سرودن بیت از آخر به اول اشتباه است




عنوان مجموعه اشعار : ماهی فلس الماسی
شاعر : عبدالحسین میرشکاری


عنوان شعر اول : بی نام
ردّی از اهنگ شاد و عطر شیرین تو نیست
مثل اینکه باد هم دیگر خبر چین تو نیست

لا بلای دفتر بی مهری ات پژمرده شد_
لیلیِ قلبم ؛که این شب ها به بالین تو نیست

ماهیِ شوریدهٔ حسّاسِ من را پس مزن
گرچه همبازیِ بازیگوشِ دلفین تو نیست

آسمانم از کبوترهای شادی پُر شده
پس چرا بازم خبر ،از رقص شاهین تو نیست ؟

گفته ای دوری؛...ولی با این همه کم لطفی ات
راه و رسم دوستی اصلن در آ ئين تو نیست

من دعا کردم ولی شاید خدا هم خسته شد
چون که پایان دعا نجوای آمین تو نیست

#میرشکاری_عبدالحسین

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان میگویم!
شعرتان را با مطلع زیبایی شروع کرده‌اید؛ اگرچه روی برخی کلمات مصراع اول حرفهایی دارم؛ اما هنرمندانه و خوش لفظ است؛ به‌ویژه مصراع دوم که خوش نشسته است.
گاهی با خودم فکر می‌کنم کاش می‌شد انسان فقط همین یک بیت‌های خوب را از خودش به یادگار بگذارد. شاید فلسفه مفردات که در دیوان بسیاری از شاعران گذشته می بینیم همین باشد. همه پیام و اندیشه شعر در یک بیت زیبا خلاصه شده و دیگر لازم نیست که شاعر صغرا و کبرا ببافد؛ اما امروزه بیشتر به این گونه شعرها اتهام ناقص و ناتمام بودن زده می شود.
از بیت مطلع که بگذریم شاعر به جای اینکه دنبال طرح اندیشه یا بیان حرف و پیامش بوده باشد بیشتر به دنبال قافیه جور کردن افتاده است. همین است که کارش به استفاده از واژگان "دلفین و شاهین" و مواردی از این دست نیز کشیده که اصلاً هیچ ارتباطی به فضای این شعر ندارند. ضمن آنکه شاعر نتوانسته تصاویر خوبی با این کلمات بیافریند. بارها تآکید کرده‎ام شعر نویسی از آخر به اول، یعنی ابتدا انتخاب کلمات قافیه، سپس جمله‌ای ساختن یا بیتی سرودن کاری غلط است و نتیجه‌ای جز ابیات ساختگی و تصنعی و بی‌حس و حال نخواهد داشت. این رسم در بسیاری از بزرگان ادبیات فارسی وجود داشته و رایج بوده است(از خدا پنهان نیست از شما هم نباشد، هم اکنون هم خیلی‌ها با همین روش می‌سرایند). وقتی دارید غزل زیبایی از فلان شاعر نام‌آشنا و مشهور را می‌خوانید به ابیاتی می‌رسید که کاملاً مشخص است شاعر تلاش کرده تا از آن قافیه نامأنوس به‌صورت باری به‌هر جهت استفاده کند و بیتی بر ابیات غزلش بیفزاید. در حالی که می‌توانست همان غزل را با ۶ یا ۷ بیت با قافیه‌هایی زیبا و متناسب با فضای شعر به اتمام برساند. حیف که مجال مثال آوردن نیست ضمن آنکه سرمان درد نمی‌کند که پاپیچ برخی از به‌ظاهر غولهای ادبیات شویم و الا با مثال و شاهد دلیل می‎‌آوردم که این بیت‌های ضعیف و بی‌حس و حال، صرفا نتیجه سرودنِ از آخر به اول است و نه هیچ چیز دیگر.
این را گفتم که بدانید شما اولین نفر نیستید و آخرین نفر هم نخواهید بود. وقتی شاعر نداند که چه می‌خواهد بگوید نتیجه‌اش می‌شود بیتی شبیه این:
لابلای دفتر بی‌مهری‌ات پژمرده ‌شد لیلی قلبم که این شبها به‌بالین تو نیست
اولاً هیچ کدام از عناصر اصلی این بیت، همدیگر را پوشش نمی‌دهند و با هم در تناسب نیستند؛ ثانیاً مفهوم این بیت مشخص نیست و معلوم نمی‌کند چرا شاعر لقمه را چندین بار دور سر چرخانده و عاقبت هم سوراخ دهان را نیافته است.
یک بار می‌گوید لیلی قلبم پژمرده است! و بلافاصله در ابیات بعدی تاکید می‌کند که آسمان پر از کبوترهای شادی است و این، یعنی عدم رعایت محور عمودی در شعر.
آسمانم از کبوترهای شادی پر شده پس چرا بازم خبر رقص شاهین تو نیست
در همین بیت، شاعر اعتراف می‌کند که آسمان من از کبوترهای شادی پر است و قاعدتاً باید دعا کند که هیچ شاهین و عقابی به صید کبوترهای شادی‌اش نیاید، در حالی که مصراع دوم دقیقا برخلاف چنین آرزویی است و انگار شاعر عمداً سراغ صیاد را می گیرد.
کلمه "باز" اگرچه با شاهین از نظر معنایی ایجاد تناسب می‌کند(هر دو پرنده‌اند) اما کاربرد "بازهم" به صورت "بازم " یعنی به شکل محاوره، در یک شعر با ربان معیار درست نیست.
کوتاه سخن آنکه: امیدوارم ابتدا بدانید که می‌خواهید چه بگویید سپس مشخص کنید که آن پیام را چگونه و با چه شکلی و در چه قالبی بیان کنید. این در اولویت اول باید باشد.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۳
علی رضا احرامیان پور » پنجشنبه 02 آبان 1398
منتقد شعر
ممنون از لطف شما... حرف من هم دقیقا همین است که بین چیزی که شاعر در ذهنش آفریده تا چیزی که به ذهن مخاطب القا می شود دنیایی فاصله است . . در تاویل پذیری شعر باید حداقل یک برداشت سالم و نزدیک به ذهن برای مخاطب وجود داشته باشد و البته مخاطب بتواند در خوانش های دوباره و چند باره به برداشت های دیگر یا تاویل های نهان تر دست یابد.
عبدالحسین میرشکاری » دوشنبه 08 مهر 1398
مانده پژمرده شده اما بیت بعد هم کبوترهای شادی دامی ست برای چشمان صیاد معشوق ،مگر معشوق در ادبیات ما همیشه صیاد نبوده که با کمند و کمان ،عاشق را صید می کرده ماهی شوریده و دلفین بازیگوش در بیت بعدی و حتی بیت ماقبل اخر دوری در مصرع اول و دوستی در مصرع دوم یادآور ضرب المثل (دوری و دوستی) نیست فقط محض اگاهی سوال کردم درست ست ایماژها،ازکلاژهای همرنگ نیست اما تمامی تصاویر در امتداد حرف اصلی سروده شده
عبدالحسین میرشکاری » دوشنبه 08 مهر 1398
درودتان استاد احرامیان پور عزیز ،سپاس از نقد عالمانه جنابعالی ،اعتراضی خدای ناکرده به نقد شما ندارم اما حقیقتا چیزی ذهنم را مشغول کرده که اگر نپرسم به خودم جفا کرده ام آیا توسعات زبانی بیت دوم که نوعی آشنایی زدایی از تصویر گلبرگ های گلی ست که لای قرآن یا دفتر مانده با تصویر لیلی قلبم،که تصویری انتزاعی از قلبی ست که به واسطه عاطفه ولطافت به لیلی (حتی خود لیلی می تواند یادآور قصه لیلی و مجنون باشد)نمی تواند مضمونی در امتداد بیت اول به ذهن متبادر سازد به جای گلبرگ گل های رز،لیلی قلب لای دفتر بی مهر

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.