انگار حرف مرد یکی است




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
این‌‌دفعه نیز نوبت من نیست، با احتمال این‌همه‌ْ درصد
من یک شماره‌ام وسط صف، تا آن بلندگو چه بخواهد

از رنده ساختند جهان را، در شیب تند سرسره ای گیج
کاهیده‌ می‌شویم به شدت وقتی که می‌رسیم به مقصد

در این زوال‌شهرِ روباتیک، انسان چه‌کار می‌کند آخر؟!
اینجا مگر دوام میارد آن حجمِ شبهه‌ناک مردد؟

در ذهنمان، درشت نوشتند: در انتشار خویش بکوشید!
لولیده‌ایم در هم از این رو، با شوق یک شروع مجدد

آری بزا! بزا که بزایند زاییده‌هات، ذرّیه‌ات را
این نسلِ باردارِ اسف‌بار، بگذار تا ادامه بیابد

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم
خوشحالم که بار دیگر توفیق یافتم درباره شعر یکی از جوان‌های مستعد، پرشور و آینده‎‌دار شعر معاصر نکاتی مختصر یادآور شوم.
بی‌تردید هر کدام از ما در تلاشیم تا خود را از چنبره مفاهیم تکراری، قالب‌های قدیمی و حرف‌های هزاربار گفته شده رهایی ببخشیم. اصولاً انسان همواره به دنبال تازگی و نو شدن است ازهمین رو بزرگان ما گفتند که "سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر".
برخی این نوآوری را در قالب و فرم شعر می‌بینند. بنابر این، هر از گاهی می بینیم که فلان شاعر بیانیه‌ای داده و قالب یا گونه‌ای نو را معرفی می‎کند؛ به قول معروف، ژانری تازه یا جریانی نوپدید بر ادبیات هزارتوی فارسی می‌افزاید. در پژوهشی که برادر ارجمندم و شاعر و محقق گرامی جناب دکتر بهمن ساکی گرد آورده، هزاران جریان نو و نحله ادبی معرفی شده‌است که برخی از آنها تنها یک دنباله‌رو دارد که همان مبدع یا مبتکر آن گونه ادبی است.
برخی دیگر تلاش می‌کنند در زبان نوآوری‌هایی ارائه دهند تا سخن و بیانشان مانند شاعران قرن‌های گذشته نباشد یا کمتر شباهتی به آن داشته باشد. گروهی دیگر در تصویر و تخیل دست به کار خلاقیت و نوآوری می‌زنند و خلاصه هر کس به قدر همت خود تلاش می‌کند متفاوت‌تر، به‌روزتر، خاص‌تر و گاهی عجیب و غریب‌تر سخن بگوید، شعر بنویسد و روایت کند. این به‌روز بودن در سایر جنبه‌های زندگی ما به مراتب وجود دارد و صزف سخن گفتن و نوشتن نیست؛ پس با این مقدمه نسبتاً بلند، می‌پذیریم که شاعر این ابیات به دنبال تازگی و نو شدن باشد و نخواهد شعرش پهلو به پهلوی ادبیات هزار ساله بزند؛ اما نکته اینجاست که حد و مرز این تفاوت کجاست و به قول علما حدّیَقِف آن چیست؟
باید بدانیم که مخاطب نوشته‌های ما دوستداران شعرند و شعر مختصاتی دارد که با بیان‌ها و نوشته‌های دیگر متفاوت است. در شعر عاطفه حرف نخست را می‌زند و تخیل و تصویر نیز. اندیشه یا محتوا اگرچه مهم است و انسان تا زمانی که حرف اساسی برای گفتن ندارد نباید دست به قلم شود؛ اما اندیشه را می‌توان در قالب نثر یا متن ادبی یا خاطره و بیانیه یا مانیفست و هر چیز دیگر ارائه داد؛ اما وقتی انتخاب می‌کنیم که شعر بنویسیم باید به ظرافت و لطافت ویژه این هنر دوست داشتنی احترام بگذاریم.
کوتاه سخن اینکه این قطعه به ظاهر شعر است یعنی مقفی و مردف و حتی اندیشه‌ورز است اما علیرغم پویایی در کلام، غنای اندیشه، تازگی و نو بودن عناصر و واژگان و محاسن دیگری که گفتیم و نگفتیم از عاطفه شاعرانه و لطافت و ظرافت ادبی و شعری اگر نگویم بی‌بهره است معتقدم کم بهره برده و لذا چنین اثری آنچنان که باید و شاید به دل نمی‌نشیند؛ گویی این کلمات و واژگان و عناصر برای منظور دیگری جز شعر ساخته شده‌اند.
کاش جوابی برای این معما می‌یافتم. این تکرار حرف گذشته‌ام بود و متاسفم که دوباره‌گویی کردم ( در نقد دوباره) چون همان نقص را بی کم و کاست مشاهده کردم و من مانده‌ام کسی با این حد از توانایی یا مهارت در چینش کلمات، این توانمندی در موسیقی و این ذوق سرشار چرا عاطفی‌تر سخن نمی‌گوید و چرا شعرش اینگونه است.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.