ارائه‌ي درست، شرط انتقال محتواست




عنوان مجموعه اشعار : شادی زارهای شبانه
شاعر : علی نظری سرمازه


عنوان شعر اول : ...ماشینیست...
جزئی نگرانیم که از کل خبری نیست/
از جاده ی ابریشم و از پل خبری نیست/
شمع و جک و پروانه و دل-کو؟ !همه جمعند/
افسوس که از بلبل و از گل خبری نیست/

عنوان شعر دوم : ...صوت آب و آواز...
خوشا ایران و نیمی از حهانش/
خوشا زاینده رود نیمه جانش/
خوشا روزی که صوت آب و آواز/
بپیچد در ترافیک روانش/

عنوان شعر سوم : ...دررونق تجارت...
بگذار تا ببلعم از دود این حیابان/
این طور ادامه یابد نابود این خیابان/
باید سهیم باشم در رونق تجارت/
وقتی برای بعضی پرسود این خیابان/
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
مدت زيادي از اولين نوبتي كه درباره‌ي يكي از سروده‌هاي دوست گرامي‌مان نوشته‌ام، نمي‌گذرد و نمي‌دانم آثار تازه‌اي كه فرستاده‌اند را بعد از خواندن نظرات من و همكارانم در پايگاه نقد شعر سروده‌اند يا همه‌ي اينها سروده‌هايي از قبل است و هنوز نمي‌توان و نبايد تاثيرات نقد و نظرهاي مطرح‌شده در پايگاه را در آثار ايشان رصد كرد و به دنبال تغييرات مثبت بود. اما نكته‌ي مهمي وجود دارد كه من را به ايجاد چنين تغييراتي بسيار دلگرم مي‌كند؛ اينكه وقتي نقدهاي قبلي بر آثار سراينده را مرور كردم، متوجه شدم كه ايشان با وجود سن بيشتر، در قبال تك‌تك نقدها از منتقدان پايگاه سپاسگزاري كرده‌اند و همين رفتار، نشان مي‌دهد كه مشتاق دانستن و پذيراي نظرات منصفانه ـ اگرچه منفي ـ هستند؛ رفتاري كه مي‌تواند الگوي رفتاري برخي سرايندگان جوان‌تر و كم‌سابقه‌تر و حتي شاعران باسابقه و نيز علاقه‌منداني همچون من قرار گيرد.
در نوبت قبلي به برخي نكات مهم و لازم براي رسيدن به سطح مقبولي از سرايش، اشاره كردم. در اين نوبت سعي مي‌كنم علاوه بر پرداختن به نكاتي ديگر، برخي از موارد قبلي را نيز با اشاره به مصاديق، مرور كنم.
يكي از موارد مهمي كه در آثار سراينده جلب توجه مي‌كند، اين است كه معمولا براي ارائه‌ي درست، دقيق و زيباي محتوا، وسواس چنداني ندارد. قاعدتا بخشي از اين تساهل كه ريشه در «نتوانستن» دارد ـ و كم‌وبيش در آثار همه‌ي ما هم هست ـ به‌مرور و با تمرين و مطالعه، كمرنگ‌تر مي‌شود اما اگر دليل اين كاستي‌ها و لغزش‌ها، «نخواستن» باشد، ماجرا فرق مي‌كند؛ نخواستني كه مي‌تواند در «ندانستن» يا «اهميت‌ندادن» ريشه داشته باشد. در سه اثر پيش رو كه يكي از آنها «دوبيتي» و دو تا از آنها «دو بيت» هستند، بيش از هر چيز، با دغدغه‌ي سراينده براي گفتن برخي حرف‌هاي مهم مواجهيم اما ـ به هر دليل ـ بيشتر اين حرف‌ها درست و دقيق و زيبا زده نشده‌اند؛ درست مثل اينكه شما محصولي به ديگران ارائه كنيد كه حاصل تركيب چند ماده‌ي بسيار مفيد باشد كه نه‌تنها نسبتي با هم ندارند بلكه هر كدام از آنها نقصي هم در خود دارد. اثر اول كه قاعدتا عنوانش بايد «ماشينيسم» (وجه مصدري) و نه «ماشينيست» (وجه وصفي) باشد، از همان آغاز، دچار چنين كاستي‌اي هست. «جزئی نگرانیم که از کل، خبری نیست» يعني چه؟ وقتي مي‌گوييم «نگرانيم» يعني داريم درباره‌ي يك جمع صحبت مي‌كنيم؛ آيا خود اين «جمع» يك جزء است؟ با چنين فرضي، در «جزئي نگرانيم» اشكالي وجود ندارد؛ به اين شرط كه مثلا در ادامه متوجه شويم كه اين جمع، خود جزئي از يك كل بزرگ‌تر است و همه‌ي اين جمع، نگرانند. اما وقتي در ادامه‌ي مصراع مي‌خوانيم «كه از كل خبري نيست» و به نتيجه‌ي مشخصي نمي‌رسيم، شروع به گمانه‌زني مي‌كنيم. مثلا من به اين نتيجه مي‌رسم كه سراينده مي‌خواسته چيزي قريب به اين مضمون بگويد كه ما «اجزائي نگرانيم كه از «كل»شدن‌مان (به‌هم‌پيوستن‌مان) خبري نيست» و خب چنين برداشتي، همان چيزي نيست كه سراينده گفته است. در چنين وضعيتي چه بايد كرد؟ آيا من مخاطب بايد اصل را بر برداشت خودم بگذارم يا آنچه سروده شده؟ قاعدتا سراينده نيز همه‌جا مثل پايگاه نقد در دسترس نيست كه بيايد و زير اثرش جمله‌ي توضيحي بنويسد يا شفاهاً براي مخاطب توضيح بدهد. كلام، بايد خودبسنده باشد تا بتواند وظيفه‌ي خود را به‌ درستي و كمال، انجام دهد.
تا يادم نرفته اين نكته‌ي مهم را يادآوري كنم كه در فرازهايي از اين سروده‌ها با سراينده‌اي خوش‌قريحه و گاه طناز مواجهيم كه نه‌تنها به ظرفيت‌هاي كلمات توجه دارد بلكه در پرداختن مضاميني با استفاده از اين ظرفيت‌ها تواناست. در سطر سوم سروده‌ي اول، از بارهاي معنايي نهفته در «شمع» و «پروانه» براي رسيدن به ايهام و نيز قياس دو وضعيت دلخواه و نادلخواه، به‌خوبي استفاده شده است. اين توجه، در تقطيع «دلكو» و رسيدن به پرسش مهم «دل كو؟» كه اصل حرف اين دو بيت است هم ديده مي‌شود. غريبگي «جك» در اين بين هم دقيقا به تاثير بيشتر اين تصوير كاريكاتوروار، كمك مي‌كند؛ تصويري كه از توجه به ظرفيت‌هاي زباني حاصل شده است و مي‌تواند به عنوان يك نمونه‌ي موفق، هميشه در گوشه‌ي ذهن سراينده، به مثابه‌ي الگوي يك تجربه‌ي خوب شخصي، جا خوش كند.
در سروده‌ي دوم «نيمي از جهان» به جاي «نصف جهان» آمده كه درست نيست؛ چون در اين موارد بايد از اصلِ ساخت استفاده شود. در سروده‌ي سوم هم دو جمله‌ي ناقص داريم كه قطعا به شيوايي و رسايي كلام، لطمه مي‌زنند؛ «اين خيابان نابود (مي‌شود)» و «اين خيابان، پرسود (است)». قرار نيست هر جا كه ديگر وزن اجازه نداد، ادامه‌ي جمله را ببُريم و دور بيندازيم.
اميدوارم كه در نوبت‌هاي بعدي، باز هم با نمونه‌هايي از پيشرفت و توفيق سراينده، مواجه باشيم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
علی نظری سرمازه » چهارشنبه 19 تیر 1398
درودبرشاعرگرامی و منتقد بزرگوار ازاینکه نقدفرمودیدسپاسگزارم به امید پیشرفت...

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.