که بگوید خب کشیده شده ام بعدش!
مینا
حمیرا
زهرا و ناهید
اکرم
الهه
نه!
اسم ها ردیف می شوند...

این سوت‌ها پایان ندارد
این نام‌ها دارد ادامه!

و هیچ دست مخاطب را نمی گیرد جز سطرهایی گنگ.

شعر سوم:
رفتی و بعد پر زدن ناگهانی‌ات
هیچ اتفاق دگر ناگهان نبود
تا اینجای شروع خوبی است که از وقتی تو ناگهان رفتی دیگر هیچ چیزی برای من ناگهانی نیست. در واقع انسان با تجربه اتفاقات بزرگتر دیگر برایش اتفاقات کوچکتر کم اهمیت به نظر می آید.

آبانیِ خموش من ای چارده بهار
اما دقیقا اینجای کار را خراب می کنید. وقتی قرار است سطری را تضمین کنید باید از آن سطر کم نکنید و این بیت شاهکار شکیبی اصفهانی حیف شده است:
شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم
«ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود»

در شما شاعری هست که باید بیدارش کنید و پرورشش دهید. بیشتر بخوانید و بیشتر به نوشتن ممارست بورزید.

منتقد : احمد امیرخلیلی

احمد امیرخلیلی شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.