به لطفت مرا می بهاری؟




عنوان مجموعه اشعار : مرا دوست داری؟
شاعر : آیدین قلی نژاد


عنوان شعر اول : مرا دوست داری؟
دوباره به #حُسنِ غزل هایِ جاری
نوشتم برایش :مرا دوست داری؟

_مرا این درختی که دیگر ندارم
در این خشک سالی نه برگی نه باری،

نوشتم اگر پاسخت هست آری
به قولِ تو آیا که هست اعتباری؟

اگر سوز آمد تنم سرد شد سرد
به آغوشِ گرمت مرا می فشاری؟

اگر که خزان زرد و بی بر ترم کرد
تو آیا به لطفت مرا می بهاری؟

اگر خشک شد خاک من ،در کنارم
تو می سازی از اشک خود جویباری؟

به جانم اگر آفت افتاد جلدی
به دست طبیبان مرا می سپاری؟

و روزی اگر شاخه ی من تبر شد
مرا کُشت با ضربت و زخم کاری

_تو آیا پس از باخبر گشتن از آن
مزارم می آیی و گُل می گذاری؟

دلم خوش بود اینکه نه را نگوید
ولی در جوابم نگفت آه!آری!

آیدین قلی نژاد

عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست خوش ذوق غزلسرا، آقاي آيدين قلي نژاد، غزل ارسالي شما را خواندم و به ذوقتان آفرين گفتم. دو نكته در مورد اين غزل بايد بگويم. غزل با زباني صميمي و روان آغاز مي شود:
دوباره به حُسنِ غزل هایِ جاری
نوشتم برایش :مرا دوست داری؟
شما كوشيده ايد در طول شعر اين زبان روان و صميمانه را حفظ كنيد كه در برخي ابيات موفق و در برخي ديگر ناموفق بوده ايد. همين امر سبب شده زبان شعر شما دچار دوگانگي و عدم يكدستي شود. در غزلي كه امروزي ست و به زبان امروز مردم نزديك است، ناگهان كلمه اي مثل «طبيبان» آورده ايد:

به جانم اگر آفت افتاد جلدی
به دست طبیبان مرا می سپاری؟
آن هم وقتي كه مصراع اولش كلمه ي تازه و نزديك به زبان محاوره اي مثل «جلدي»( به معناي فوري) را به كار برده ايد. و يا كاربرد فعل «بوَد» در اين مصراع كه زبان شعر را كهنه كرده است:
دلم خوش بود اینکه نه را نگوید...
نكته ي ديگر تلاشي ست كه شما براي نوآوري و هنجار شكني داشته ايد كه در جاي خود قابل تحسين است. اما بايد اين نكته را مد نظر داشته باشيد كه صرف هنجار شكني، شكستن و به هم ريختن قواعد و اصول دستوري و نحوي، نمي تواند ارزشمند باشد. شاعران گاهي آگاهانه اصول و چهارچوب هاي از پيش تعيين شده و دستور زبان را به هم مي ريزند و از اين رهگذر موفق به يك كشف تازه يا ساخت يك تركيب جديد و خلاقانه مي شوند. اين حركت اگر آگاهانه باشد و در عين حال زيبايي آفرين، از سوي مخاطبان پذيرفته مي شود اما اگر از سر ضعف و ناتواني شاعر در شناخت اصول و قواعد بوده و يا نتيجه ي آن منجر به زيباترشدن شعر نشود، كاري بيهوده است. در اين بيت:

اگر که خزان زرد و بی بر ترم کرد
تو آیا به لطفت مرا می بهاری؟
شما از كلمه ي «بهار» فعل «مي بهاري» را ساخته ايد. فعلي كه پيش از اين در زبان فارسي وجود نداشته و ابتكار شماست. اما آيا اين فعل، به اين شكل، مي تواند زيبا هم باشد؟ آيا مي توان به قياس آن فعل هاي ديگري چون: مي پاييزم/ مي تابستانم/ مي زمستانم را ساخت؟
در اشعار شاعران كهن و معاصر نمونه هاي زيادي از اين هنجارگريزي ها مي توان يافت كه برخي موفق اند و به دل مي نشينند و برخي نيز به شعر آسيب زده اند. براي آگاهي بيشتر شما و ديدن نمونه هاي بيشتر توصيه مي كنم كتاب «گونه هاي نوآوري در شعر معاصر/ كاووس حسن لي/ نشر ثالث» و نيز كتاب « ساختار زبان شعر امروز/ مصطفي علي پور/ نشر فردوس» را مطالعه كنيد. با آرزوي پويايي و شكوفايي بيشتر براي شما شاعر خوش ذوق.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۱
آیدین قلی نژاد » 9 روز پیش
سپاس گذارم از نقدتون،و همچنین بابت معرفی کتاب ،(اما كاربرد فعل «بوَد» در اين مصراع كه زبان شعر را كهنه كرده است: دلم خوش بود اینکه نه را نگوید...)) من بوَد ننوشتم بود نوشتم و تو تقطیع هم (بو دین که)تقطیش کردم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.