از همین ابتدای راه




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : زهره داوودی


عنوان شعر اول : رباعی پاییز
سرفصل نفس های غزل خیز آمد
با شعر و ترانه های لبریز آمد

گرما ته خط رسید و تابستان رفت
در را بگشا ...حضرت پاییز آمد

عنوان شعر دوم : -
ماهی لب تشنه ام ، تنها تو دریای منی
بیقرارم ، خسته ام ، تنها تو رویای منی

سالها در چشم تو دل را به دریا می زدم
بی خیال دیگران... تنها تو رویای منی

عنوان شعر سوم : درد
درمان اگر درد است درمان را نمی خواهم
آتش اگر ابر است باران را نمی خواهم

انگار هر لحظه تنم تکرار مردن هاست
می سوزم و سرد است این جان را نمی خواهم

یک عمر گفتم با خودم کوهم ، ولی ، سیمرغ
می گفت : من یک قاف لرزان را نمی خواهم

گاهی به جایی می رسد دردم که من حتی
زیبایی صد باغ و بستان را نمی خواهم

گفتی صبوری کن ، صبوری چاره ی درد است
درمان اگر درد است درمان را نمی خواهم
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
هر شاعری به انگیزۀ علاقه‌ای که در اوست، شعر بسیار می‌خواند و مطالعۀ شعر خواه و ناخواه بر ذهن‌های آماده‌ای که شیفته‌گی‌شان به کلمات و تخیل و احوال عاطفی بسیار است، اثرمی‌گذارد. از نشانه‌های این اثرگذاری، انعکاس جزییاتی از آن مطالعات، در شعر شاعر است. این جزییات گاهی در حد زبان و ترکیبات و نحو سخن است و گاه در عواطف و فضای فکری شعر نیز دیده می‌شود. اگر در شعر این شاعر جوان و کم‌سابقه مصداقی بخواهیم؛ در زبان به عبارت «صد باغ و بستان» و در فضای فکری و عاطفی به «صبوری چارۀ درد است» و «درمان را نمی‌خواهم»، «دل به دریای چشم یار زدن» می‌توان اشاره کرد. این تاثیرگرفتن‌ها برای شاعری با کمتر از یک سال تجربه، که در واقع در ابتدای راه است هیچ ایرادی ندارد اما خوب است که در همین آغاز راه توجه خود را بیش از دیگران، به خود و دریافت‌های شخصی خود معطوف بدارد تا در هنگام سرودن فضاهای فکری تازه را وارد شعر خود کند و ببیند که ورود تجربه‌های شخصی به شعر، کلمات تازه و شخصی‌تر را به شعر راه می‌دهد، آن‌گاه شعری نه مثل تمام شعرها، که مانند خود شاعر آفریده خواهد شد؛ شعری که می‌تواند سخن ناگفتۀ بسیاری از مردم باشد. پس در گام نخست بهتر است به این نکتۀ مهم توجه شود.
نکاتی جزیی‌تر در شعرها وجود دارد که عموما با دقت شاعر و مطالعۀ بیشتر او به تدریج و خود به خود رفع خواهد شد، با این حال به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
مثل بسیاری از شاعران امروز که در آغاز راه به زبان کم‌اعتنا هستند، این شاعر جوان نیز وسواسی در زبان و ساخت شعر نداشته است بنابراین پس از مصرع درخشان و خوش‌ساخت «سرفصل نفس‌های غزل‌خیز آمد»، به مصرع ساده و کم‌رمق «با شعر و ترانه‌های لبریز آمد» رضایت می‌دهد. علت کم‌رمق بودن این مصرع کلمات خنثایی است که بدون رابطه‌ای محکم کنار یکدیگر نشسته‌اند تا تنها موسیقی مصرع را تامین کنند. دقت کنیم که «شعر» و «ترانه» هر دو یک طیف معنایی را منتقل می‌کنند و حضور یکی‌شان در این مصرع کافی است. اگر این مصرع را با مصرع قبل مقایسه‌کنیم ارزش گزینش کلمات و ترکیب‌سازی‌های متضمن معانی بسیار را درک خواهیم کرد. سه کلمۀ ارزش‌دار از منظر انتقال بار معنایی در مصرع اول دیده می‌شود: «سرفصل»، «نفس‌ها»، «غزل‌خیز» و هریک از کلمات ربط‌های هنری قابل‌اعتنایی با هم برقرار کرده‌اند و در مجموع مصرع را در رتبه‌ای ارجمند نشانده‌اند، اما مصرع بعد؛ «شعر»، «ترانه» و «لبریز»، کلماتی هستند که علاوه بر تکراری بودن «شعر» و «ترانه»، ربط هنری نیز میان‌شان نیست و ضمنا صفت لبریز برای شعر و ترانه نیز صفت معنادار و پرمحتوایی نیست بنابراین مصرع دوم سست و خنثا شکل گرفته است. در مصرع بعد زبان از نظر نحوی کاستی دارد: «گرما ته خط رسید» جملۀ سالمی نیست. ما موظفیم ضمن رعایت وزن در شعرهای موزون، به ساخت دستوری جمله نیز توجه کرده و آن را به درستی رعایت کنیم. «گرما به ته خط رسید»؛ این جمله سالم است و البته باید در این صورت فکری به حال وزن مصرع کرد. بنابراین جابه‌جایی‌ها یا تغییراتی در این مصرع نیاز است تا ضمن اصلاح نحو، وزن آن نیز درست باشد.
در شعر دوم که دو بیت است و وزن رباعی یا دوبیتی ندارد، احتمالا شاعر در تایپ شعر کم‌توجهی کرده که قافیۀ رویا را دو بار به کار برده است. در این دو بیت شاعر میان مصرع‌ها و میان جملات هر مصرع، انسجامی از نظر معنا یا تصاویر ایجاد نکرده است. جملاتی عاطفی بدون شبکه‌سازی در کلام، کنار یکدیگر نشسته‌اند بنابراین از خوانش این دو بیت مخاطب با سخن شگفت یا تازه‌ای روبه‌رو نمی‌شود.
ماهی لب تشنه ام ، تنها تو دریای منی
بیقرارم ، خسته ام ، تنها تو رویای منی
همین وضعیت در شعر سوم که غزل است نیز دیده می‌شود.
در مجموع این شعرها که حاصل تجربۀ کوتاه‌مدت شاعرند، نشانه‌های روشن و درخشانی از استعداد شاعر با خود دارند که برای رسیدن به وضعیتی برتر، ضرورت دارد شاعر به جزییات زبان و به کشف‌های شخصی و شاعرانه بیشتر توجه کند. کشف‌هایی از این نوع: « می سوزم و سرد است این جان را نمی خواهم». جسارت شاعر در بیان سخن تازه، راه‌های تازه پیش روی شاعر و شعر او خواهد گشود.
با آرزوی موفقیت بیشتر برای ایشان.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۲
زهره داوودی » 5 روز پیش
با سلام با تشکر از نقدر دلسوزانه ی شما استاد بزرگوار. شعر دوم بیت آخر اشتباه تایپی بوده و باید جای کلمه ی (رویا) دنیا را می نوشتم. ممنون
فریبا یوسفی » 4 روز پیش
منتقد شعر
سلام. موفق باشید خانم داودی.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.