بیت‌هایی که از آخر به اول سروده شده‌اند




عنوان مجموعه اشعار : هادی برگ
شاعر : محمدرضا هادی نیا


عنوان شعر اول : کویر
کویر
کویر لوطم و هر روز تشنه می مانم
گناه من فقط این بوده که بیابانم

به آسمان زده ام زُل، دو دست بر بالا
در آرزویِ فقط بوسه ای ز بارانم

شکسته زورق و آواره مانده در دریا
که در محاصره موجها و طوفانم

برایِ یافتن آنچه را که می خواهم
کنون مسافر شهر وسیعِ کرمانم

سپاهیان قجر، پشت شهر کرمانند
محاصره شده، مانند لطفعلی خانم

به غیر ناله مگر کار دیگری هم هست
شبیه یک نی جا مانده از نیستانم

چه انتظار توان داشت از چنین وضعی
به مرگ خورده گره زندگانی و جانم

شب سیاه و منِ دلشکسته ی ساده
سراغِ یافتن آفتاب تابانم

اگر که " هادیم" و راه می نمایانم
ولی نشسته ی در خانه ی غریبانم


عنوان شعر دوم : دلواپس
ُکشتی مرا با چشم، یعنی قتلگاهت
با من نگو اینکه چه کرده، رویِ ماهت

از من تمامِ لحظه ها دلگیر بودی
با دیگران می دیدم امّا سر براهت

صوفی شدم، از غیرِ عشقت دل بریدم
جا خوش نمودم روز و شب در خانقاهت

روزم سیاه است و تمام روزگارم
از دستِ موهایِ پریشان و سیاهت

ترسم که خیلی دیر باشد روزگاری
پی برده باشی بر تمامِ اشتباهت

ای نازنین دلبخواهم ناز کن ،ناز
من می خرم با جان و مالِ دلبخواهت

دلواپسم از این همه ظلمی که کردی
اینکه چه خواهی کرد با بارِ گناهت

بی شک عزیز مصر دنیا گشت " هادی"
از لحظه ای که کرده جا در قعرِ چاهت


عنوان شعر سوم : امانت سبز
آب و هوا و خاک که همواره یارِ ماست
این روزها به شکلِ عجیبی دچار ماست

رفتار ناپسند و جفا با محیطِ زیست
مصداقِ ناسپاسی و از انتحارِ ماست

فردا زمین برایِ خبر وا کند دهان
آن روز، روزِ سختِ دل آزار و زار ماست

با آب زنده ایم و یقین بی وجود آن
معلوم نیست اینکه چه در انتظار ماست

مأمور گشته ایم به آبادی زمین
افسوس که خرابیِ آن یادگارِ ماست

خاک و زمین و هر چه در او آفریده اند
عین امانتی است که در اختیار ماست

وقتی مَلَک به خاک و زمین سجده می کند
پاکی آن وظیفه ی پُر افتخار ماست

هرگز به شاخه ای و درختی ضرر مزن
لا تقطعوالثمار از آموزگارِ ماست

از خویش یادگار، نهالی بجا گذار
چون ماندنی ترین اثر ماندگار ماست

حفظِ محیطِ زیست، مساویِ زندگی است
دنیا بدون سبزی و پاکی مزار ماست

دنیای با طراوات و سرسبز و پُر نشاط
رکنِ رکین توسعه ی پایدار ماست

در سطر سطرِ برگ طبیعت چو بنگری
آیینه هایِ معرفتِ کردگارِ ماست

بی دوستی بهار چو پاییز می شود
پاییز با وجود محبت بهارِ ماست

از دود و تیرگی زمین می توان رهید
تنها نیازمند کمی پشتکارِ ماست

باید که پاسدار هوا، آب و خاک شد
همچون که آب و خاک و هوا پاسدار ماست

باید به آب و خاک و زمین جان تازه داد
زیرا زمین چو مادر و دار و ندارِ ماست

با یک محیطِ زیستِ زیباست " هادیا"
بالاتر از بهشتِ برین روزگارِ ماست
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
سه غزل برای نقد از این شاعر دریافت کرده ایم که ای کاش یک شعر ارسال شده بود تا بتوان مفصل‌تر روی آن حرف زد و بیت بیت آن مورد واکاوی قرار گیرد و مجبور نباشیم برای رعایت وقت و تعداد کلمات، مطالب کلی را بیان کنیم. بااین حال نکاتی هر چند کوتاه و مختصر درمورد هر سه غزل طرح می‌شود.
غزل اول:
مهمترین چالش این غزل، قافیه‌زدگی آن است. این عادت غلطی است که وقتی یک مصراع(چه جوششی باشد و چه کوششی) نوشته می شود برای ادامه مسیر، شاعر، قافیه ها را کنار کاغذ شعر بنویسد و بعد برای هر قافیه بیتی نوشته شود. این دقیقاً پیمودن مسیر از آخر به اول است و نتیجه چنین روشی اولاً بیت های بریده بریده است که در پیوند و ارتباط عمودی ضعیف می نمایاند ثانیاً در اغلب موارد، شعر به اطناب کشیده می‌شود چون شاعر تلاش می‌کند همه یا حداکثر کلمات قافیه را به شعر تبدیل کند.
بهترین روش ممکن این است که ابتدا طرح کلی یا اتود اولیه شعر (از نظر موضوع) در ذهن پرورانده شود و مبدا و مقصد یا ابتدا و انتهای آن را حتی به شکل نه کاملاً واضح مشخص کرد و بعد در راستای این موضوع کلی، بیت بیت یا جمله به جمله و بخش بخش، حرف یا اندیشه اصلی را به شکل موزون و مقفی و مردّف و البته خیال انگیز و عاطفی بیان کرد.
تصور کنید می‌خواهیم از کسی به کسی دیگر یا حتی به خود او شکایت ببریم. برای چنین کاری لازم است ابتدا با خود مرور کنیم که مثلاً پس از سلام و احوالپرسی چه حرف‌هایی را با او در میان بگذاریم. به عنوان مثال از رسم وفا و دوستی خواهیم گفت و اینکه انتظار من از تو چیزی فراتر از این بوده است. حتی می شود کارهای خوبی که برایش انجام داده ایم را به او یادآوری کنیم و دست آخر بگوییم عمل تو مصداق بی‌وفایی بود و ابراز امیدواری کنیم که چنین رفتاری از او تکرار نشود و از خدا بخواهیم این رابطه مثل همیشه خوب و صمیمی و دوست داشتنی باشد. این شاکله چند قسمتی را شاعر به چند بیت شعر تبدیل می‌کند. فراموش نکنید که چنین چینشی هرگز با جوششی بودن شعر منافات ندارد و لطمه‌ای به آن نخواهد زد. با مشخص شدن موضوع و حرف‌هایی که قرار است در کلیت یک شعر بیان شود، ارتباط عمودی در شعر، ساختارمند و منطقی خواهد بود؛ بدون آن که تا این مرحله اصلاً به قوافی و کلمات و واژگان توجهی کرده باشیم. خلاصه آنچه تا اینجا بیان شد این است که اندیشه، مقدم یر قافیه است. ابتدا مشخص کنید که چه بگویید؛آنگاه قافیه یا خودش به تعاقب جمله سر زبانتان می‌آید یا آن را به تناسب جمله و ...پیدا و انتخاب خواهید کرد.
نکته دیگر اینکه در این شعر در بیت اول، کلمه کویر و بیابان قرابت معنایی دارند. با این توضیح که کویر بودن حالتی شدیدتر از بیابانی بودن است. وقتی یکبار می‌گویید کویر، دیگر چه ضرورتی دارد که بیابان بودن را نیز مطرح کنید. ضمن آنکه تصویر زورق و کشتی شکسته بعد از کویر لوط و بیابان و بی‌آبی آیا می‌تواند تصویر خوبی باشد؟
غزل دوم:
غزل دوم از نظر قافیه‌ها و ارتباط عمودی منسجم‌تر از اولی است. تنها از نظر زبان مانند شعر اول خیلی به‌روز نیست.
در بیت نخست شاعر از کشته شده خودش حرف می زند اما در قافیه، از "قتلگاهت" استفاده می‌کند که در اصل باید می‌گفت" قتلگاهم"؛ چون خودش کشته شده است پس این قتلگاه اوست نه قاتل.
بیت ششم نیز از نظر دستوری درست نیست. معنی بیت این است که ای نازنین! با جان و مالم ناز تو را می‌خرم؛ اما معلوم نیست ضمیر "ت" در" دلبخواهت" چه نقشی دارد. ضمن اینکه قافیه دلبخواه مناسب این بیت نیست چون جان و مال دلبخواه معنی درستی نمی‌دهد.
غزل سوم:
در این شعر، زبان شعری شما بیش از حد شعارگونه شده است. مخاطب انتظار دارد با یک اثر ادبی با همه مختصاتش مواجه باشد نه آنکه یک مقاله منظوم را بخواند. توجه به مقوله‌هایی مثل حفاظت محیط زیست یا درختکاری و صرفه‌جویی در آب بسیار خوب است اما این کار نویسنده مقالات علمی است. تفاوت ما به عنوان شاعر با دیگر نویسندگان در این است که چنین موضوعاتی را در ساختار ادبی و تصویری با بیانی غیر مستقیم و خلاقانه ارائه دهیم. با این توصیف این نوشته را خالی از عناصر شاعرانه می دانم هرچند ظواهر شعر یعنی وزن قافیه و ردیف و قالب غزل بر آن حاکم است.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.