ظرفیت‌های پنهان




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
از آن‌رو، رو گرفته‌ست آسمان از مردم عالَم
که سو تا سو نمی‌بیند، مگر نامردِ نامحرم

شبستانِ جهان را راهِ بیرون‌رفت، مسدود است
به ‌تاریکی، ‌دچاریم و دریغ از جلوه‌ای مرهم

گرفتارانِ اُفتیم و به پایینْ مبتلایانیم
هواجویانِ ناکامِ زمین‌گیرِ به‌اسم‌ْآدم

از آن‌رو، دست شسته‌ست آسمان از ما زمینگیران
که دارد قلب‌هامان هم زمینی میشود کم‌کم

زمینْ‌آلوده‌‌ایم و نیست ما را همّتِ تطهیر
وگرنه میتوان از پافشاری، یافتنْ زمزم

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : صالح دروند
در این مجال به خواندن و بررسی غزلی از دوستی جوان خواهم نشست که سابقه‌ای طولانی در پایگاه نقد شعر دارد و سروده‌هایش بارها توسط دوستان منتقد مورد واکاوی قرار گرفته است. باید اعتراف کنم که زبان این شعر، بسیار سخته‌ و پخته‌تر از سن سرایندۀ آن می‌نماید. قصد دارم از این نکته به‌عنوان خصوصیتی مثبت یاد کنم، چرا که گمان می‌کنم شاعر توانسته است زبان شعر خود را از کوچۀ واژگان محدود دم دستی، به شاهراه تنوع کلمات فارسی وارد کند و هر آن‌چه شعر می‌خواهد را مقابل دیدگانش بگذارد. تنوع دایرۀ واژگانی اما تنها موفقیتی نیست که از این رهگذر به نام شعر مورد بحث ثبت شده است؛ تناسب‌های لفظی و معنایی، به شرحی که در ادامه خواهم گفت، از سویی آهنگ بیرونی کلام را غنا بخشیده‌اند و از سویی موجد لایه‌هایی پنهان در این شعر شده‌اند و ظرفیت‌های تازۀ معنایی و تصویری پدید آورده‌اند. در ادامه، بیت بیت به تماشای آن‌چه در این غزل کوتاه اتفاق افتاده است، خواهیم نشست:
«از آن‌رو، رو گرفته‌ست آسمان از مردم عالَم
که سو تا سو نمی‌بیند، مگر نامردِ نامحرم»
تکرار، راز زبان پرطنطنه و آهنگینی‌ست که شاعر توانسته است در این بیت و دیگر ابیات غزلش به‌وجود آورد. در همان ابتدای شعر، تکرارِ «رو» بارِ این وظیفه را به‌عهده گرفته است. اگر به ظرافت‌های زبانی شعر روی‌آور باشید، خواهید دانست که نقشِ این تکرار، تنها در همین‌جا منقطع و خلاصه نمی‌شود؛ بلکه دست‌کم از دو جهتِ دیگر نیز در این بیت نقش‌آفرین بوده است. اولی، تقابل این تکرار در مصراع دوم است؛ مقابل قرار گرفتن «رو» در مصراع نخست و «سو» در مصراع دوم، آهنگی وجدآور به بیت بخشیده است. از طرفی دیگر، هم‌جنس نبودنِ آن با «رو»ی دوم، همچنین قابل تأویل بودن معنایی‌اش در «از آن رو» به آن، بُعد بخشیده است: 1- از آن «جهت» آسمان از مردم عالم رو گرفته است که جز نامرد نامحرم نمی‌بیند. 2- آسمان از آن «رو=صورت» رو گرفته است، یعنی از مردم عالم؛ چرا که سو تا سو جر نامردِ نامحرم نمی‌بیند.
این قدرت زبان است که می‌تواند لایه‌های معنایی و تصویری متعددی در شعر ایجاد کند، گاه حتی اگر شاعر خود ندانسته باشد!
«شبستانِ جهان را راهِ بیرون‌رفت، مسدود است
به ‌تاریکی، ‌دچاریم و دریغ از جلوه‌ای مرهم»
در این بیت نیز، شاعر توانسته است ظرفیت موسیقایی تکرار را درست همانند بیت پیشین، این‌بار با پشت سر هم قرار دادن «را» و «راه» در مصراع نخستِ آن گسترش دهد. لازم است که بگویم واحدِ «جلوه» برای «مرهم» به هیچ وجه خوش ننشسته است و توجیهی نیافته است، اگرچه شاعر آن را در مقابل تاریکی آورده باشد.
«گرفتارانِ اُفتیم و به پایینْ مبتلایانیم
هواجویانِ ناکامِ زمین‌گیرِ به‌اسم‌ْآدم»
در این بیت نیز از نظر آهنگ کلام، با اجرای گوش‌نوازی مواجه‌ایم. از یک سو واج‌آرایی مصوت بلندِ «آ» به این امر یاری رسانده است و از جانبی دیگر، تنسیق صفات در مصراع دوم، کلام را بی‌اندازه آهنگین کرده است.
«از آن‌رو، دست شسته‌ست آسمان از ما زمینگیران
که دارد قلب‌هامان هم زمینی میشود کم‌کم»
در این بیت، همان اتفاقی که برای دومعناییِ «رو» در ترکیبِ «از آن رو» در مطلع غزل اتفاق افتاده است، تکرار می‌شود. دیگرباره در این مورد، ظرفیت دومی نیز از تناسب آن با دیگر کلمات، مورد توجه شاعر بوده است؛ در کنار هم قرار گرفتنِ «رو»، «دست» و «شستن»، بُعد دیگری به کلام می‌بخشد و «دست و رو شستن» را نیز به ذهن متبادر می‌کند.
«زمینْ‌آلوده‌‌ایم و نیست ما را همّتِ تطهیر
وگرنه میتوان از پافشاری، یافتنْ زمزم»
این بیت، با توجه به مضمونی که شاعر تلاش کرده است به آن اشاره کند، و در مقایسه با زبان نسبتاً سالم بیت‌های پیشین، دچار تکلّف شده است. در مصراع دوم، زبان به‌کلی از طبیعت قابل پذیرش خارج شده و «چه گفتن» بر «چگونه گفتن» ترجیح داده شده است، در صورتی که در سراسر غزل تعادلی نسبی میان این دو وجه برقرار بوده است.
نکته‌ای که در این بیت برجسته‌تر از دیگر نکاتِ قابل بیان به چشم می‌خورد، علاقۀ شاعر به استفاده از ظرفیتِ ترکیب‌سازی است. ترکیبِ «زمین‌آلوده» نمونۀ موجود در این بیت است و نمونه‌هایی در ابیات دیگر نیز برای کشف این میلِ شاعر می‌توان یافت. هرگز قصد ندارم این تلاش را، بدون درنظر گرفتنِ توفیق یا عدم توفیق آن در اثر، مورد ستایش یا نکوهش قرار دهم. بی‌شک هر تلاش زبانی، اگر در بستری مهیا و با پرداختی موفق همراه باشد، به منزل دلخواه خواهد رسید و در غیر این‌صورت خیر. در این مورد، به زعم من منطق زبانی‌تان، بستر مناسبی را برای تجربه‌های زبانی این‌چنینی در اختیارتان قرار می‌دهد.
در پایان لازم است، با توجه به این‌که در این نقد با نگاهی فرمالیستی با شعرتان مقابل نشستم، نکته‌ای خارج از این چارچوب را نیز خدمتتان عرض کنم. اگرچه تمایلتان به بیان مضامین والای انسانی و تلاش برای بازگو کردن آن‌چه که وظیفۀ اخلاقی خود می‌دانید را می‌ستایم، اما همواره در شعرتان، وجه هنری اثر را مقابل نظر داشته باشید و از شعرتان در برابر درغلتیدن به ورطۀ شعار مراقبت کنید.

منتقد : صالح دروند

صالح دُروند، غزل‌سرا، کارشناس ادبی و مدرس دانشگاه، سال 1360 در گرگان متولد شد. وی از سال 1378 شروع به فعالیت ادبی کرد و از همان ابتدا به سرودن شعر در قالب غزل پرداخت. عمده فعالیت و مطالعات وی تاکنون پیرامون همین قالب شعری بوده است.



دیدگاه ها - ۱
فرهاد امیدی » پنجشنبه 28 شهریور 1398
هم از شعر و هم از نقد بسیار لذت بردم , از هر دو بزرگوار سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.