به‌سادگي




عنوان مجموعه اشعار : به سادگی
شاعر : احمد دَرّودی


تمام خاطرات را مرور کن به سادگی
عزیز من به خاطرم خطور کن به سادگی
دل رمیده ی مرا بگیر از غبار غم
شبیه سنگ سینه ات صبور کن به سادگی
اگرچه فصل های ما پر است از خزان ولی
بهار را حماسه ی حضور کن به سادگی
غزال من غزل بخوان در این هوای بی کسی
و شعر را سراسر از شعور کن به سادگی
غروب جمعه آمد و چه سخت گریه می کنم
تو را به جان مادرت ظهور کن به سادگی
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
اگرچه در فرم مشخصات سراينده آمده است كه بيش از پنج سال سابقه‌ي نوشتن دارند، به نظر مي‌رسد به دلايلي كه يكي از آنها مي‌تواند نقدنشدن آثار ايشان باشد، از اين مدت تجربه‌كردن، به اندازه كافي بهره نبرده باشند؛ البته بايد ديد كميت و كيفيت زماني كه صرف شعر كرده‌اند و مي‌كنند چقدر است؛ چه‌بسا كسي بتواند در يك سال به اندازه‌ي پنج سال براي ادبيات وقت و انرژي بگذارد و ديگري، برعكس.
با توجه به برجسته‌تربودن مواردي كه در موسيقي كناري اين غزل به چشم مي‌آيد، نخست به نكاتي درباره رديف و قافيه‌ي انتخابي اشاره مي‌كنم و سپس سراغ ساير موارد مي‌رويم.
اساسا شرايط و نحوه‌ي استفاده از قيد و خصوصا صفت در شعر، بسيار حساس و ظريف است؛ چراكه اين‌دو اگر به‌درستي به كار گرفته نشوند، «تصوير» را تبديل به «توصيف» مي‌كنند به گونه‌اي كه شاعر به جاي تلاش براي پردازش فضا و رسيدن به جزئياتي كه مي‌تواند مخاطب را در جايگاه نگريستن و داوري‌كردن قرار دهد، با تعابيري كلي، همه چيز را گزارش يا القا مي‌كند. حال اگر غزلسرايي كه در مرحله‌ي تجربه‌ورزي‌ست، محكوم به تكرار يك قيد يا صفت در رديف باشد، مشكلات بيشتري گريبانگير او خواهند شد؛ خصوصا اگر قيد مورد نظر، بار معنايي يكسويه‌اي داشته باشد و نتواند در جمله، نقش‌هاي گوناگون بازي كند.
در غزل بالا سراينده علاوه بر اينكه با مساله رديف مواجه بوده، در قافيه هم محدوديت داشته و به همين دليل، دچار مشكلات مضاعف شده است؛ مشكلاتي كه باعث شده در بيشتر بيت‌ها با لغزش و كاستي روبه‌رو باشيم.
نكته‌ي مهم ديگر اين است كه شايد به دليل تنگنايي كه قافيه و رديف براي سراينده ايجاد كرده، ارتباط عمودي خاصي بين ابيات مشاهده نمي‌شود و در حالي كه مخاطب در بيت اول تصور مي‌كند با يك عاشقانه‌ي صميمي طرف است كه در آن صحبت از «خاطرات» است، در بيت آخر به اين نتيجه مي‌رسد كه مخاطب غزل، موعود مقدس شيعيان است.
همين‌جا بد نيست به اين موضوع اشاره كنم كه در آثاري از اين دست كه با مقدسات سراينده و مخاطبانش پيوند دارد، «ادب تخاطب» مساله بسيار مهمي‌ست و يكي از دلايلي كه مخاطب تا بيت آخر متوجه نمي‌شود مخاطب سراينده كيست، استفاده از خطاب‌هاي رمانتيكي از قبيل «عزيز من» و «غزال من» است كه در اين فضا نمي‌تواند مناسب باشد.
با توجه به آنچه گفته شد، مخاطب پس از يك بار خواندن اين غزل، بار دوم آن را با ذهنيتي تازه خواهد خواند و پرسش‌هاي زيادي در ذهنش شكل خواهد گرفت؛ مثلا اينكه در مصراع اول «خاطرات»، كلي‌ست؛ صحبت از كدام خاطرات است؟ لحن مصراع دوم چه توجيهي دارد وقتي هم صميميت آن متناسب با مخاطب نيست و هم خواسته‌اي را بدون ادب تمنا مطرح مي‌كند؟ و... .
علاوه بر آنچه گفته شد برخي كاستي‌ها و لغزش‌هاي دستوري هم به ابيات، آسيب زده است كه خلاصه‌وار به آنها اشاره مي‌كنيم:
بيت دوم:
ـ «غبار» را از چيزي مي‌گيرند، نه برعكس.
ـ خواسته‌ايد بگوييد «شبيه دلت كه سنگ صبور است، دل من را هم صبوري ببخش» اما «سنگ سينه» تاويلات تشبيهي و استعاري منفي دارد (دلي كه از سنگ است)!
بيت سوم
ـ خواسته‌ايد بگوييد «با حماسه‌ي حضورت خزان‌هاي بسيار ما را تبديل به بهار كن» اما آنچه نوشته‌ايد، چيز ديگري‌ست؛ انگار مطالبه شما اين باشد كه بهاري كه وجود دارد تبديل به حماسه‌ي ظهور شود؛ در حالي كه در مصراع قبل گفته‌ايم فصل‌هاي ما پر از خزان است.
بيت چهارم:
ـ «سراسر از شعور» ساخت درستي نيست چون «از» اضافه است؛ شايد منظورتان «سرشار از شعور» بوده است.
ـ ارتباط افقي بيت ضعيف است؛ مثلا نسبت بين «بي‌كسي» و «شعور» چيست؟
بيت پنجم:
ـ اگرچه كاركرد رديف در اكثر ابيات، محكم نيست، به عنوان نمونه به كاركرد آن در بيت آخر اشاره مي‌كنم. آيا «ظهور» موضوعي «ساده» است؟ شايد مخاطب متوجه شود كه منظور شما اين بوده كه «انتظار بيش از اين براي منتظران سخت است» ولي آنچه نوشته‌ايد، معناي ديگري مي‌دهد كه با آموزه‌هاي شيعه درباره مقدمات ظهور مطابقت ندارد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۲
احمد دَرّودی » یکشنبه 02 مهر 1396
بسیار سپاسگزارم تازه متوجه شدم از شعر هیچ چیز نمی دانم. بسیار آموختم.
ابراهیم اسماعیلی اراضی » دوشنبه 03 مهر 1396
منتقد شعر
درود بر شما آقاي درودي عزيز. البته كه خيلي چيزها مي‌دانيد؛ اميدوارم در كنار همديگر بيشتر بياموزيم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.