فرموله شدن شعر




عنوان مجموعه اشعار : رباعی۳
شاعر : محمد قریشی


عنوان شعر اول : ۱
دلگیر از این جماعت ساکت و سرد
من مانده‌ام و غروب و تنهایی و درد

حتی سایه که دائما با من بود
تاریک که شد پشت مرا خالی کرد

عنوان شعر دوم : ۲

آن کیست که در خانه‌ی تن می‌ماند؟
با مرکب جسم تا ابد می‌راند

وقتی در خاک دائما جاذبه‌ای
دارد ما را سوی خودش می‌خواند

عنوان شعر سوم : ۳
شب، خواب شما روی پر طاووس است
آرام و عمیق، مثل اقیانوس است

بیچاره من و مردم این آبادی
بیداری‌مان نیز پر از کابوس است
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
در این نوبت هم سه رباعی از آقای محمد قریشی می خوانیم. از سابقه شعرهای فرستاده شده شاعر، مشخص است که آقای قریشی به صورت تخصصی به شعر کوتاه و رباعی می پردازند و البته این تمرکز می تواند کمک زیادی به روند صعودی کیفیت اشعار شاعر کند. البته شاعر باید به این نکته هم توجه کند که فرموله شدن شعرها و قراردادی شدن چینش منطق های شعری می تواند به مرور به کیفیت آثارش ضربه بزند. من نمی گویم که این اتفاق افتاده است، تنها هشدار و انذاری برای جلوگیری از وقوع این اتفاق می دهم.
به خاطر کوتاه بودن قالب رباعی، معمولاً نکته و حرف اصلی شعر در یک نقطه متمرکز است. این نقطه تمرکز هم، باز معمولاً در مصرع آخر است. توجه داشته باشید که گفتیم «معمولاً» و نه «لزوماً». به هر حال رباعی اول رباعی خوب و منسجمی است. یکی از اشکالاتی که مخصوصاً در رباعی گریبان اثر را می گیرد این است که شاعر از آخر به اول شعر می گوید. یعنی مصرع آخر را می سراید و سه مصرع بعدی را پشت سر آن می چیند. البته باید یادمان باشد که حرف ما به این معنی نیست که شاعر حتماً و لزوماً باید شعر را از جای خاصی شروع کند. اینها همه جزء فنون و روش های نوشتن است و به کسی جز خود شاعر ربط ندارد اما در نهایت، محصول پایانی نباید هیچ رد و اثری این داشته باشد که شاعر اجباراً چند مصرع را به حرف اصلی خود چسبانده است. رباعی های زیادی وجود دارند که بیت اول و گاه حتی سه مصرع اول آن، هیچگونه کارکرد و استفاده ای جز پر کردن جاهای خالی را ندارند. این خود می تواند اشکال بزرگی در کار بوجود آورد. اما در مورد این رباعی باید گفت: این اتفاق نیفتاده است. شعر با حسن تعلیل آغاز می شود و شاعر با چینش درست و مناسبی، مخاطب را به حرف پایانی سوق می دهد. نکته مصرع آخر هم کشف جالب و تازه ای است. نکته دیگر اینکه زبان در رباعی دچار لغزش و اشکال نشده است و ذهن مخاطب انگار که روی ریلی حرکت کرده و طبق برنامه شاعر، به کشف نهایی رسیده است.
این موضوع تا حدود زیادی در مورد رباعی دوم هم صادق است. اما نکته ای که وجود دارد این است که مصرع دوم تقریباً نقشی خنثی و بدون کارکرد دارد. در مصرع دوم ما همان تکرار مصرع اول را داریم. نکته دوم اینکه در دو مصرع اول ما با ترکیب هایی آشنا و کلیشه ای مواجهیم. «خانه تن» و «مرکب جسم» هر دو ترکیب هایی اند که نسبت چندانی با شاعرانگی و تازگی ندارند و بیشتر شبیه شعارها و حرف های تکراری شده اند. اما باز هم کشف بیت بعدی جالب توجه است. اگر چه به نظر می رسد نوعی پخش شدن ضربهء شعر در مصرع سوم و چهارم، قدرت کلی شعر را گرفته است.
شعر سوم اما از دو شعر قبلی ضعیف تر است. اول اینکه «خواب روی پر طاووس» کلاً تصویر غلطی است. ما چنین اصطلاحی نداریم و ذهن نمی تواند آن را به خواب راحت تعبیر کند. «پر قو» نمادی از خواب راحت است اما «پر طاووس» المان دیگری است و ارتباطی به نرمی و خوشخوابی ندارد. تشبیه خواب آرام و عمیق به اقیانوس از یک طرف مرتبط و معقول می آید و از طرفی دیگر ابتر. چرا که خود خواب نسبت دقیقی با اقیانوس ندارد اگر چه مشخصه هایش (عمق و آرامش) این ارتباط را دارد. به هر حال ما در ذهن نمی توانیم اینطور تشبیه کنیم که فلانی مثل اقیانوس عمیق خوابیده است. این وجه شبه باید به خود مشبه هم بیاید. همانطور نمی توانیم مثلاً باز عمق خواب را صرفاً به خاطر عمیق بودن مثلاً به چاه نفت تشبیه کنیم. بیت دوم هم اگر چه نکته کوچکی در مصرع چهارم دارد اما حرف کلی آن شعاری و کلیشه ای است و از تا حدودی شاعرانگی فاصله گرفته است.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.