خشت اول بنای شعر کلاسیک




عنوان مجموعه اشعار : درد دل
شاعر : جلال گهربخش


عنوان شعر اول : تنهایی
دل در ایینه تنهایی دیدن ، تماشا دارد
سر در جیب تفکر به خود اندیشیدن ، تماشا دارد.

کشف اسرار وجود در راز و نیازسحری، زیباست
ولی سوختن در عشق ازلی ، تماشا دارد.

بوسه باران بر غنچه گل لطیف است ، لیک
قطره اشک به تمنای وصال ، تماشا دارد.

دلتنگی عاشق در پی معشوق حدیثها دارد، ولی
تنگ دل خود بودن و غم خوردن ، تماشادارد.

حجاب از دیده دل زدودن مشکل است ، اما
بی پرده بایار سخن گفتن ، تماشا دارد.




عنوان شعر دوم : گناه
گویند فرشتگان راراهی نیست به دروازه عشق
از انروست که در اسمانند و قدوس!

گویند عشق از ان ما زمینیان است و بس
از انروست که در طغیانیم و در گناه!

زمین بدون ادم ،
ادم بدون عشق ،
عاشق بدون گناه نمیشود.

عنوان شعر سوم : اشنا
من ترا از کودکی میشناسم
از ان هنگام ترا من میشناسم

شب هنگام د ر پشت بام خانه ،
خیره در انبوه ستارگان ، ستاره ای لغزید در کنارم
ترا من میشناسم !
اسمان خندید و گفت : تو اورا میشناسی ؟!

قدم زنان در کوچه پی کوچه های محله ،
با دیوارهای گلی ، عطر یاس پیچیده با نوازش باران
قطره ای افتاد بر صورتم
ترا من میشناسم!
باران تبسمی کرد و گفت :
تو اورا میشناسی ؟!

صبحگاهی دلنشین ، باترنم صدای جیک جیک گنجشکان ،
در انبوه شاخه های نارون گوشه حیاط، برگی افتاد به دامنم ،
ترامن میشناسم!
نسیم باد از لابلای ساقه ها رقصید و گفت :
تو اورا میشناسی ؟!

اولین روز دبستان ،نشسته بر نیمکتی چوبی
شوخ و پر امید ، با دفتری نانوشته ، کتابی نا خوانده
حرفی نوشت بر لوح دلم
ترا من میشناسم !
معلم صدایم کرد و گفت :
تو اورا میشناسی ؟!

ان لحظه که " من " هم نبود ، حتی در خیالم
عشق غلطید در حضورم،
ترا من میشناسم !
خدا مهربانانه نگریست و گفت :
تو اورا میشناسی ؟!
پس باشد در کنارت!
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم.
ورودتان به اقلیم شعر، جای بسی خوشبختی است. برای بیان شاعرانه و ارائه هر منظور و مقصودی در قالب شعر، هیچ وقت دیر نیست اما لازم است با شتاب بیشتری به فراگیری چهارچوبهای اصلی شعر بپردازید. تا اینجای کار، نوشته شما کمی تا حدودی آهنگین است اما موسیقی سالمی بر آن حاکم نیست. باآنکه از ردیف در پایان هر بیت به‌خوبی بهره برده‌اید اما به کلمات قبل از ردیف یعنی قافیه توجهی نشده است.
برای شروع کار باید هم وزن (موسیقی) شعر را به‌خوبی بشناسید و هم قوانین مربوط به قافیه را رعایت کنید. در غزل‌گونه‌ای که شما سروده‌اید کلمات قبل از ردیف( تماشا دارد) عبارتند از: دیدن، اندیشیدن، ازلی، وصل، خوردن و گفتن. جدای از اینکه این کلمات با هم همقافیه نیستند از نظر وزنی نیز در این شعر نمی‌توانند قبل از ردیف تماشا دارد قرار بگیرند. پس اولاً کلمات قافیه باید در حداقل در یک حرف و حرکت ماقبل آن باهم مشترک باشند ثانیا باید از نظر موسیقی قابلیت قرار گرفتن در این وزن را داشته باشند.
فرض کنید قافیه این غزل کلماتی مانند باران، یاران، قربان، جان و ...باشد که همه در حرف "نون" و صدای "آ" قبل از "نون" که "حرف رَوی" نامیده می‌شود مشترکند. این کلمات نیز با انکه قافیه‌های سالمی را تشکیل می‌دهند نمی‌توانند از نظر وزن (موسیقی) حاکم بر این شعر در کنار ردیف "تماشا دارد" قرار بگیرند. اما اگر وزن یا موسیقی این شعر را در بحر عروضی "فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان" تصور کنیم و از کلمات دیدار، دلدار، دار، یار و ...یعنی قافیه "الف و ر"( آر) استفاده کنیم چنین چینشی امکان‌پذیر است.
با این حساب، غزل شما می‌تواند با این بیت به عنوان مثال شروع شود:
دل در آیینه دیدار تماشا دارد لحظه وصل تو ای یار تماشا دارد
که در آن، هم رعایت قافیه دیدار و یار قبل از ردیف "تماشا دارد" شده است و هم وزن شعر درست است.
و اما موسیقی:
بی‌تردید می‌دانید شعر کلاسیک از نظر عروضی( علم موسیقی شعر )تابع مقررات و شرایطی است که شاعر باید آن را رعایت کند؛ ازجمله اینکه هر وزن یا بحری را که انتخاب کردید باید تا انتها هم آن را ادامه دهید. تعداد افاعیل یا رکن‌های شعر باید حفط شود و ثابت بماند؛ مثلاً در وزن پیشنهادی بالا، موسیقی شعر شما "فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن است یعنی چهار رکن دارد که شما نمیتوانید به صلاحدید خود یک یا چند مصراع شعر را با ۴ رکن و برخی دیگر را مثلا با ۵ رکن بنویسید.
حال برمی‌گردیم به شعر خودتان:
"دل در آیینه تنهایی دیدن تماشا دارد"
"فاعلاتن/ فعلاتن/ فعلاتن/ فعولن/ فع لن"( البته این مصراع وزن سالمی ندارد)
سر در جی/ب تفکر /به خود اندی /شیدن تماشا دارد
"فاعلاتن/ فعلاتن/ فعلاتن/ فع لن /فعولن/ فع لن
می‌بینید که این دو مصراع علاوه بر اینکه وزن سالمی ندارند هم اندازه هم نیستند و تعداد رکن‌هایشان کم و زیاد است.
وطیفه شاعر این است که در شعر کلاسیک یعنی غزل، مثنوی و نظایر آن، مصراع‌هایی هم اندازه بسراید. برای این کار، شما باید آنقدر شعر خوانده باشید که وزن شعر خود به خود ملکه ذهنتان شده باشد و یا انکه با علم عروض آشنایی پیدا کنید تا بتوانید مصراع‌های خود را در صورت تردید تقطیع کنید و ایراد وزن آن را بیابید؛ مثل کاری که ما در دو مصراع بالا از شعر شما انحام دادیم و دیدید که مصراع دوم، یک رکن (رکن چهارم ) اضافه‌تر از مصراع اولتان داست.
توصیه می‌کنم با کتابهای "عروض و قافیه" بیشتر دمخور باشید و مدتی آنها را مطالعه کنید و روی شعرهای خودتان یا دیکران تمرین کنید و تلاش کنید وزن یا بحر عروضی آن‌ها را به دست آورید و درصورن وحود اختلاف، موارد اشکال را بیابید. در همین کتاب شما با اصول قافیه نیز همانطور که در سطرهای ابتدایی این نوشتار توضیح دادم آشنا می‌شوید؛ یعنی مواردی مانند صامت، مصوت، واج، حرف روی، عیوب قافیه و نظایر آن...
شعر دوم شما را نیز خواندم. مضمون بسیار بلند و عمیقی داشت و از این بابت به شما تبریک می‌گویم. به نظر می‌رسد برای شعر بی‌وزن مستعدترید؛ اما باید بدانید که ابتدا لازم است اصول وزن و موسیقی را فرا بگیرید و بعد به سمت شعر سپید یا بی‌وزن بروید تا بتوانید از موسیقی درونی به‌موقع خودش و در حای خوذش به‌خوبی استفاده کنید.

برای شما آرروی موفقیت دارم.
باقی بقایتان!

منتقد : علی رضا احرامیان پور




دیدگاه ها - ۲
علی رضا احرامیان پور » شنبه 22 تیر 1398
منتقد شعر
لطفها می کنی ای خاک درت تاج سرم
جلال گهربخش » پنجشنبه 20 تیر 1398
سلام خدمت استاد بزرگوارم‌ از نقد عالمانه و ادیبانه جنابعالی کمال استفاده را نمودم . نکات مذکور را سر لوحه نوشته هایم قرار خواهم داد. لطفتان مستدام‌. عزتتان پایدار

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.